کد خبر : 19930       تاریخ : 1393/07/10 12
تصادف

تصادف

سر چهار راه، دم دكون اكو حاج پولاد، صِدُي قرهپشتي اومد. همه هراسون شدن. سيل كردم تا دو تا ماشين زدن قِدِ هم. شوفر اولي در اومد از ماشين گفت عامو مگه چيش نداري؟ سيچه با موبيل حرف زدي كه ايجوري سر ماشين مو بياري؟

سر چهار راه، دم دكون اكو حاج پولاد، صِدُي قرهپشتي اومد. همه هراسون شدن. سيل كردم تا دو تا ماشين زدن قِدِ هم. شوفر اولي در اومد از ماشين گفت عامو مگه چيش نداري؟ سيچه با موبيل حرف زدي كه ايجوري سر ماشين مو بياري؟
دومي گفت: دلم مي‌خواد. ماشين مال خومِن، موبيل هم مال خومن (موتودلم گفتم: اسپالت خو مال مردمن. قانون خو مال همه ی بشرن) خلاصه يكي ئي يكي اُو، اينا جِرِشون شد و افتادن تو جون هم. مشت پِرخِ هم مي‌كردن كه بيو برسيل زناشون هم تو ماشين نشسته بيدن. زن شوفر اولي سيل زن شوفر دومي كرد. انگار بعد سال ها همديگه داشتن مي‌ديدن. از ماشين در اومدن رفتن هِلِ همديگه اسدن وُ ماچ ماچ. بعد گفت: خيجه كُجَي سال ها پيدات نيس. خيجه گفت عامو تو هم خو سالهان نِدياري. مو خو اسير شوهِر بد شدم. خوار كور دنيا شدم ديگه هيچي ازم نموند. يادت مياد سيم مي‌گفتي مث سوفيا لورن هسي؟ خوتو چه مي‌كني؟ كُجي؟ دومي گفت: والله چه بگم مو هم اسير دس شوهر بداخلاق شدم اصلاً قانون، مانون سرش نمي‌شه. بفرما سي خوت سيل كن الان چه سرخوش و ما اُورده؟ بخدا سيش گفتم موقعي كه پس فرموني با موبيل حرف نزن.
در اومد گفت: بتو چه. ميگم سيش قانوني ئي كارا منع كرده. در مياد سيم ميگه قانون چنن عاموا. قانوني سي راه حوض خوبن.
خلاصه ئي دو تا مرد سي هم بالِغِد و مشت مي‌زدن كه انگار محمدعلي كِليِِ. زنا هم سي خوشن از زماني زيتر حرف مي‌زدن. از دوره ی مدرسه و بعد شوور داري و بچه ‌داريا و ئي حرفا. بعد شم نقل كيك دُرُس كردن و پيتزا ساختن. زن اولي گفت: اينا خُو سِي هم كشتن خو. زن دومي گفت: بيل تا بكشنا. ما خو حريفشون نمي‌يشم، بيل تا بزنن كه جونشون در بره. اوفي سيل كن گمونم صُدِي چرقه ی دماغ اشكسن اومد. به نظرم دماغ شوور مو بيد. واله بخدا تا سيشون دو تا كلوم حرف مي‌زني كه ايجوري كن اوجوري كن در جا سیت قد بند در ميارن كه بيفتن توت.
زن دومي گفت: اوفي تا مال ماني هم بخوره‌ها. دلم خنك شد. گمون كنم دندوني جلويش افتاد تو دهنش. بخدا تا مو هم حرف مي‌زنم اوضي قد بندن. خلاصه اينا مي‌هم مي‌زدن و زناشون هم گرم حرف بيدن. پاسبانا اومدن از هم بُرِشون دادن. مردا هم پس تنبونشون تكُنُدن و اومدن‌ هل زناشون.
زن اولي گفت: محمود فرداشو خونه خيجه اينا شوم دعوتيم ما بعد سال ها همديگه پيدا كرديم.

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=19930

نظـــرات شمـــا