کد خبر : 6428       تاریخ : 1392/09/13 09:01:12
بازی

بازی" کلفت ها"

نمایشنامه ی " کلفت ها" اثر ژان ژنه

مینا درعلی

شناخت نامه :

ژان ژنه نویسنده ، نمایشنامه نویس  و شاعرفرانسوی است که با روحیات خاص خود در زندگی عادی دوام نیاورد و به سرکشی های زیادی دست زد و در۱۵ سالگی به «مستعمره‌ی تأدیبی مترِی» فرستاده شد . وی از ۲ سپتامبر ۱۹۲۶ تا ۱ مارس ۱۹۲۹ در آن‌جا بازداشت بود. او در کتاب «معجزه‌ی گل سرخ»( ۱۹۴۶) گزارشی از این دوران بازداشت ارائه می‌دهد که در ۱۸ سالگی با پیوستنش به لژیون خارجی به پایان رسید.

پس از آن نیز ژنه به دلیل بدرفتاری ها و ناهنجاری های اخلاقی  بارها به زندان رفت و نخستین شعرش "نکوهش مرگ" را در آنجا سرود و با هزینه‌ی شخصی چاپ کرد و نیز رمان "بانوی گل‌های ما" را نوشت (۱۹۴۴). وی در پاریس پس از مدت ها تلاش خود را به ژان کوکتو شناساند؛ کسی که تحت تأثیر نوشتار ژنه قرار گرفت. کوکتو از روابطش بهره گرفت تا رمان ژنه را به چاپ برساند و در سال ۱۹۴۹، هنگامی که ژنه زیر سایه‌ی تهدید اعدام قرار داشت، کوکتو و دیگر چهره‌های سرشناس همچون ژان پل سارتر و پابلو پیکاسو، در اقدامی موفقیت‌آمیز به رییس‌جمهور فرانسه طومار نوشتند تا حکم به تعلیق در آید.

 

 نمونه رمان های ژنه ،بانوی گل های ما ،معجزه گل سرخ ، زندانی عشق ،مراسم خاکسپاری ، روزنامه نگاری های دزد و نمایشنامه هایش ؛ نظارت بالا ،بالکن ها، سیاهان ،کلفت ها،خوب ها و پرده ها است.ژنه فعالیت های سیاسی و اجتماعی گسترده ای داشت که از نمونه های برجسته ی آن می توان به همراهی اش با فوکو و سارتر در اعتراض به رفتار خشن پلیس با الجزایری‌های پاریس اشاره کرد؛ پدیده‌ای که از زمان جنگ تا استقلال الجزایر دوام داشت.

خلاصه نمایشنامه ی کلفت ها :

"کلفت ها" سرگذشت دو مستخدمی است که با حسی دوگانه با خانم خود درحال زندگی هستند .آنها بیشتر عمر خود را با زنی گذرانده اند که هم به او عشق می ورزند و هم از او متنفرند، این حس دو گانه آنها را تاجایی می کشاند که با ارسال نامه های جعلی، معشوقه ی خانم خود را به زندان می اندازند و پس از آن که وی به دلیل عدم مدارک کافی در حال آزاد شدن است، تصمیم به کشتن خانم می گیرند اما در این تصمیم و برنامه ریزی نیز ناموفق  می مانند و در نهایت یکی از آن دو کلفت دست به خودکشی می زند و آن دیگری در رؤیای رسیدن به جاه و جلال رؤیایی نمایش را به پایان می رساند!

نقطه نظر:

در این نمایش نامه ما با ساختاری متفاوت مواجهیم، ساختار ضد تئاتربودن این نمایشنامه با تکنیک و شخصیت پردازی متفاوت آن شکل می گیرد؛ تکنیکی مبتنی بر بازی ، بازی شخصیت ها با یکدیگر و با خودشان ! البته باید گفت که تکنیک غالب آثار ژنه ، همین "بازی "است. تماشاگر در حین خواندن اثر و یا دیدن اجرای اثر، در حالی که جذب بازی در بازی های جذاب ژنه است ، ناخودآگاه همه اصول ذهنی او توسط نویسنده زیر سؤال می رود و گویی با نمایشی دروغین در حال دست و پنجه نرم کردن است !

در سایر نمایشنامه های ژنه هم این تکنیک "بازی" بارز است  .مثلاً در" نظارت عالیه" ، لوفران می خواهد نقش هم سلولی خود را بازی کند؛ در "کلفت ها" کلروسولانژ نقش مادام را بازی می کنند، در نمایشنامه "سیاه ها "،  سیاه پوست ها دوست دارند نقش سفیدها را جلوی تماشاگر سفید بازی کنند تا سیاهی تماشاگر سفید را نشان دهند و در" بالکن" ، افرادی که دوست دارند نقش آدم های انقلابی و سرشناس بیرون را بازی کنند همه به نوعی گویای تفکر و دیدگاه وی است.

