کد خبر : 92216       تاریخ : 1396/06/16 11:34:16
وداع با مدیر کل کتاب خوان

وداع با مدیر کل کتاب خوان

پیغام:چنین انسانی که جوهر وجود و زوایای وجدانش در تلنگر مدام این شعرها و فراز و فرودهای رمان ها صیقل خورده است، چگونه می تواند تسلیم افزون خواهی ها و سر به فرمان خاموش هر حکم و خواست ناروایی باشد؟

رضا معتمد
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
                                     (حافظ)
دکتر حسین دلشب، مدیر اهل ذوق اداره کل حفاظت از محیط زیست استان بوشهر، مردی که دلبستگی اش به شعر و ادب و اشتیاقش به جست و جوی کتاب های تازه چاپ، در برهوت بی میلی و بی رغبتی به خواندن، زبانزد است، دیروز پس از دو سه سالی کشمکش با استاندار بوشهر، با آمدن رئیس جدید سازمان حفاظت از محیط زیست، مجبور به رفتن شد تا استعفایش در روزهایی که زمزمه رفتن خود استاندار نیز بر سر زبان ها است،  تنها، تشفی خاطر آزرده و فروکش کردن آتش عصبانیت آقای سالاری در واپسین روزهای حضورش در استان تلقی شود.
دلشب تا آنجا که می شناسمش، از آن جنس آدم هایی است که گاه فکر می کنم اشتباهی پا به خارزار منصب و مدیریت دولتی می گذارند. مردی که وقتی کنارت می نشیند، آن قدر از حافظه اش شعر و فرازهای ماندگار این و آن رمان را می شنوی که اگر حتی دستی در شعر  و داستان داشته باشی و رشته تحصیلی ات ادبیات فارسی هم باشد، از این همه شور و باورمندی و حس و عاطفه نیرومند به ستایش واداشته می شوی.
چنین انسانی که جوهر وجود و زوایای وجدانش در تلنگر مدام این شعرها و فراز و فرودهای رمان ها صیقل خورده است، چگونه می تواند تسلیم افزون خواهی ها و سر به فرمان خاموش هر حکم و خواست ناروایی باشد؟
یک بار در اوان مدیریتش به دفتر پیغام آمده بود. پرسید "غزل غزل های سلیمان ترجمه احمدشاملو را خوانده ای؟"و تا آمدم بگویم که هنوز نه، شروع کرد به خواندن پیوسته فرازهایی از آن. چنان که مشتاقم کرد که همان روز بروم و غزل غزل های سلیمان را بخوانم و بعد رفت سر وقت شعرهای شاملو و تحلیل زوایای زیبایی شناسانه شعرهای او و من مانده بودم که چنین آدمی با این همه وجد و حال شوریدگی ادبی و انسانی، در جایگاه یک مدیر دولتی چه می کند؟ نتوانستم از او نپرسم و او پاسخ داد: درست می گویی اما جایی که من هستم، بیگانه با شعر و ادبیات نیست. طبیعت الهام بخش همه این شعرها است و من در آنجایم تا از این منبع الهام بخش حمایت کنم.
چند سال پیش  گفتگویی تکان دهنده را از آقای کلانتری رئیس جدید سازمان حفاظت از محیط زیست خواندم در باره وضع مصیبت بار ذخایر رو به اتمام آب های زیرزمینی. چند روز پیش نیز دیدم همان حرفها را تکرار کرده است. فکر می کردم او با این دغدغه مندی، بیش از مدیر پیش از خود، حامی و حافظ مدیرانی چون دلشب باشد اما
امروز که می بینم او در نخستین اقدام و تنها برای راضی نگه داشتن یک استاندار به پایان خط رسیده (دست کم در این استان) به سراغ یکی از معتقدترین مدیرانش به حفظ محیط زیست رفته است، در کنار تعجب و حیرت، قدری نیز مایوس شدم.
دلشب بعد از حصیری و فروزانی سومین مدیر اصلاح طلبی بود که در انتخاب میان دو ناگزیر رفتن یا تسلیم حکم های ناروا شدن، اولی را انتخاب کرد. این  انتخاب، از این سه تن غریب نبود و اگر جز این بود غریب می نمود.
او شاید فردا در جایی دیگر به کار گرفته شود. شاید هم ترجیح دهد فارغ از بار مدیریت و مسئولیت، کتاب های بیشتری بخواند اما در هر دو صورت این واقعیتی تلخ و در عین حال ناگزیر است که هر چه روز به روز میدان برای مدیران مجیزگوی فرمانبردار فراخ تر می شود، عرصه بر دلشب ها و فروزانی ها و حصیری ها تنگ تر می گردد.


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=92216

نظـــرات شمـــا

بوشهرزی گفت:
برای کسی که ادبیات تدریس می کند ودکتری آن هم دارد؛ زشت است که تا ده سال پیش "غزل غزل های سلیمان"ا را نخوانده باشد.جای آنست که خون موج زند در دل سنگ*// زین تغابن که خزف می شکندبازارش!*در یکی از نسخ "سنگ" به جای "لعل" آمده که به منطق شعر حافظ نزدیکتر است.
1396/06/21