| |
 |
|
استفسار اندر معنی کلمه ی غریب و نامأنوس «شارلاتانیزم» |
|
|
|
شیخ را گفتم: ای شیخ امروز از تو پرسشی دارم بس صعب و دشوار که اگر مقدار دانایی و میزان توانایی چون تو دانا مردی را نمی دانستم، به هیچ روی نمی پرسیدم که آن چه خواهم پرسید، در باب لغتی است که امروزیان ادایش نکنند و از آن آیندگان و مردمان قرون و سنوات آتیه است. شیخ گفت ای مرید حوصله ام را سر بردی از این همه تملّق و درازگویی. بگو تا چیست آن لغت که اگر معنی اش دانم، گویم و اگر ندانم، شیخ نباشم اگر نگویم که نمی دانم.
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
 |
|
|
 |
|
پروکراستاندیشی/اقتدارطلبی |
|
|
|
داود خزايي
پروکراستس (Procrustes) یا همان پروکراست شخصیتی است در اساطیر یونان که قلعه¬ای برای خود دارد و رهگذران را به آنجا فرامی¬خواند و شب¬هنگام آنان را بر تختی ویژه می¬خواباند و به آنها می¬گوید که این تخت برایتان آسوده¬ترین خواهد بود چرا که جادویی است و درست اندازۀ آن کس می¬گردد که بر آن بخوابد. بعد به سراغشان می¬آید و می¬گوید اگر تخت بزرگ¬تر از توست، تو را کش می¬آورم که اندازه¬ات شود و اگر کوچک¬تر سر یا پایت را می¬بُرم تا
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
|
سفر به
دیگر سو |
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
پروکراستاندیشی/اقتدارطلبی |
|
|
|
داود خزايي
پروکراستس (Procrustes) یا همان پروکراست شخصیتی است در اساطیر یونان که قلعه¬ای برای خود دارد و رهگذران را به آنجا فرامی¬خواند و شب¬هنگام آنان را بر تختی ویژه می¬خواباند و به آنها می¬گوید که این تخت برایتان آسوده¬ترین خواهد بود چرا که جادویی است و درست اندازۀ آن کس می¬گردد که بر آن بخوابد. بعد به سراغشان می¬آید و می¬گوید اگر تخت بزرگ¬تر از توست، تو را کش می¬آورم که اندازه¬ات شود و اگر کوچک¬تر سر یا پایت را می¬بُرم تا
|
|
|
|
 |
|
|
|
سطرهاي پرآوازه از ويليام بليك |
|
|
|
داود خزايي
برف هامبورگ هم بر زمين نشست، دومين برف. برف نخست زود آب شد و بيشتر گَردِ برف بود تا برف. برف دوم آبدار و پنبهاي. هر چند برف دوم هم چند روز است که آب شده، اما زيبايي آن هنوز در دريچه ي چشمم مانده است. آسمان هامبورگ معمولا –آنطور كه ميگويند- برفريز نيست اما امسال از بختياري ماست شايد كه پس از سالها نديدن روي
|
|
|
|
 |
|
|
|
مانندهات كنم به يكي روز نوبهار؟ |
|
|
|
داود خزايي
داستان ترجمة غزليات شكسپير به فارسي هنوز تمام نشده است و هنوز ترجمة درخوري به انجام نرسيده است و هنوز اختلاف نظر هست كه غزل شكسپيري را به صورت غزل ترجمه كنيم كه ذوق ايراني راحتتر بپذيرد يا ساختار رباعي، رباعي، رباعي، مثنوي را به كار بگيريم كه مانند ساختار شكسپير باشد. غزل شكسپيري يك موضوع را با سه تصوير متفاوت
|
|
|
|
 |
|
|
|
ارمني |
|
|
|
داود خزايي
اين بار سنت شكني كردهام و براي دوستان نه تحفهاي از ادبيات انگليسي كه از ادبيات كردي از قلم يكي از شاعران بنام زادگاهم كرمانشاه، علي اشرف نوبتي، معروف به پرتو كرمانشاهي به ارمغان آوردهام كه هم يكي از بلندآوازهترين شعرهاي آن سامان را بشنويد و هم با خط كردي آشنا شويد. در اين ديگر سو كه هستم ياد روزگار جواني و شادابي درخت
|
|
|
|
 |
|
|
|
کهنالگوی مرگ-باززایش در رؤیای فرعون |
|
|
|
داود خزايي
مرگ-باززايش يكي از كهنالگوهاي مكرّر در ادبيات است. در داستان يوسف، رؤیای فرعون هم باز با کهنالگوی مرگ-باززایش، متناسب است؛ "و پادشاه (مصر) گفت: من (در خواب) هفت گاو فربه ميبينم که هفت گاو لاغر آنها را میخورند و هفت خوشۀ سبز و (هفت خوشۀ) دیگر خشك ..." (قرآن، 12: 43). در روايتِ باب پيدايش از كتاب مقدس (1973) نخست،
|
|
|
|
 |
|
|
|
جيمز بازول (1740-1795) نويسنده و وكيل اسكاتلندي |
|
|
|
داود خزايي
جيمز بازول (1740-1795) نويسنده و وكيل و يادداشت¬نگار اسكاتلندي است كه در ادينبورگ به دنيا آمد. آنچه بازول را نامآور كرده است نگارش كتاب زندگي ساموئل جانسون (1791) است كه از زمان انتشار تاكنون هيچ از آوازه¬اش كاسته نشده. سبك بازول به سبب وارد كردن گفتگوهاي جانسون از ديگر زندگينامه¬ها جدا بود. بازول كه در جواني جانسون را ديده بود آهنگ نوشتن زندگي¬نامه¬اش را در سر داشت از اين رو در درازناي سالهاي نشست و برخاست با جانسون،
|
|
|
|
 |
|
|
|
گذری کوتاه بر عنصر چاه در داستان یوسف (ع) |
|
|
|
دو هفتة پیش اشاره¬ای به ادبیات تطبیقی کردم. این هفته با نظر به ادبیات تطبیقی، نگاهی بسیار کوتاه بر عنصر چاه در داستان یوسف (ع) می¬اندازیم.
