کد خبر : 2839       تاریخ : 1392/07/04 10:31:27
پايان يك دوران

پايان يك دوران

فرشيد جان احمديان

اگر بپذيريم شعر پاسخي در برابر معماي تجربه‌ي زيست شده است و از طريق بيان تجربه‌اي خاص، معنا يا بي‌معنايي تجربه و زندگي را بيان مي‌كند و توانايي شعر در بيان اين تجربه حد و مرزي به خود راه نمي‌دهد، بايد پذيرفت «شعر» بي‌شك از هر آموزه‌ي معنوي و يا نظريه‌ي فلسفي يا علمي نيرومندتر است. از همين جاست كه مي توان عنوان كرد شعر به عنوان يك تجربه و كنش، توانايي آن را دارد معاني و ساختار‌هاي بنياني تجربه و زندگي را آشكار سازد. اين كنش، ماهيتي معما گونه در خود دارد كه مي‌تواند علي‌رغم خاص بودنش اهميت و معنايي كلي و عام داشته باشد. در شعر مي‌توان به خوبي ادغام تجربه كردن، فهميدن و بيان كردن را احساس نمود.

باز اگر بپذيريم «بوميت» جزيي جدايي ناپذير از هر فرد انساني‌ست كه همواره در وجود او قرار دارد اما شدت و ضعف و احساس و بيان آن به تجربه‌ي زيست شده‌اي بستگي دارد كه فرد در چالش فكري به آن دست مي‌يابد كه رد آثار هنري جلوه‌ي آن را مي‌توان به زيبايي درك كرد.

آثار «منوچهر آتشي» در عرصه‌ي شعر ـ شعر به معناي كنش ـ در بيش از پنج دهه حيات شاعرانه، نشان دهنده‌ي تجربه‌هاي زيست شده‌اي‌ست كه در عين خاص  بودن آنها براي وي، معنايي كلي و عام را پيش روي مخاطبين خود قرار مي‌دهد. شعر آتشي «در» و «از» طريق بيان تجربه‌هاي خاص، زندگي را به مفهوم كلي معنا و بيان مي‌كند. تخيل آتشي و بوميت خاصي كه او با تمام وجود در آن احاطه شده بود، در اين تجربه‌ها نقشي اساسي به عهده داشتند. اشعار جاودانه‌ي وي همچون ديگر آثار ماندگار، از تجربه‌هاي عادي گريزانند.

تأويل‌پذيري و عمق بسياري از شعرهاي آتشي، گواه تجربه‌‌هايي «اصيل» و «عميق» هستند كه نشان دهنده‌ي توجه وي به بن مايه‌هاي مهم و بنيادي در عرصه‌ي زندگي است.

شناخت و عمق محتوا از دريچه‌ي نگاهي ويژه در اغلب شعرهاي آتشي، به ايجاد فرمي در شعر منجر شده كه مختص به او مي‌باشد، بر اين اساس زبان شعري خاصي را پديد آورده‌ كه شناسه‌ي وي محسوب مي‌شود.

به طور كلي مي‌توان گفت شعر براي آتشي، به مفهوم زندگي بود و نگاه جدي به زندگي با ديدي شاعرانه، خصلتي ماندگار و جاودانه را باعث شده و آثار وي در كنار بزرگان ادبيات ايران براي هميشه‌يِ تاريخ مانا خواهد ماند.

جولان و تك تازي او به مدت نيم قرن در پهنه‌ي ادبيات از وي چهره‌اي متمايز از ديگران پديد آورده بود.

به طور حتم مي‌توان گفت با خاموشي آتشي به عنوان آخرين بازمانده از نسل شعري نيما، پايان يك دوران را شاهديم، دوراني كه شعر فارسي را از بن‌بست فرم و زبان خارج كرد. بدون شك با غروب اين دوران بايد به انتظار طلوعي ديگر با جرياني تازه باشيم، جرياني كه زمزمه‌هاي آن از مدتي پيش آغاز شده است.


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=2839

نظـــرات شمـــا