شعر شاعر بازگو کننده خود شاعر


کالبد شکافی غزل 10 از کتاب «از حسرت لیلی»
امير علي پور
با اجازه از استاد خوبم رضا معتمد به بررسی کلی غزل شماره 10 از کتاب از حسرت لیلی می پردازم:
شعر شاعران ریشه در درون خود شاعر دارد و غالبا بازگو کننده روحیات شاعر در زمان حال و خاطرات گذشته دارد و مخلوطی است از ماهیت وجودی شاعر.
رضا معتمد را می توان در آیینه اشعارش جستجو کرد. از غزل دهم مجموعه کتابش به آسانی می توان به روحیه شیطنت و

  ادامه مطلب

استفسار اندر معنی کلمه ی غریب و نامأنوس «شارلاتانیزم»

شیخ را گفتم: ای شیخ امروز از تو پرسشی دارم بس صعب و دشوار که اگر مقدار دانایی و میزان توانایی چون تو دانا مردی را نمی دانستم، به هیچ روی نمی پرسیدم که آن چه خواهم پرسید، در باب لغتی است که امروزیان ادایش نکنند و از آن آیندگان و مردمان قرون و سنوات آتیه است. شیخ گفت ای مرید حوصله ام را سر بردی از این همه تملّق و درازگویی. بگو تا چیست آن لغت که اگر معنی اش دانم، گویم و اگر ندانم، شیخ نباشم اگر نگویم که نمی دانم.

  ادامه مطلب

پروکراستاندیشی/اقتدارطلبی

داود خزايي
پروکراستس (Procrustes) یا همان پروکراست شخصیتی است در اساطیر یونان که قلعه¬ای برای خود دارد و رهگذران را به آنجا فرامی¬خواند و شب¬هنگام آنان را بر تختی ویژه می¬خواباند و به آنها می¬گوید که این تخت برایتان آسوده¬ترین خواهد بود چرا که جادویی است و درست اندازۀ آن کس می¬گردد که بر آن بخوابد. بعد به سراغشان می¬آید و می¬گوید اگر تخت بزرگ¬تر از توست، تو را کش می¬آورم که اندازه¬ات شود و اگر کوچک¬تر سر یا پایت را می¬بُرم تا

  ادامه مطلب

 
   پیرزن دات کمپه
 

اُوپیازک، خورش سوزی


مهدي جهانبخشان
زبونی سیش گفتم چه بکنی، چه نکنی تا خورش سوزیت خوشمزه بشه. حالا که دیگ خورشی نهاد سر سفره تا اصلاً خورش سوزینی که ساخته تا او خورشی که مو دستورش داده بیدم، زمین تا آسمون فرق داره.
گفتم: تخصیر نداری؛ تازه عروسی، تا چی یاد بیگیری، طول می کشه، چن سالم خو دس آشپزی نزدی، پاتم تو مطبخ ننادی، اینا همش که ری هم ِبیلی معلوم می شه خیلی گناه نداری.

  ادامه مطلب

در بهار آزادی جای شهدا خالی


مهدي جهانبخشان
ئی روزا، روزُی انقلابن، یادی از او موقع ها کنیم. حالا هم می خوام سیتون قضیه ی دی مهدی تعریف کنم: دوره ی انقلاب ما زِنِی جبری جمع می شدیم می رفتیم تظاهرات. بچه ی کوچیکا هم دُم ما تلاره بیدن شعار می دادن. تظاهرات، تظاهرات حمله سی بانک صادرات. ما هم خو می گفتیم مرگ بر شاه. شاه همی چی دسش بید. پیل مملکت، نفت مملکت. ثروت مملکت. همشم می داد سی اُمریکا و اسلحه می اِسد و می زد تو سر مردم. هر کی هم فضولی بکرد جاش تو حبس

  ادامه مطلب

بُیَد بفهمی چطور زحمت بکشی!


مهدي جهانبخشان
سی دی جعفرو گفتم: «دی جعفر! ما خو نمی فهمیم چوری زندگی کنیم. گوشت گشت گیرون، مرغ گشت گیرون، میوه خو، تَشِ سرخ، سُوزی خو واویلا، پیل اُو و برق و تیلفون، خو وامصیبت.» دی جعفرو گفت: «عامو چِتِن اُیه ی یأس می خونی، الان وزارت رفاه دادن دِس آغی محصولی، خدابخواه همه چی دُرُس میشه. ئی وزارت رفاه سی دُرُس شدن روزگار چارتا آدم فقیر بیچاره ی مث مو و تو دُرُس کردن.» گفتم:«محصولی کیین؟» دی جعفرو گفت: «آغی محصولی دیگه همو که از نفت و کشور

  ادامه مطلب

شری که ساختم


مهدي جهانبخشان
اومدم بازار یه قاتع پاتُغی بسونم، دیدم چیا همه گِشت گیرونن. بخدا دیگه آدمِی مث ما که چیشمون دم پیل باز نشستیِ دولتن وسعمون نمی رسه یه دمب مینی بسونیم، یه کل بزی بسونیم، اُو گوشتی سی خومون دُرُس کنیم. سرقضا مو هم همش از گیرونی گِلی و گمنِی دارم حالا کار نداریم. گفتم اقلا سی خُم تو خیابون لیان گشتی بزنُم. بازارم که ماشالهگ پر چییِن اُما فقط ما می تونیم سیلشون کنیم.

