گرموی خرما پزون ...
علی زار خدر هم نشسته بید، بزی آدم ساده و بدبختین. ای هم داشت حرفی ما گوش می داد، یکشه دراومد گفت: مو هووی بوشهر خوب می کنم، زنا سی شوخی گفتن: علی چوری می خی، هوا خوب کنی؟ گفت: حالا می بینی مو راش بلدم.....
كدخبر: 89075
1396/05/11

او روز با زنا دم کیچه نشسه بیدم، سی خومون قصه قدیم و بی برقی و بی کولری و بی اووی تعریف می کردیم، قلیونمونم چاق بید، هوا هم خو. تش، تش، تش . زینو گفت: عامو از گرما جزغاله شدیم خو، مو نمی فهمم سی چه هویکو ایقه تشن؟ عامو پختیم خو. کل مُلکی گفت: عامو ناشکری نکنینا، اینا همش حکمتن، اگه  ای گرما نباشه خو، خارک و رطب نی، میگو نی، ای گرما بید باشه تا خارک برسه بشه رطب.
زینو گفت: نه ایقه هم میگو گیرمون میاد که گرما هم سیش بخوریم، کو رطب؟ رطب کیلو خداتمن، اصلاً تو می تونی بخری و بخوری که از گرما پزون  پزون بیشی؟
علی زار خدر هم نشسته بید، بزی آدم ساده  و بدبختین. ای هم داشت حرفی ما گوش می داد، یکشه دراومد گفت: مو هووی بوشهر خوب می کنم، زنا سی شوخی گفتن: علی چوری می خی، هوا خوب کنی؟ گفت: حالا می بینی مو راش بلدم.
صبا صبش علی تو کیچه دیدم، یه اره دسش بید و یه کیسه ی گتی، گفتم ها، علی خدا بره، کجا عازمی؟ گفت: می خوام اول میرم دریا، سم می ریزم تو دریا که میگوا همش بمیرن ، بعدش می رم دالکی و سعدآباد و اهرم، تموم نخلا می برم، گفتم:سیچه، ای کارا می خوی کنی؟ گفت: می خوام ای  نخلا و میگوا نابود کنم تا هووی بوشهر خوب بشه، عامو میگو نخواسیم، عامو خارک و رطب نخواسیم، ما خو از گرما تو بوشهر کمپوت شدیم خو.

منبع: