کد خبر : 10366       تاریخ : 1393/01/04 22:39
توصیف بهار دراشعار شعرای متقدم و متاخر

توصیف بهار دراشعار شعرای متقدم و متاخر

حسین حشمتی

در آستانه ی بهار1393 که در کشورمان از هزاران سال پیش، مصادف شده است با آغاز سالی جدید وجشن ملی نورور، فرا رسیدن عید سعید باستانی را به تمام هموطنان ایرانی وغیر ایرانیم که به زبان شیرین فارسی سخن می گویند و در دین و آئین با ما مشترکند تبریک وتهنیت عرض می نمایم .

 

سال 1392با همه ی خوبی ها و بدی هایش رو به پایان است واین قلم توفیق داشت طی این یکسال مسائل ومشکلات اجتماعی استان را تحت عنوان «حسب حال » وهمچنین تفسیر پاره ای از رویدادهای مهم کشور و استان را با تیتر«تحلیل اخبار» به رشته ی تحریر درآورد تا درهفته نامه ی وزین پیغام بوشهربه  مدیریت دکتر رضا معتمد، به زیور طبع آراسته گردد، امید است در سالی که نو خواهد شد، اگرعمری باقی بود این همکاری همچنان ادامه داشته باشد.

فصل بهار به لحاظ سرزندگی ونشاط  وامیدی که در همه ی موجودات زنده ی عالم پدید می آورد نسبت به سایر فصول سال، ممتازتر وسرآمد تر است و این دگرگونی خوشایند که سالی یکبار زندگانی نوع بشر را متحول می سازد از دیدگاه صاحبان ذوق واندیشه حکایتی دیگر دارد زیرا آنان با استعداد خدا دادی که حضرت دوست در نهادشان به امانت نهاده است در توصیف بهار کلمات وعبارات را آن چنان به تصویر کشیده اند که گویی زیبایی های بهار نقاشی کرده اند با این تفاوت که هر کدامشان با طرحی و رنگ هایی دلاویز که چشم ازتماشای آنها سیر نمی شود و طرفه تر این که  اگر چه همه ی آنان از یک موضوع استفاده کرده اند اما به لحاظ سبک سرایندگی وذوق ادبی با یکدیگر متفاوتند وهمین خصیصه است که انسان را در هنگام خوانش آن اشعار آن چنان سرمست و از خود و محیط پیرامونی بی خبر می سازد که انگار در آن باغ و بستان ترسیم شده حضور دارد و بوی گل ها را استشمام می کند.

دراین زمینه شعرای متقدمی همچون علی ابن جولوغ ، معروف به فرخی سیستانی که در سنه ی 429-370 ه ق می زیسته  ترجیح بند زیبایی دارد که اگر چه در وصف سلطان مسعود غزنوی است اما آن چنان درترسیم آرایش باغ به هنگام حلول فصل بهار استادی به خرج داده و به قدری در شرح گفتگو با باغبان ضرافت به کار برده که مدح ملک را کمرنگ ساخته و نگارنده به عنوان مصداق ادعای خویش تنها به فرازهایی از آن ترجیع بند اشاره می نماید.

ز باغ  ای باغبان ما را همی بوی بهار آید// کلید باغ مارا ده که فردامان به کار آید

کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید   // تو لختی صبر کن چندان که قمری برچنار آید

چو اندر باغ تو بلبل به دیار بهار آید    // ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هزارآید 

کنون گر کلبنی را پنچ شش کل درشمار آید// چنان دانی که هر کس را همی زوبوی یار آید

کنون گر زیر هر گلبن قنینه در نماز آید     // نبیند کس که از خنده  دهان گل فراز آید

زهر بادی که برخیزد گلی با می به راز آید  // به چشم عاشق از می تا به می عمری دراز آید

به گوش آواز هر مرغی لطیف و طبع سار آید // هوا گردد و برکوه برف اندر گداز آید

کنون ما را برآن معشوق سمین بر نیاز آید     // به شادی عمر بگذاریم اگر معشوق باز آید

به گمان صاحب این قلم تنها شاعر متاخری که  توانسته زیبایی های بهار را با خامه ی شیوای خود با سادگی و به دور از استعمال کلمات فاخر به  تصویر بکشد فریدون مشیری1379-1305ه ش است که 9 قرن پس از فرخی سیستانی شعری طرب انگیز سروده است و در توصیف زیبایی های بهار از ابر، باد، باران و پرندگان مدد گرفته وآنها را تجسم بهار دانسته و در آخر سرحدیث نفسی هم با دل خویش داشته و برخلاف  فرخی که از دست ودل بازی وسخاوت امیر زمان خود ستایش ها نموده ، مشیری از سفره خالی سخن گفته  و درعین حال ، آزادگی و مناعت طبع او والاتر از آن بوده که اظهار عجز کند وحیف است که اگر ماهم از شعر شیرین « ابروکوچه ی» اوکامی نگیریم.

 بوی باران بوی سبزه بوی خاک، شاخه های  شسته ، باران خورده ، پاک  آسمان آبی وابر سپید، برگهای سبز بید، عطر نرگس رقص باد، نغمه ی شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوتر های مست، نرم نرمک می رسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار،خوش به حال چشمه ها ودشت ها، خوش به حال دانه ها وسبزه ها، خوش به حال غنچه های نیمه بازخوش به حال دختر میخک که می خنند به ناز،خوش به حال جام لبریزازشراب، خوش به حال آفتاب ای دل من گرچه در این روزگار،جامه رنگین نمی پوشی به کام، باده ی رنگین نمی نوشی زجام نقل وسبزه در میان سفره نیست، جامت از آن می که می باید تهی است. ای دریغ از تو اگر با گل نرقصی با نسیم ، ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب، ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکوبی شیشه غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ.

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=10366

نظـــرات شمـــا