کد خبر : 10993       تاریخ : 1393/01/27 14:56
مرکر

مرکر

بعد از ظهر نهم فروردین ماه است، ساعت 7:30 رفته ایم به استقبالِ چند زایر بیت الله الحرام در خیابان امام رضا (ع) (فرودگاه بین المللی بوشهر ) درب ورودی و درب خروجی هر دو بسته اند و پشت اشان مأمورین محترم نیروی انتظامی قدم می زنند...

1- بعد از ظهر نهم فروردین ماه است، ساعت 7:30 رفته ایم به استقبالِ چند زایر بیت الله الحرام در خیابان  امام رضا (ع) (فرودگاه  بین المللی بوشهر ) درب ورودی و درب خروجی هر دو بسته اند و پشت اشان  مأمورین محترم نیروی انتظامی قدم می زنند، پرواز قرار است ساعت هشت بنشیند، خیابان دو طرفه ی امام رضا (ع) را مستقبلین اشغال کرده اند و ماشین های در حال تردد بوق می زنند و گاهی عصبی تر از بوق زدن معترض به این وضعی که پیش آمده است، مأمورین حاضر نیستند که اجازه دهند انبوه مردم وارد محوطه شوند تا چه رسد به سالن و جای امن تر و بنشینند به اتفاق چند نفر دیگر می پرسیم چرا باز نمی کنید؟ می گویند دستور است! می گوییم مردم دارند زجر می کشند. افسری شانه اش را بالا می برد و جواب می دهد (با اشاره به سمت جایی که ما اجازه ی ورود به آن را نداریم) : بروید به آن ها بگویید! من می گویم اجازه بده بروم و صحبت کنم ؟ با تندی بر می گردد و می گوید: مگر نفهمیدی،گفتم دستور است باز نکنیم؟ خانمی به وی اعتراض می کند که این چه طرز حرف زدن است؟ ساکت می شوم و به کنجی  می خزم ساعت هشت پرواز نمی رسد و حدود چهل دقیقه ی بعد می نشیند، بعد که حجاج می آیند در باز می شود و از صف سبد کالا بدتر هجوم آغاز می شود، من به عوض این که به سراغ برادرم و خانواده اش بروم به سوی آن افسر محترم می روم و خسته نباشید می گویم به عوض جواب مناسب با اعتراض می گوید: فکر می کنید نمی دانیم ما که چه کسانی درب را هُل می دادند و سرو صدا به راه انداخته بودند؟ می بینم که اوضاع از این بدتر خواهد شد اگر با این انسان محترم  بحث کنم، به بهانه ی پاسخ به تلفن همراهم سری تکان می دهم و با لبخندی که درونم را لبالب از هلاهل کرده است دور می شوم و به سمت خانواده ام می روم!

 

2- چهارم فروردین ماه است بچه ها را برده ام در منطقه ی ساحلی تنگستان به گردش یک روزه، صبحانه را در پارک ساحلی دلوار می خوریم و بلند می شویم تا هوایی با رفتن کنار ساحل عوض کنیم که متوجه می شویم چند کت و شلواری با تریپ خاص صاحب منصبی متداول این سال ها دستور می دهند به کارگرانی که مشغول رفت و روب محوطه و کنار غرفه ها هستند، از کسی می پرسم همیشه این گونه است؟ جواب می دهد که نه امروز چون استاندار می آید تمیز می کنند! به شوخی می گویم: ایکاش روزی  یک نفر می آمد که بنرها را برچیند. او هم می خندد و می خواهد چیزی بگوید اما می بلعدش! ما از آنجا به گوشه ی دیگری از منطقه می رویم، عصر که بر می گردیم سری هم به خانه ی شهید رییسعلی دلواری می زنیم وارد که می شویم بنری بلند از تمثال مبارک والی جوان  خود را می بینیم که از سوی شهردار و بخشدار و شورا و در آخر هم بنام مردم از ورود او با خوش آمد استقبال شده است، میهمانان نوروزی که مشغولِ تماشا هستند می گویند: به یقین مردم انتظار دارند که چنین می کنند؟ به آن ها نگاه می کنم و می گذرم  بچه ها به بازدید موزه می روند ولی من که بارها آن را دیده ام میهمانم و قدم می زنم، به راستی آقای دکتر سالاری که سن مبارکش از بچه ی اول من هم کمتر است با این روحیه و روش و جوانی می تواند بر اریکه ی پر از مسئولیت این جایگاه دوام و قوامی پر فایده و با ثمر داشته باشد؟ این را از خودم می پرسم و برای او که بسیار محترم است در دلم دعا می کنم، اول بر ای سالم ماندن از شر و جذبه ی کاذبی که برق بنرها دارند و او هم شادمان از آن ها می گذرد و بعد برای این که در کار والی گری اش  به نحوی که شایسته ی مردم استان است، موفق باشد!

3- توی خیابان بازار شده ی لیان هستم ( شاپور سابق) طبق روالی که دو سه سال گذشته باب شده است از پیاده رو تا سجاف درب مغازه ها میلیمتری بساط پهن کرده اند و روی زمین که نگاه می کنی تبدیل شده است  به وارداتی فله ای که از چین به این سمت روانه  شده است! البته از جاهای دیگری مثل تایلند و اندونزی نیز در گوشه هایی ( البته با درگوشی آگاه نمودن) تحفه هایی هست که مشتری خاص در ظاهر پنهانِ خودش را دارد، بگذریم اگر گذاشتن زیبا هم نباشد، همان گریز از درد سرش زیباتر از زیباست! از شرح بیشتر جریان  تا مبدل به تبلیغ برای این گونه واردات نشده است نیز بگذریم، نمی دانم ما چقدر  دیگر زنده ایم تا روزی شاهد این ماجرا نیز باشیم که بازارمان مملو از انصاف شده است، و تولیدمان آن قدر پیشرفته و باب طمع شده است که دیگر نیازی به واردات  این چنینی نداریم و بازاری و فروشنده امان به نوعی مافیا سازی برای سود آوری خود متوسل نمی شود؟ اگر چه تجربه ها پاسخی منفی دارند!


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=10993

نظـــرات شمـــا