 ژنه در ابتدای این نمایشنامه شرح مفصلی بر شخصیت ها و نحوه ی بازی آن ها نوشته است .او به ظرافت رفتاری این شخصیت ها پرداخته است، به نوع خاصی از گندیدگی شخصیتی، به این که افراد چه طور می توانند در حسرت آن دیگری بودن ، بمانند و بپوسند!

دیالوگ هایی شبیه دیالوگ  زیر نمایانگر این فضا هستند:

سولانژ بر روی فرش می نشیند ، بر روی یک جفت کفش روباز ورنی تف می کند و مشغول واکس زدن آنها می شود .

 کلر: از شما خواسته ام تف نکنید ! دختر جان بگذارید همه ی تف هایتان در خودتان بماند و بگندد !...

ژنه با ترفندی خاص فضایی را خلق می کند که بعد روانی پنهان یا سرکوب شده ی شخصیت هایش بروز پیدا کنند ، تا بیایند و در مقابل چشم تماشاگر ها بازی کنند  و خود و فضای دلخواسته ی آنها را به تمسخر بکشند!

در طول نمایش رابطه های افراد با اشیا نیز به زیرکی هر چه تمام تر پرداخته شده است. رابطه ای که حاکی از این است که اشیاء خانه ی خانم حکم شیء مقدس را دارند و دست زدن به آنها برای کلفت ها گناه است . اصل تقدس زایی از آن جایی شکل می گیرد که کلفت ها(سولانژ و کلر) بر این باورند که اشیا ء در حکم تابویی هستند که نزدیک شدن  و استفاده از آنها مجازات  در پی دارد:

کلر:همه ی کلک ها بی فایده بود ،ما نفرین شده ایم!

سولانژ: نفرین شده؟بازم داری چرند می گی!

کلر: تو منظورم را خوب می فهمی.خودت خوب می دونی که اشیا تنهایمان گذاشتتند!

سولانژ: اشیا کاری به کار ما ندارند!

کلر: تنها کار اشیا خیانت به ماست!

نمایشنامه کلفت ها می تواند تمثیلی از واقعیت های موجود باشد. ما در طول نمایشنامه با مثلثی انسانی روبرو هستیم که سه رأس آن را کلر، سولانژ و خانم در بر گرفته اند .مثلثی که مدام دارد می چرخد و قاعده ی چرخش خودرا  بر مبنای" آن دیگری بودن " گذاشته است.

در این چرخش ،گاه کلر ،خانم می شود ،گاه سولانژ ،کلر و گاه بر عکس خانم خود را در حد یک کلفت پایین می کشد و با آنها دمخور می شود و گرانبهاترین لباس اش را به آنها می بخشد و خود را از شر "خانم خانه بودن" نجات می دهد.

نمادین بودن کار ژنه معمولاً با استفاده از اشیا شکل می گیرد. استفاده از آینه در کار ژنه این نماد گرایی را به حد اعلا می رساند .آینه در حقیقت خلاء واقعیت را تشدید می کند؛ خلایی که در طول نمایش با چرخش های عاطفی، و ماندن بین دوحس نفرت و عشق کلفت ها به اوج می رسد، حس هایی که از رویا به واقعیت پیوند می خورند و گاه نیز بر عکس ازواقعیت  به رؤیا!

اگر حقیقت را آرمان و آرزوی آن سه نفر فرض کنیم ، واقعیت همان بازی دروغینی می شود که سعی در پردازش آرمان و آرزو برای تماشاگر را دارد. وفاداری و خیانت ، مرگ و زندگی ،عشق و نفرت، توهم و واقعیت از تقابل های دو تایی نهفته در فضای نمایش و شخصیت هایی است که در حال مبارزه با خود و دیگری نمایش را شکل می دهند.

در طول نمایش ما با حقیقتی روبرو می شویم که واقعیت جامعه بورژوازی است، گویی کلفت ها قدرت کشتن خانم خانه را ندارند و وقتی پی به این اصل می برند در عالم رؤیا دست به کشتن خانم خیالی (یکی از کلفت ها) می زنند و نمایش با مرگ یک کلفت و پیروزی آن دیگری و غرق شدن در رؤیای بودن ولو به قیمت  "آن دیگری بودن" تمام می شود.

 

 

 

 

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=6428

نظـــرات شمـــا