کد خبر : 94342       تاریخ : 1396/08/24 13:39
مزلو و نسخه ای برای دردهای انسان

مزلو و نسخه ای برای دردهای انسان

هر چه که روزگار ما آشفته تر می شود و زندگی فردی و جمعی ما دشوارتر می گردد، نیاز ما به شناختِ لایه های پیچیده ترِ وجودِ خویشتن، بیشتر می شود.

هر چه که روزگار ما آشفته تر می شود و زندگی فردی و جمعی ما دشوارتر می گردد، نیاز ما به شناختِ لایه های پیچیده ترِ وجودِ خویشتن، بیشتر می شود.

در این روزگارِ کوتاه و آشفته ی ما و تغییر چند باره ی شکل جهان، اتفاقات عجیب و غریبی پیوسته در حالِ رخ دادن است، اتفاقاتی که عقل بسیاری از ما، نسبت به پردازش و تجزیه و تحلیل آن ها عاجز است. در نتیجه ی چنین رویدادی، بسیاری از ما به شدت افسرده شده ایم. بی پرده بگویم: اغلب ما، تا «دیوانگی نامقدس» فاصله چندانی نداریم. بنابراین در این «شبِ تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل»، واقعا چاره چیست؟
شاید یکی از راه های پیش روی ما، جست و جویی دیگرگونه در شناختِ ماهیت و وجودِ خویشتن به منظورِ شناخت توانمندی های ناشناخته خویش و احتمالا گشودن راه هایی جدید برای مواجهه با مسائل جدید باشد. 
از نظر من که اندکی تاریخ خوانده ام، وضعیت امروز ما شباهت زیادی به روزگار اروپای پس از جنگ جهانی دوم دارد. در آن روزگاران سخت و نابسامان، مکاتب روانشناسی ارزشمندی در غرب پدید آمدند تا انسان آن روزگار را در شناختِ دیگر گونه ی خویش و افزایش توان و گسترش ظرفیت او در پردازش وقایع و تجزیه و تحلیل رویداهای عجیب و خلق الساعه ی منتجِ از جنگ، یاری کنند. آن ها در مجموع موفق شدند برخی از تعارضاتِ جدی میان نسل ها را ساماندهی نمایند و راهی دیگر برای ادامه ی زندگی و افزایش کیفیتِ زندگی خود پیدا کنند؛ راهی که در نهایت، به منزلگاهی نیکو و نسبتا مطلوب رسیده و امنیت و آرامش نسبی را برایشان به ارمغان آورده است. 
  این مکاتب، بعدها، رشد بیشتری کردند و دیدگاه های خود را توسعه و تکامل بخشیدند و برای حل و فصلِ مسائلِ مردمِانِ دیگر نقاطِ جهان هم نسخه های موثر پیچیدند. شاید نقطه ی عطف تحقیقات آن ها این بود که با نگاهی جديد به انسان، نیازهای انسانی را در چهار چوبی فراتر از نیازهای حیوانی تیین و تحلیل کردند و مسائلِ روحانی و روانی را مبتنی بر واقعیت های موجود، مورد تحقیق قرار دادند و به طور نسبی، تعارضات موجود میانِ انسان با خویش و جهان را پاسخ دادند. طرحی که برای دست یافتن به آن، نیاز به طی سفرهای دور و دراز در آسمان ها نبود، طرحی برای تحققِ «انسان کامل» نبود، طرحی بود عینی، زمینی و دست یافتنی مبتنا بر محدودیت ها و ظرفیت های جسمانی و روحانی انسان. طرحی بود با هدف تحققِ «انسان سالم». یعنی تحقق انسانی که با بضاعت خویش بتواند مشکلات فعلی اش را حل کند و برای رسیدن به آرمان های والاترش امیدوارانه کوشش نماید.
یکی از این نظریه پردان «آبراهام هَرولد مَزلو / Harold  Maslow Abraham »  (۱ آوریل ۱۹۰۸ - ۸ ژوئن ۱۹۷۰) بود. امروزه، مزلو ، این روانشناس انسان‌گرای آمریکایی به خاطر نظریه «سلسله مراتب نیازهای انسانی»اش (هرم مزلو) معروف شده‌است.  همچنین او را به عنوان پدر «روانشناسی انسان گرا» می شناسند.  وی در سال ۱۹۵۴ م کتاب «انگیزه و شخصیت» را درباره نظریه سلسله مراتب نیازها منتشر کرد و دیدگاه هایش به سرعت مورد استقبال قرار گرفت.
«مزلو، به شناخت نیازهای انسان اهتمام ورزید و  آن ها را  دسته بندی کرد. از نظر او، نياز های آدمی  عبارتند از: نیازهای فيزيولوژيك، ايمني، تعلق پذيري و عشق، احترام و خودشكوفايي. هرم معروف او به این شکل است:

