| |
 |
|
فرمان جهان مطاع همایونی در باب نکاح مدیران عذب اوغلی |
|
|
|
به مجرد وصولِ رایتِ عالی از خراسان شمالی به بلاد بوشهر و نزول اجلالِ همایون فال به عمارت کیوان اشارتِ بلدیه ی بوشهر، به حکمِ کیاست و به یمن هوش و سیاست واقف شده ایم که همه ی معضلات ایرانی بل جهانی از قحط و سیل و غلاء و گرانی همه به علت وجودِ نامسعود صاحب دیوانان و پیشکاران مجرد و عذب اوغلی در این بلدیه بوده چون ابلیس پر تلبیس با وساوس خویش نمی گذارد آنان چنان که بایسته است به خدمت شایسته مشغول باشند. علی ایحال به
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
 |
|
|
 |
|
پروکراستاندیشی / اقتدارطلبی |
|
|
|
داود خزايي
پروکراستس (Procrustes) یا همان پروکراست شخصیتی است در اساطیر یونان که قلعه¬ای برای خود دارد و رهگذران را به آنجا فرامی¬خواند و شب¬هنگام آنان را بر تختی ویژه می¬خواباند و به آنها می¬گوید که این تخت برایتان آسوده¬ترین خواهد بود چرا که جادویی است و درست اندازۀ آن کس می¬گردد که بر آن بخوابد. بعد به سراغشان می¬آید و می¬گوید اگر تخت بزرگ¬تر از توست، تو را کش می¬آورم که اندازه¬ات شود و اگر کوچک¬تر سر یا پایت را می¬بُرم تا
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
|
یادداشت
هفته |
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
دوم خرداد و سوم خرداد |
|
|
|
رضا معتمد
امروز دوم خرداد است و یادآور حماسه ای بزرگ از حضور مردم. فردا هم سوم خرداد و باز یادآور حماسه ای بزرگ از حضور مردم است. این دو حضور حماسه ساز، نماینده ی اراده ی بزرگ ملتی بزرگ اند و هر دو در جای خویش ماندگار و قابل تکریم و احترام. این دو روز ماندگار در تاریخ در طول هم اند نه در عرض هم. چنان که متاسفانه در تمام طول این سال ها عده ای تلاش کرده اند و همچنان تلاش می کنند این دو روز را در برابر هم قرار دهند.
|
|
|
|
 |
|
|
|
«آرچین» معلّم من بود |
|
|
|
رضا معتمد
مهرماه سال 63 بود. ما دانشجویان اولین دوره ی تربیت معلم شهید رجایی برازجان بودیم. تعدادی دانشجوی بومی استان بوشهر – و اکثراً دشتستانی – و تعدادی هم دانشجوی غیر بومی از استان کهکیلویه و بویر احمد که همگی هم در رشته ی آموزش ابتدایی درس می خواندیم. در آن دوره ی دو ساله هم درس های عمومی داشتیم و هم دروس اختصاصی به ویژه روش تدریس. یکی از درس های عمومی مان «جهان بینی اسلامی» بود. مدرس این درس مردی جوان بود که به
|
|
|
|
 |
|
|
|
مخالف عمل گرایی نباشیم |
|
|
|
رضا معتمد
سخنان استاندار بوشهر در اولین نشست مطبوعاتی اش بازتاب رسانه ای خوبی داشت. به ویژه آن جا که وی با اشاره به کیفیت نان بوشهر، وعده داد این معضل را به عنوان اولین گام اش پس از حضور در استان حل کند. این سخن استاندار با واکنش های گوناگون و اکثراً منفی در سطح استان مواجه شده است. برخی این سخنان را توهین استاندار به مردم بوشهر دانستند (به ویژه آن جا که گفت نان بسیاری از نانوایی های بوشهر را گوسفندان هم نمی خورند) و عده ای نیز از
|
|
|
|
 |
|
|
|
ثواب و گناه آقاي استاندار |
|
|
|
رضا معتمد
آقای ابوطالب شفقت استاندار محترم بوشهر در هفته های اخیر در پاسخ به نقدهایی که از عملکرد وی در عرصه ی اجرایی به ویژه از سوی چند نشریه ی محلّی بیان شده، به دفعات مطالبی عنوان نموده است که هر کدام به فراخور جایگاه و موقعیت و مقام استاندار محترم قابل تامل و در عین حال باعث تاسف است.