  ادامه مطلب

مُوبیل می خی چه بکنی؟


مهدي جهانبخشان
بوی غومضا، ماشالله جونش وقتی دُم یه چی میگیره ها، ول کنا نیس. دُم ما گرفته بید، بیو سی مو، موبیل بسون. گفتم: آخُه تو مُوبیل می خی چه بکنی؟ راه دیر می ری؟ که نمیری. تجارت می کنی؟ که نمی کنی. بگم دوس دختر داری؟ گفت: ها دوس دخترم دارم. گفتم: دوس دختر داری؟ گفت: ها. گفتم: سی چیشت در بیارم نه. گفت: الحمدالهم هم قیافه ش دارم. هم هنی جوونم. یه دختر دانشجویی ایقه میخوادم که همش میاد سر رام میگه: حاج آقا چقه خوش

  ادامه مطلب

مُوبیل می خی چه بکنی؟

مهدي جهانبخشان
بوی غومضا، ماشالله جونش وقتی دُم یه چی میگیره ها، ول کنا نیس. دُم ما گرفته بید، بیو سی مو، موبیل بسون. گفتم: آخُه تو مُوبیل می خی چه بکنی؟ راه دیر می ری؟ که نمیری. تجارت می کنی؟ که نمی کنی. بگم دوس دختر داری؟ گفت: ها دوس دخترم دارم. گفتم: دوس دختر داری؟ گفت: ها. گفتم: سی چیشت در بیارم نه. گفت: الحمدالهم هم قیافه ش دارم. هم هنی جوونم. یه دختر دانشجویی ایقه میخوادم که همش میاد سر رام میگه: حاج آقا چقه خوش تیپین. ایشاا...

  ادامه مطلب

مصاحبه


مهدي جهانبخشان
بخش پایانی
ضفط دِسُم بید، تو کیچه ها می گشتم صِدُی مردم ضفط می کردم. یه آدم کُپُلیِ سرتاسی اُومَد مال ولات بید. سیش گفتم: «خالو سلام» گفت: «علیک اَلّسلام، سلام علیکم». گفتم: «از این وعض و روزگار از ئی اوضاع راضی هسی؟ »

  ادامه مطلب

مصاحبه


مهدي جهانبخشان
قسمت اول
بچه دختر عامو غومضا، تو کار خبرنگاری روز نومن. او روز هاسی با یه ضفطی بازی می کرد. گفتم: (چه می کنی؟) گفت: «با ئی ضفط صِدُی مردم سی روزنومه ضفط می کنم» گفتم: «بده دس مو، تا مو هم صِدُی مردم سیت ضفط کنم.» گفت: بفرما ئی دکمیکو بزن خوش صدا ضفط می کنه. اسدم رفتم تو کیچه. دیدم دی شازو هاسی میاد. گفتم: «شما تو عروسی ننه بوبون شرکت می کنی؟ » گفت: «ها بله وظیفه ی مان که شرکت کنیم» گفتم: «سی چه شرکت می

  ادامه مطلب

همه مردم دنیا دوسمون دارن


مهدي جهانبخشان
زنبیلامون اِسِدیم که بیریم سردُکون، میوه و سوزی و ئی چیا بسونیم. مو بیدم، دی زاغو بید وُ دی بهمیار، دی زاغو گفت: «خدا را شکر باغدار و زراعت کارمون دیگه راحت سی خوشون تو خونه می خُوسَن، نوم خدا ماشالهت، برنج از پاکستان میاد؛ شکر از دِبیر میاد، پرتقال از نمی فهمم کجا میاد؛ گلابی و هلو از ترکیه میاد، سیب از اُمریکا میاد. خلاصه هر چی سیل می کنی تا از یه جُی میاد. از بس خوب هسیم، همه مردم دنیا دوسمون دارن. دلشون میخواد مث هلو بخورنمون»

  ادامه مطلب

نه تا صد سال نه تا هزار سال....


مهدي جهانبخشان
ـ الو مامان غلامرضا سلام علیکم. من مامان کرامت آغو هسم از شیراز زنگ می زنم/ـ به، به سلام. چطوری، احولت چطورن؟ بچه هات چطورن؟ شوهرت چطورن؟ /ـ والهب. آغی بچه ها که عمرش داد به شمو. بچه ها هم خوبن. دعا گوتن.
ـ خدا رحمتش کنه چه مرد نازنینی بید. حالا چه عجبی یاد ما کردی؟ /ـ والو ... چی چی بگم. او هفتو با پسرم آغو کرامت اومدیم بوشهر بَری میگو ماشااله ماشالو... بوشهرتون چه خوشگل شده. ماشالو. هر جُش نگاه می کِردی پارک بود.

