کد خبر : 5735       تاریخ : 1392/08/26 15:08
شوکت خونین

شوکت خونین

ابراهیم بردبار

یک لحظه نپرسید کسی حال خدا را

آن لحظه که می خورد غم کرب و بلا را

 

آن لحظه که در هلهله ی سرخ بریدند

دستان پر از سبزترین شورِ دعا را

 

آنجا که عطش در طلب حنجره ای سوخت

نوشید لبِ تیرِ سه پَر، آبِ گوارا

 

آنجا که گُلی پاک لگدمال جنون شد

کوبید پلیدانه دغل ، سینه ی پارا

 

از قامت گُل جامه ی احساس کشیدند

با سنگ زدند آینه ی شرم و حیا را

 

ای شوکت خونینِ پُر از حرمت هستی

« یا لِیتِ مَعَک » بودم و از عشق سکارا

 

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=5735

نظـــرات شمـــا