کد خبر : 9379       تاریخ : 1392/11/29 09:47:51
مرکر

مرکر

واقعاً آدم از رویکرد گاهی به گاهی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ( البته تعداد کمی از آن ها) تعجب می کند و حق دارد از این وکلای محترم بپرسد که : چرا ایراد می گیرید که در سبد کالا، برنج خارجی را به جای ایرانی داده اند؟ البته حرف حقی است ولی ما در دولت گذشته در صف های طویل و عذاب آوری برای همین برنج هندی که در عوض پول نفت ، انبارهایمان تا چند دوره ی دیگر ریاست جمهوری انباشته از آن است چقدر سرو

1-واقعاً آدم از رویکرد گاهی به گاهی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ( البته تعداد کمی از آن ها) تعجب می کند و حق دارد از این وکلای محترم بپرسد که : چرا ایراد می گیرید که در سبد کالا، برنج  خارجی را به جای ایرانی داده اند؟ البته حرف حقی است ولی ما در دولت گذشته در صف های طویل و عذاب آوری برای همین برنج هندی که در عوض پول نفت ، انبارهایمان تا چند دوره ی دیگر ریاست جمهوری  انباشته از آن است چقدر سرو دست شکستیم و مجلس محترم ، صدایش در نیامد که نیامد ! و البته چون بنای آن وقت ما بر این بود که در زمینه ی اقتصادی روش « مقاومتی» داشته باشیم ، این کار صورت پذیرفته است اما باید پرسید: با وجود این کالای کاملاً دست چندم  هندی در انبارها ، نباید به گونه  ای از آن  استفاده شود؟ آیا این ها پول « بیت المال» نیستند؟ و آیا برنج  ایرانی مورد نظر به اندازه ی کافی  هست ؟ و اگر هست چرا آن موقع استفاده نمی شد؟ پس بهتر است که از واقعیت های موجود نباید در راستای گروه گرایی و حزب بازی  بهره برداری شود بگذارید وحدتی در داخل صورت پذیرد و گیردادن های خارجی را به سمت و سوی حذف شدن ببرد و به اهداف اصلی پیش رو نظر داشته باشیم!

2-یکی از کاندیداهای محترم دوره ی یازدهم ریاست جمهوری که اهل منطقه ی لُرنشین مسجد سلیمان   است . و در یکی از نهادهای کلیدی نیز عضویت دارد در اعتراض به بخشی از فیلم جدید کمال تبریزی که  در آن اشاره ای به یک فامیل « بختیاری» شده است ، داغ تر از مردم این منطقه از وطنمان به شدت شاکی و معترض شده است ، باید آفرین گفت به این هوشمندی و آینده نگری این شخصیت محترم که از همین  اکنون ، استارت تبلیغات را بر طبلِ چهار سال آینده ی انتخابات کوبیده است!

3- عرصه سیاسی همچون عرصه ی ورزش فوتبال است ، همین که  « بُردی» دست به وقت کشی و چک و چانه های معمول آن  می زنی ، اما اگر باختی ، پیراهنت که به تنه ای خورد فریاد می کشی و وافغانا! چیزی از عمر دولت جدید نگذشته است گروه قبلی که در کشاکش مسایل قبل یا ساکت بوده و یا  بَه بَه گو ، اکنون سراپا آتش شده است و وضعیت هنوز تغییر نیافته ی زمان خویش را به رگبار انتقاد گرفته است . همین گروه چه بسا که با استفاده از اشرافی که بر اوضاع داشت، اجازه ی عرض اندام به منتقدین خود نمی داد ! نتیجه می گیریم که با حزب بازی و دسته و گروه به هم زدن به جایی نخواهیم رسید ( اگر چه در جاهای دیگری ) پاسخ نسبی و شاید کاملی داشته باشد اما ما یا بلد نیستیم و یا به دردمان نمی خورد !

4- بیمارستان شهر ما پر از کارآموز علوم پزشکی است ، کار آموزانی که حقشان است که بیاموزند و به گونه ای ممارست کنند تا وارد بازار و عرصه ی عرضه و پاسخ گفتن به تقاضاها شوند. ولی از مسئولان محترم  باید پرسید آیا بیمارانِ ما نیاز به درمان دارند یا این که باید از بیماری آن ها به عنوان تمرین و آموزش  استفاده شود؟ من حرفه ام نه پزشکی است و نه سردر می آورم  که با آوردن  نمونه و مثال این حوزه ی تخصصی را به نقد بکشم ولی می بینم که یک مریض امروزی در بیمارستان شهرمان برای تزریق یک سرم  و آمپول و موارد مربوط به بستری و درمان چقدر زجر می کشد و بهتر است بگوییم: شکنجه می شود !

5-برای ساخت و ساز در یک زمین ، نیاز به مجوز و استعلام از نهادهای ثبتی و مرتبط با آن هست . شاید با خواندن این چند جمله ی کوتاه خنده اتان بگیرد. ولی در ادامه اش می پرسم چرا بعد از سی و پنج سال که از عمر نظام جمهوری اسلامی می گذرد ، مرتب کسانی پیدا می شوند و روی یک نهاد آماده و به بهره برداری رسیده ی دولتی ما انگشت  می گذارند و : «پُلُمب» ؟! چرا؟ آیا ثبت اسناد و شهرداری و مسئولان  مربوطه ی دیگر خواب بوده اند و یا خدایی ناکرده عمدی در کار بوده است؟ و خدا کند که ما خواب دیده  باشیم!

  


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=9379

نظـــرات شمـــا