کد خبر : 93973       تاریخ : 1396/08/13 13:23:41
پیام مرگ یک روزنامه‌نگار

پیام مرگ یک روزنامه‌نگار

صدراله محتشم از این دیار پرکشید اما رفتن او برای من و تمام کسانی که درست یا غلط عمر خود را در این گیر و دار سیاسی طی نمودند این پیام را به گوشمان زمزمه کرد که در این سفر کوتاه عمر تفاوت ها و تقابل ها سیاسی ارزش پنچه بر چهره هم کشیدن ندارد...

*علی احمدی 

آشنایی من با مرحوم "صدراالله محتشم" تنها به یک مکالمه تلفنی برمی‌گردد و پس از آن هیچگاه امکان دیدار با وی میسر نشد، اما او را آنگاه که دست در کار انتشار هفته نامه دلوار داشت، با نوشته هایش می‌شناختم. اگرچه محتوای نوشتار او با ذائقه سیاسی من چندان سازگار نبود، اما قلم توانمند و قوت نوشتاری او نشان می داد که دامنه مطالعات وسیعی دارد.

صدرالله محتشم سردبیری بود که برای دلش می نوشت و هر چه باور داشت در عرضه آن تردید نداشت. هرچند مشی سیاسی او با آنچه من آن را دنبال می کنم، متفاوت بود و از نظر طیف بندی های سیاسی در جبهه اصولگرایان قلم می‌زد اما وجود او که قلم استخوان‌دارش حکایت از معلومات خوب سیاسی و بعضا اجتماعی‌اش داشت ذخیره ای برای جبهه سیاسی اصولگرا تلقی می‌شد، ذخیره ای که متاسفانه در اون سو کمیاب است. از این حیث فقدان این روزنامه نگار توانمند برای جامعه روزنامه نگاری استان و خاصه اصولگرایان صادق ضایعه گرانی است که به زودی جبران نخواهد شد.

اما هدف این نوشتار کوتاه نه یادآوری شخصیت علمی و مطبوعاتی او بلکه ذکرخاطره ای است که یادآوری اش تذکری اولا به خودم و پس از آن به همه آنهایی است که در معرکه سیاست زدگی آنچنان غرقه نقد و حذف می شویم که فراموش می کنیم روزگاریغماگر به رسم معهودش به آهستگی از مزرعه آفرینش خوشه هایش را دست چین می‌کند و جای بسی اندوه که در این خوشه چینی همیشه نوبت اول با خوشه های پر باراست.

به یاد دارم در هفته های آغازین انتشار هفته نامه "دلوار" - همان زمانی که تعداد زیادی از هفته نامه های اصولگرا مجوز انتشار گرفته بودند و هنوز بازار رسانه های مکتوب گرم بود و این چنین از رونق نیفتاده بود- هفته نامه دلوار خبری از اینجانب نقل کرده بود که اگرچه از من نام نبرده بود، اما شکل نقل خبر به گونه ای بود که اغلب خوانندگان و آشنا به مناسبات سیاسی بوشهر را متوجه شخصیت مورد نظر می کرد. انتشار آن خبر کذب آن هم در هفته نامه ای که می دانستم به دلیل  آنکه سردبیرش با وسواس محتوای نشریه را تولید می کرد و در مدت کوتاه انتشارش مخاطبان پرشماری از طیف اصولگرا را جذب کرده، برایم قدری ناخوشایند و گران بود، به همین خاطر با دفتر هفته نامه تماس گرفتم و از منشی دفتر خواستم گوشی را به سردبیرش بدهد. این مکالمه اولین مواجهه من با مرحوم محتشم بود که البته برای اولین بار مواجهه خوشایندی نبود! به او گفتم که آن خبر صحت ندارد و به رفتار این رسانه معترض شدم و البته این اعتراض قدری از ملایمت فراتر رفت. بعد از این مکالمه هیچگاه موقعیتی دست نداد تا با او مجددا صحبت کنم والبته از اینکه به او به ملایمت سخن نگفته بودم ناراحت بودم.

اخیرا که خبر درگذشت صدراالله محتشم را شنیدم برایم قابل باور نبود و برای لحظاتی اولین گفتگویی که با وی داشتم بار دیگر مرور شد. اگرچه مرگ امری محتوم است که روزی شترش بر در خانه هر کسی زانو خواهد زد، اما آنچه مرا به فکر فرو برد و افسوس و اندوه این حادثه را برایم دو چندان کرد این بود که همان زمانی که آن خبر درج شد، دوست داشتم موقعیتی فراهم شود تا درباره آن خبر و مکالمه ای که قدری به ناملایمت گذشت با وی سخن بگویم و ضمن پوزش خواهی به او بگویم که حتی آن خبر ناصواب ارزش این را نداشت که به درشتی سخن بگویم؛ اما دیداری تازه نشد.

صدراله محتشم از این دیار پرکشید اما رفتن او برای من و تمام کسانی که درست یا غلط عمر خود را در این گیر و دار سیاسی طی نمودند این پیام را به گوشمان زمزمه کرد که در این سفر کوتاه عمر تفاوت ها و تقابل ها سیاسی ارزش پنچه بر چهره هم کشیدن ندارد. مرگ این هم صنفی برای من این پیام را یاد آوری کرد که با یکدیگر ملایم تر باشیم. بیایم تفاوت ها را تحمل کنیم و بجای درشتی و حذف یکدیگر، با هم به مدارا رفتار کنیم. بی تردید وجوه مشترک میان همه طیف های سیاسی آنقدر زیاد است که تفاوت های ناچیزمان در آن گم شود و به چشم نیاید. بیایم به جای کینه توزی سیاسی، مودت و رافت و مدارا را جایگزین کنیم.

اصولگرا و یا اصلاح طلبانی که به آبادی و آبادانی می اندیشند یقینا تخم مدارا می کارند و آنان که مردم را برای منافع سیاسی خود می خواهند کینه و نفرت درو خواهند کرد.

در این شب جمعه، به یاد ایشان و آنهایی که دست شان از دنیای فانی کوتاه شده، فاتحه ای قرائت می کنیم.

*مدیرمسئول هفته نامه خلیج فارس


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=93973

نظـــرات شمـــا