داود خزايي
زمین را از دیرباز در اسطورههای گونهگون، مادرزمین نامیدهاند. برای مثال، در اساطیر یونان مادرزمین را گایا مینامیدند که با پدرآسمان (اورانوس) درميآميزد و از این آميغ تايتانها به دنیا میآیند (هميلتون، 1959: 64). یکی از عناصر زمین که در ادبیات جهان نفوذ بسیار دارد غار است. از بابِ اهمیت موضوع، به چند مورد اشاره میکنیم. در داستان بیژن و منیژه
|
|
|
|
 |
|
|
|
ادبيات تطبيقي |
|
|
|
داود خزايي
اشاره: چند هفتهاي به خاطر سفر به ديگر سو، از «سفر به ديگر سو» در قطار پيغام جاماندم. اينك پس از چند هفته:
منظور از ادبيات تطبيقي بررسي نقادانة ادبيات دو يا چند گروه متفاوت زبانشناختي، فرهنگي يا ملّيست. هر چند رسم بر آن است كه در گسترة ادبيات تطبيقي، به بررسيِ تطبيقيِ آثاري از زبانهايِ متفاوت بپردازند، اما ميتوان آثاري از يك زبان را هم با هم سنجيد، مشروط بر آنكه اين آثار از مليّتها يا فرهنگهايي برآمده باشند كه به آن زبان سخن بگويند. در اين گسترة
|
|
|
|
 |
|
|
|
تجلي كردگار "God's Grandeur" |
|
|
|
داودخزايي
گيتي آگنده از تجلّي كردگار است.
كه چون ذرخشي برآمده از زربرگي لرزان شعله ور خواهد درخشيد؛
بزرگيش به بزرگي مي گرايد چونان فروچكانشِ چكه هاي دانة زيتون
آنگاه كه فروشكند. از چه رو ديگر پرواي چوبدستش نيست؟
|
|
|
|
 |
|
|
|
بهرة يكم. طبيعت |
|
|
|
هفتة پيش درآمدِ طبيعت را خوانديد. اينك بهرة يكم شعر منثور طبيعت را بخوانيد
داود خزايي
براي خلوت گزيدن، آدم همان اندازه كه بايد از جامعه دوري گزيند بايد از اتاق خود هم دوري گزيند. هنگام خواندن و نوشتن، هر چند كسي با من نيست، اما تنها نيستم. اگر كسي تنهايي را خواهان است، بگذار به ستارگان بنگرد. پرتوهايِ برآمده از آن دنياهاي آسماني، او را و هر آنچه را بر آن دست ميكشد، از هم جدا ميكنند. شايد كسي بينديشد كه از آن رو طرحِ جوّ را شفاف ريختهاند، كه حضورِ ديريازِ خداوند را در اجرامِ آسماني، به آدمي ارزاني كنند
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
در بیان سبب عطایای دولت علّیه ! |
|
|
|
به میمنت و مبارکی دوام دولت همایون و مهر و عطا و بخشش و گشاده دستی روز افزون، از اکناف و اطراف ولایات و دهات ممالک محروسه خبرهای خوش یکی پس از دیگری واصل می شود از جمله این که چاکران و گماشتگان بلاد و ولایات در تمام صفحات ممالک محروسه سخت مشغول رساندن عطایا و هدایای دولت علِّیه از برنج و روغن و گوشت و علی الخصوص سیب زمینی که این یکی دو سال کمبودش غلغله در سفره ی رعیت انداخته بود، هستند و عالیجاه همایونی خود
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
 |
|
 |
|
تعداد مطالب : 1675
تعداد پيغامها : 139
آمار بازدید : 136761
افراد آنلاين : 1
|
|
|
 |
|
|
|