پیش از آن که به مصادیقی از مطالب ایشان اشاره کنیم، این جمله ی آقای شفقت در سمینار «همت مضاعف و کار مضاعف» را که در دشتستان بیان نموده است، سر فصل این نوشته قرار می دهیم و در برخوردی قیاسی با دیگر سخنان
|
|
|
|
 |
|
|
|
نوروز بی ویژه نامه |
|
|
|
رضا معتمد
از حدود یک ماه پیش همه ی دوستانی که دوستدار پیغام اند، با یادآوری نزدیکی نوروز می پرسیدند آیا امسال هم پیغام «ویژه نامه» منتشر خواهد کرد یا نه؟نفس این سوال که یک سویش جنبه ی «سلبی» داشت، برایم جالب و در عین حال مایه ی تاسف بود. زیرا در همه ی چند سال گذشته که پیغام طبق سنتی نانوشته ویژه نامه نوروزی منتشر می کرد سوالات دوستان حول محور تعداد صفحات بود و این که آیا هنوز فرصت ارسال مطلب هست یا خیر. امسال اما همه انتظار چیزی را می کشیدند که برای پیغام و بسیاری مطبوعات همسان و همسالش پیش آمد. پیغام و چند نشریه ی مستقل
|
|
|
|
 |
|
|
|
از جو گرفتگی «جمال آباد کالو» تا موج گرفتگی «شیف» ! |
|
|
|
رضا معتمد
روز پنجشنبه که مصادف با میلاد پیامبر اکرم (ص) و هفته ی حدت بود، فرصتی فراهم شد تا به اتفاق جمعی از روزنامه نگاران عضو خانه ی مطبوعات استان بوشهر، به جزیره ی شیف سفر کنیم. این سفر اگر چه در مجموع سفری مفرّح و در معیّت جمعی از همکاران روزنامه نگار و برخی اهالی فرهنگ، دلگشا بود و به ویژه این که اولین سفر بسیاری از ما به جزیره ی شیف محسوب می شد (که این نکته نیز خود جای بسی تامل دارد!) اما از جهاتی نیز اسباب دلتنگی و ناراحتی بود. ناراحتی از این که می دیدیم جزیره ای زیبا در چند کیلومتری بوشهر که می توانست و می تواند با کمی توجه دلسوزانه به
|
|
|
|
 |
|
|
|
سرفرازی در آزمون تاریخ |
|
|
|
رضا معتمد
در باره ی تاریخ – به ویژه تاریخ مرز و بوم خودمان - آن چه تاکنون شنیده ام، تقریباً جز این نبوده است که «تاریخ را قدرتمندان می نویسند» یا «تاریخ چیزی جز قلب واقعیت آن هم به سود زورمندان نیست.»
دستکاری و تصرف حاكمان در تاریخ به نوعی بدبینی تاریخی نسبت به آن نیز دامن زده است آن چنان که مردم ما را اصولاً از خواندن تاریخ و اعتنا به وقایع تاریخی بی علاقه و بی انگیزه کرده است. آنان بر اساس این اعتقاد که تاریخ چیزی نیست جز تحریف واقعیات به نفع طبقه ی حاکم، رغبتی به خواندن آن ندارند و نتیجه ی این بی توجهی به تاریخ عارضه ای است که
|
|
|
|
 |
|
|
|
گناه این «سیّد» چیست؟ |
|
|
|
رضا معتمد
کاغذین نامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای عَلَم داد نکرد
سید مرتضی کراماتی شاعر جوان دیّری و از کارمندان قراردادی و با سابقه ی ارشاد دیّر، از پایان اسفندماه 87 به دستور مستقیم شفیعی مدیر کل ارشاد اسلامی لغو قرار داد و مدت دو ماه است که بیکار شده است. کراماتی که سه دوره ی پیاپی عضو شورای اسلامی بردستان نیز می باشد، از سال 1375 به صورت قراردادی در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیّر به کار مشغول بوده است و در میان کارکنان قراردادی ارشاد که متأسفانه تعداد آن ها کم هم نیست، یکی از با سابقه ترین هاست. با این حال معلوم نیست که دلیل لغو قرارداد ناگهانی وی به دستور مدیر کل ارشاد چیست.
|
|
|
|
 |
|
|
|
انتقاد آری؛ « زیر آب زنی» نه! |
|
|
|
رضا معتمد
آقای مدیر کل
آقای نصرالله شفیعی مدیر محترم فرهنگ و رشاد اسلامی استان طی یادداشتی که در سایت وابسته به این اداره کل آمده است، به طور تلویحی از برخی نشریات استان به دلیل آن چه او «تحریم» جشنواره ی منطقه ای مطبوعات نامیده است، انتقاد کرده و برخی مطبوعات را متهم نموده که همانند ارگان احزاب سیاسی به تحریم اخبار مربوط به رقیب پرداخته و از انعکاس دو رویداد فرهنگی در استان که متولی آن اداره کل ارشاد بوده است، خودداری کرده اند. ابتدا باید این
|
|
|
|
 |
|
|
|
شهر خالی ست زعشاق... |
|
|
|
رضا معتمد
سال 88 سال پرملال و نفس گیری بود. سالی پر ماجرا و پر هیاهو که دست کم برای نگارنده رهاوردی جز ملال و کسالت نداشت. تنها نقطه ی دلخوشی و بهانه ی امیدمان حضور خاتمی آن هم پس از کلی اصرار و خواهش و تمنا بود که آن هم پس از سفر پر از شور و هیجانش به استان های جنوبی به ناگهان با آمدن غیر مترقبه ی میر حسین به صحنه دود هوا شد و فضای سر در گمی و استیصال به اضافه ی مبلغ معتنابهی دلخوری
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
در بیان سبب عطایای دولت علّیه ! |
|
|
|
به میمنت و مبارکی دوام دولت همایون و مهر و عطا و بخشش و گشاده دستی روز افزون، از اکناف و اطراف ولایات و دهات ممالک محروسه خبرهای خوش یکی پس از دیگری واصل می شود از جمله این که چاکران و گماشتگان بلاد و ولایات در تمام صفحات ممالک محروسه سخت مشغول رساندن عطایا و هدایای دولت علِّیه از برنج و روغن و گوشت و علی الخصوص سیب زمینی که این یکی دو سال کمبودش غلغله در سفره ی رعیت انداخته بود، هستند و عالیجاه همایونی خود
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
 |
|
 |
|
تعداد مطالب : 2440
تعداد پيغامها : 218
آمار بازدید : 380594
افراد آنلاين : 7
|
|
|
 |
|
|
|