بر اساس این هرم، هر چه اين سلسله مراتب نیازها پايين تر باشد، نيرومندي، تاثير و تقدم آن بيشتر است. نيازهاي مراتب بالا ضعيف تر هستند و به تدريج در طي زندگي بروز مي كنند. نيازهاي فيزيولوژيك و ايمني در اوايل كودكي ، نيازهاي تعلق پذيري و احترام در نوجواني و نياز خودشكوفايي نيز در ميانسالي شكل مي گيرد.
نيازهاي پايين تر براي زندگي ضروري است و ناتواني در برآورده ساختن آنها،موجب بحران مي شود. اين نياز هارا كمبود مي نامند. ارضاي نيازهاي بالاتر موجب سلامتي بهتر، زندگي طولاني تر و كارايي زيستي مي شود.مزلو اين نيازها را "نيازهاي رشد" يا"هستي" ناميد. هيچ دليلي ندارد يك نياز پيش از آن كه نياز بعدي در سلسله مراتب، اهميت بيابد، كاملا ارضا شود.
سلسله مراتب نيازها از نظر مزلو، راه مناسبي براي نگريستن به رابطه ميان انگيزه هاي انسان و فرصت هايي است كه محيط فراهم مي كند. نظريه او درباره "شخصيت"و این که او خود شكوفايي را بالاترين انگيزه  در تکامل شخصیت مي داند، از نظريات معتبر در روانشناسي شخصيت است. از نظر او  خودشكوفايي، تحقق نفس و شكوفا ساختن استعدادهای آدمی است. او در یک تقسیم بندی دیگر نیازهای آدمی را به شکل زیر دسته بندی کرده است:
- نيازهاي زيبا شناختي: تقارن نظم  و زيبايي.
- نیازهاي شناختي: دانستن،فهميدن و كشف كردن.
- نيازهاي عزت نفس: اجرا و دستيابي، نشان دادن كفايت در كار و مورد تاييد و رضايت ديگران واقع شدن
- نيازهاي تعلق و محبت: به ديگران پيوستن،مورد محبت ديگران بودن و تعلق داشتن.
- نيازهاي ايمني: احساس امنيت و مصونيت ازخطر.
در نظریه او، در جوامع رشد نیافته، نيازهاي فيزيولوژيك ، مهم ترین نيرو هاي برانگيزنده هستند . در این جوامع ، همچنین نياز به امنيت در كودكان و روان نوجوانان از اهمیت زیادی برخوردار  است. ارضاي، نياز ايمني مستلزم پايداري ، امنيت و رهايي از ترس و اضطراب است . داشتن آزادي و بي بندوباري زياد و نبود ساختار و نظم در كودكان ، موجب ناامني و اضطراب مي گردد . نياز هاي تعلق پذيري نیز از طريق رابطه نزديك با يك دوست  يا همسر يا از طريق ساير روابط اجتماعي ارضا مي شود . نياز به عزت نفس و احترام متقابل از سوي ديگران ، پس از ارضاي حس تعلق پذيري پديد مي آيد .
تحقق عزت نفس ، ما را از توانمندي ، ارزش و كفايت خود مطمئن مي سازد . این مهم در نتیجه ی خودشکوفایی حاصل می شود. برای تحقق خودشکوفایی  چند شرط لازم است :باید از قيد و بند هاي تحميلي از سوي خود يا جامعه آزاد شويم ؛ نبايد دغدغه نياز هاي پايين تر ما را آشفته سازد ؛ خود را دوست بداريم و آن قدر شایستگی پیدا کنیم تا دیگران نیز ما را دوست بدارند ؛ باید از نيرومندي ها و ضعف ها و همچنين از خوبي ها و بدي هاي خود ، شناختي واقع بينانه داشته باشيم .
مزلو ، مجموعه نياز هاي فطري را تحت عنوان"نياز هاي شناختي"مطرح كرد . از نظرگاه او نياز به شناختن و فهميدن ، برخي را وادار به اين مي كند كه با به خطر افكندن زندگي خود به دنبال كشف اسرار طبيعت باشند . همچنين "نياز هاي زيبايي شناختي " انسان ها را به تجارب و درك زيبايي ها ، سوق مي دهد . همچنين مزلو از " فرا نيازها " مانند خوبي ، يگانگي ، كمال ،عدالت، وحدت و معنا داري ، نيز بحث می کند و شرایط و راه های تحقق فرا نیازها و نتایج حاصل از آن ها را تبیین می نماید. او معتقد است: ناكامي در ارضاي فرا نياز ها، "فرا آسيب " (مانند اختلال در رشد ) را در پي دارد  و فرا آسیب ها انسان را دچار درماندگی و افسردگی می کند. "*
* شولتر ، دوان و سیدنی شولتر ، 1379 ، نظریه های شخصیت ، ترجمه یحیی سید محمدی ، ویرایش ، تهران، ص 345-341 .

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=94342

نظـــرات شمـــا