کد خبر : 51217       تاریخ : 1394/09/03 15:05
بوام بی خیال بید

بوام بی خیال بید

خدا رحمتش کنه کشورو زار قاسم.گُهی وختی که حوصله داشت قلیونی چاق می کرد، دُم در سرا می نشس واز روزگارش سیمون تعریف می کرد.

خدا رحمتش کنه کشورو زار قاسم.گُهی وختی که حوصله داشت قلیونی چاق می کرد، دُم در سرا می نشس واز روزگارش سیمون تعریف می کرد.
می گفت:عایله ما زیاد بید.بوام هم اصلا دروَند بچه ها نبید .
یه روزی دید کُکی کوچیکومون داره از تو کُله ی مرغی، تخم  ورمیداره.ننه ام گفت:سی بچه یه نهیبی بده تا ای کارا نکنه.بوام گفت:چه کارش داری بِچَن.
کُکام کم کم دسش تو جیب بوام می کرد، پیل می اِسَد می رفت چِل چِلِسمه می خرید ومی  خورد.بوام باز چیشش نهاد ری هم وسی کُکام هیچی نگفت.
اوکُکام هم که کمی گُتر شد پاش تو شیره کش خونه ها واز شد بعدشم وافوری از اُو در اُومد.
یه کُکی دیگم هم می رفت دُزی.چی می اُورد خونه، بوام هیچ سیش نمی گفت که ایکالی بچه تو اینا از کجا می یاری؟
یه ددی هم داشتم روز می رفت ای هَل واوهَل وتا نصف شو نمی اومد خونه، بوام سی او هم هیچی نمی گفت تا پناه برخدا سراز یه جُی بدی در اُورد.
خلاصه بوام همی جور بی خیال بید.خونه ویرونه شد. زندگیمون همی کُکِی وافوری برد حتی در وپنجره خونه در می اُورد می فروخت وخرج وافور وشیره می کرد.
بوام باز چیش ری هم نهاد وتعریف کار بچه هاش می کرد.
تا دیگه خونه زبونزد همه شده بید وبوام اصلا کِکِش هم نمی گزید.
یه کُشه گفتم:کشورو آخر وعاقبت خونواده چه شد؟
کشورو گفت:والله از کُکام خبری ندارم فقط او کُکام که تخم مرغ می دزید چن وخت پیش تو بازار دیدمش ماشاالله وعضش خوب شده .
گفت:کشورو امشو خونمون آش داریم دیگ بیار سی خوت ببر.ای داد وبیداد.
گُهی وختی=گاهی اوقات

 گُتر=بزرگتر
دروَند=متوجه                               

ایکالی=آخه

کُله مرغی=لانه مرغ    

 ای هَل واوهَل=این طرف وآن طرف
چِلسمه=تنقلات                      

وعضش=وضعش،موقعیت اش

 

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=51217

نظـــرات شمـــا