  ادامه مطلب

  صفحه بعدی
 

از جو گرفتگی «جمال آباد کالو» تا موج گرفتگی «شیف» !


رضا معتمد
روز پنجشنبه که مصادف با میلاد پیامبر اکرم (ص) و هفته ی حدت بود، فرصتی فراهم شد تا به اتفاق جمعی از روزنامه نگاران عضو خانه ی مطبوعات استان بوشهر، به جزیره ی شیف سفر کنیم. این سفر اگر چه در مجموع سفری مفرّح و در معیّت جمعی از همکاران روزنامه نگار و برخی اهالی فرهنگ، دلگشا بود و به ویژه این که اولین سفر بسیاری از ما به جزیره ی شیف محسوب می شد (که این نکته نیز خود جای بسی تامل دارد!) اما از جهاتی نیز اسباب دلتنگی و ناراحتی بود. ناراحتی از این که می دیدیم جزیره ای زیبا در چند کیلومتری بوشهر که می توانست و می تواند با کمی توجه دلسوزانه به

  ادامه مطلب

اُوپیازک، خورش سوزی


مهدي جهانبخشان
زبونی سیش گفتم چه بکنی، چه نکنی تا خورش سوزیت خوشمزه بشه. حالا که دیگ خورشی نهاد سر سفره تا اصلاً خورش سوزینی که ساخته تا او خورشی که مو دستورش داده بیدم، زمین تا آسمون فرق داره.
گفتم: تخصیر نداری؛ تازه عروسی، تا چی یاد بیگیری، طول می کشه، چن سالم خو دس آشپزی نزدی، پاتم تو مطبخ ننادی، اینا همش که ری هم ِبیلی معلوم می شه خیلی گناه نداری.

  ادامه مطلب

در بیان سبب عطایای دولت علّیه !


به میمنت و مبارکی دوام دولت همایون و مهر و عطا و بخشش و گشاده دستی روز افزون، از اکناف و اطراف ولایات و دهات ممالک محروسه خبرهای خوش یکی پس از دیگری واصل می شود از جمله این که چاکران و گماشتگان بلاد و ولایات در تمام صفحات ممالک محروسه سخت مشغول رساندن عطایا و هدایای دولت علِّیه از برنج و روغن و گوشت و علی الخصوص سیب زمینی که این یکی دو سال کمبودش غلغله در سفره ی رعیت انداخته بود، هستند و عالیجاه همایونی خود

  ادامه مطلب

راز خوشبختی


عباس عاشوري نژاد
آیا در این دنیا کسی هست که مهم ترین دغدغه اش رسیدن به خوشبختی نباشد؟ در پاسخ به این سوال اگر به طور مطلق بگویم نه، شاید سخنی به حق گفته باشم. در این باره، اگر حوصله کنیم و در عمق اندیشه حتّا کسانی که پیوسته آرزوی مرگ را دارند و یا دست به خودکشی زده اند، بنگریم، می بینیم که آن ها نیز در آن سوی زندگی یعنی در پشت دیوارهای مرگ، در آرزوی رسیدن به خوشبختی اند، خوشبختی در رهایی از این همه درد و رنج چه دردها و رنج های مادی

  ادامه مطلب

روزگاری است درین حال به سر برده ایم


راضيه عقيلي مهر
با وقوع هر حادثه ای ناشی از تصادف وسایل نقلیه با یکدیگر یا با عابران پیاده، بیماری های ناگوار و اورژانسی که جان فرد مصدوم یا بیمار را تهدید می کند، در شهر بوشهر از سوی افرادی که در محدوده ی وقوع چنین حوادثی ـ معمولاً در خیابان ـ بودند، غالباً حرف هایی مبنی بر اهمال کاری مرکز اورژانس بوشهر در ارسال سریع و به موقع آمبولانس برای کمک به آسیب دیده شنیده می شود که جای تأمل بسیار دارد. باور کردن درستی یا نادرستی ادعاهایی این چنین از سوی مردم آن هم در

  ادامه مطلب

 تعداد مطالب : 1675
 تعداد پيغامها : 139
 آمار بازدید : 
136751
 افراد آنلاين :  1

 

::  هفته نامه    خبرهای جدید    جوانه    پیرزن دات کمپه    اعلانات    یادداشت هفته    فانوس    انسانم آرزوست    سفر به دیگر سو    تذکره الرجال  ::

از 86 تا کنون © کلیه حقوق این سایت متعلق به هفته نامه پیغام (Peigham.ir ) می باشد. استفاده از مطالب با ذكر منبع و لینک به سایت بلامانع است.

طراحی و برنامه نویسی شده توسط گروه نرم افزاری گسار : www.GassarIT.ir