کد خبر : 19927       تاریخ : 1393/05/14 12
مسابقه جام فوتبال

مسابقه جام فوتبال

مسابقه جام فوتبال بید.اکبر زار مختار زنگ زد سی غومضا گفت:امشو با بچه هات وردار بیین خونه ما،شوم درس می کنیم، دور هم می خوریم بعد هم سی خومون سیل فوتبال آلمان و آنژارتیل می کنیم. جون خوت دیت هم با خوت بیار.

مسابقه جام فوتبال بید.اکبر زار مختار زنگ زد سی غومضا گفت:امشو با بچه هات وردار بیین خونه ما،شوم درس می کنیم، دور هم می خوریم بعد هم سی خومون سیل فوتبال آلمان و آنژارتیل می کنیم. جون خوت دیت هم با خوت بیار.
رفتیم خونشون.زن اکبر شام مفصلی ساخته بید.مرغ و میگو سوخاری و سوپ و سالات ساخته بید.دوغ و نوشابه هم نهاده بید کر سفره.تلبیزیون هم واز نهاده بیدن.اول شو سی خومون گفتیم و خنده کردیم و میوه خوردیم.زن اکبر پس سفره اسد و تعریف المان کرده. می گفت المانیا تاک تیکشون خوبن.تو میدون مث فرفروک دو می زنن. مربی ورزشی شون هم خیلی واردن، امشو حتما سی آنژارتیل سه تا می زنن. اکبر گفت زن زبون نحست ببند چه داری سی خوت می گی؟ آنژارتیل البته قویین که دروازه آلمان کل کل می کنه.زنش دراومد گفت: ای گفتم تا وختش،حالا سی خوت سیل کن.اکبر گفت: می تونی دهنت ببندی و مروی بد نزنی یا پاشم با مشت دهنت پر خین کنم؟ زنش گفت: عامو درس حرف بزنا.می نمی بینی مهمون داریم. اقلا جلو مهمونا شرم کن. مو گفتم: عامو صلوات بیسی کنینا،حالا چش به شما می رسه کا ایقه خین خوتون جوش می یارین.اکبر گفت: زن عامو اصلا ای زن زبونشا نحسن.سر مسابقه ایران با آنژارتیل هم گفت ایران گل می خوره، بعدشم خو دیدین چه سرمون اومد؟زنش گفت اصلا تو ها لجبازی.همش حرف،حرف خوتن.امشو سی خوت سیل کن تیم المان می بره،تو هم آخرش می فهمی که کی قدرتش بیشترن.
اکبر گفت:غلط کن سی خوت.بستن دیگه.زنش در اومد گفت:خوت غلط کن.می،مو از سر راه اومدم که ایجوری خارکورم می کنی؟اکبر گفت:خوت که از سر راه اومدی،جد و آبادتم از سر راه اومدن.زنش گفت:کم سیت زحمت می کشم؟کم امشو عذاب کشیدم تا یی خوراک نهاتون نهادم.اکبر گفت:منت سرم میلی؟بعد بلند شد.خوراکا و مرغا و سالاد و میگو ها ور داد تو سرا.
راسیاتش ما دیگه رغبتمون نشد تو خونشون بمونیم.چی نخورده ور داشتیم اومدیم خونه.
صباش سر دکون سوزی فروشی دیدم زن اکبر هم با زمبیل ویسیده سی سوزی.سیل کردم تا زیر چشش باد کرده و سیاه شده انگار بادنجون.
زنا پرس کردن صورتت سی چه باد کرده،چیشت سی چه سیاه شده؟زن اکبر گفت:واله دیشو سیل بازی می کردیم،تیم المان که گل زد از دلخشی رفتم هل آشپزخونه.پام رفت پس غالی خوردم قد چارچوب در ایطوری سرم اومد.
تو دل خوم گفتم:ئی زهر دل اکبر بیده که ایطوری سرت اورده،زهر دل آدم بیرحم


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=19927

نظـــرات شمـــا