کد خبر : 938       تاریخ : 1392/04/25 14
هشدار، شیاطین در بند نیستند!
حسین حشمتی

هشدار، شیاطین در بند نیستند!

به بهانه ی حلول ماه خدا و بهار قرآن

رمضان، ماه میهمانی حضرت دوست، بهار قرآن و راز و نیازهای سحرگاهی از راه رسید و مشام جانمان را معطرساخت ، ماهی که یاربی پرده از درو دیوار تجلی می کند و بندگان عاشق آن گاه که در جذبه های الهی اش غرق می شوند به این یقین می رسند که جز او دیاری نیست و هر چه هست اوست.

بسیار مشتاقم این باورهای حقیقی را که از اعماق جانم تراوش می کند، در قالب کلمات و عبارات بر روی کاغذ بیاورم و اسمش را نامه ی عاشقانه ای بگذارم که عبدی برای معبودش می نویسد، نه به این امید که به قول خواجه عبدالله انصاری، از آتش جهنم در امان باشم یا به بهشت برین رهنمون شوم بلکه صرفا به این دلیل که دوستش دارم آن هم نه اکنون که در دهه ی ششم عمر به سر می برم بلکه از دوران طفولیت عاشقش بودم و برایش نامه می فرستادم به این ترتیب که  با کمک برادر بزرگترم بادبادکی با کاغذ رنگی می ساختم و از اکبر می خواستم روی کاغذ سفید براق با خط درشت بنویسد « الله اکبر» و وقتی درغروب آفتاب از پشت بام خانه آرام آرام آن را به باد می سپردم تا به هوا ببرد. فکر می کردم همان لحظه به دستش خواهد رسید و درآن لحظات آن چنان احساس شادی و نشاط می کردم که هنوز هم از یادآوری خاطره اش همان احساس وجودم را سرشار می سازد.

اینها را نوشتم تا مقدمه ای باشد بر آنچه می خواهم به عنوان موضوع اصلی مطرح کنم با این نیت که دوستان مخاطب از موضوع محتوایی برداشت دیگری نداشته باشند.

از همان دوران کودکی که در خدمت ابوی به مسجد محل می رفتیم، از امام جماعت می شنیدم که در ماه رمضان ، شیطان در غل و زنجیر است و بندگان خدا از شر او در امان ، در مکتب هم ملّایمان به ما آموزش می داد، برای این که قرآن را زودتر و بهتر یاد بگیرید، قبل از شروع به خواندن هر سوره، بگویید: « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم» بعدها دردوره ی ابتدایی، معلم شرعیاتمان که یک روحانی بود، برایمان از شیاطین جن و انس می گفت و شرح می داد که این شیطان می تواند در هر لحظه که بخواهد، در وجودتان رخنه کند و شماها را به گناهان ناخواسته سوق دهد و شما باید همواره از شر او به خدای بزرگ پناه ببرید.

بزرگ تر که شدم، در طی تحصیلات متوسطه از طریق دبیر ادبیات که عربی را هم تدریس می کرد و به آن بهانه از قرآن و احادیث هم برایمان شمه ای می گفت، با ادبیات کتاب آسمانی بیشتر آشنا شدم و در همان مقطع زمانی بود که به مناسبت فرا رسیدن ماه رمضان و مسائل خاص دوران جوانی از ایشان پرسیدم ، شیطان کیست و چگونه در این ماه به زنجیر کشیده می شود؟ برای گرفتن جواب این سئوال، به محفل قرآنی مسجد اعظم شهر دعوت شدم و طی چندین جلسه جریان سوگند شیطان برای اغوای انسان را به روایت کلام وحی و بر اساس آیات 72 تا 83 سوره ی مبارکه « ص » برایم تشریح نمود و فهمیدم که در بند شدن شیطان نه تنها در ماه رمضان بلکه در12ماه سال، به تفکرات و اعمال خود شخص بستگی دارد به این معنی که اگر افکار شیطانی را که شامل همه ی زشتی ها و پلید ی هاست، از وجودمان دور کنیم، ابلیس همیشه در بند است اما چنان چه غیر از این باشد، متاسفانه خودمان نقش او را در جامعه بر عهده خواهیم گرفت .

ماحصل کلام این که پذیرش آن نتیجه برای جوانان دهه ی 40 با توجه به امکانات رسانه ای آن زمان که از سطح آموزه های دینی و رادیو و جراید محدود آن سال ها فراتر نمی رفت ،آسان تر و شدنی تر بود اما اکنون سئوال این است که برای جوانان دهه ی 90 که در عصر ماهواره و اینترنت و انواع و اقسام ابزارهای اطلاع رسانی مخرب زندگی می کنند، قبول آن اعتقادات میسراست؟

واقعیت تلغ این است که سیستم های آموزشی، حوزه های علمیه و رسانه ی بزرگ ملی نتوانسته اند همپای  تحولات و دگرگونی های آموزشی دنیای کنونی به پیش بروند و برای بسیاری از سئوالات مهم دانش آموزان و دانشجویان این دوره زمانه، جواب های مستدل و اقناع کننده در مورد مسائل مذهبی تدوین کنند و مطابق فن آوری های نوین در اختیار آنان قرار دهند و این در حالی است که دنیای غرب با تمام توان علمی و

عملی خود مشغول تخریب باورهای مسلمانان ایران و جهان می باشد و این حرف تازه ای نیست که نگارنده امروز به آن پرداخته است بلکه مسئله ای است که رهبر معظم انقلاب چندین سال پیش تحت عنوان « تهاجم فرهنگی » مطرح کردند و هشدار دادند اما دستگاه های مسئول واکنش آجل و عاجلی نشان ندادند، گویا هنوز متوجه نشده اند که دشمن فرهنگی، از خاکریزها عبور کرده و اکنون در خانه های مردم حضور دارد!


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=938

نظـــرات شمـــا