کد خبر : 5350       تاریخ : 1392/07/29 09:13:57
یونسکو و
بررسی آثار نمایشنامه نویسان جهان - 2

یونسکو و "مستأجرجدید" اش

*مینا درعلی

یونسکو در 26نوامبر در رومانی به دنیا آمد . مادرش فرانسوی بود و پس از تولد او پدر و مادرش به فرانسه نقل مکان کردند. با این که وی در کودکی عاشق تئاتر بود اما در دورانی که به کار در یک انتشاراتی روی آورد هرگز به سمت تئاتر نرفت . نگاه وی به این مقوله از زمانی شروع شد که به فراگیری  زبان انگلیسی از طریق یک خود آموز پرداخت .وی در گفته هایش مطرح می کند: در این زمان من توجهم به مسایلی جلب شد که قبل از آن برایم پیش پا افتاده بود و یا شاید آنها را فراموش کرده بودم .

یونسکو در این رابطه به هفت روز بودن هفته و یا حتی پایین بودن کف اتاق از سقف اشاره کرد و در ادامه هم دو شخصیت خانم و آقای اسمیت توجه او را جلب کردند که در یادآوری زندگی خود مسایل با شکوهی را مرور می کردند .او جملاتی که بین آنها رد و بدل می شد را در دفتر چه ای می نوشت و به حفظ کردن آنها می پرداخت. وی در جایی گفته که : " در حین نوشته که متن به طور نامحسوسی در پیش رویم عوض شد ، جملات بسیار ساده و واضحی که مدت ها با دقت تمام در دفترچه ام یادداشت کردم شروع به تجزیه شدن کردند ؛ فاسد شدند و پوسیدند !"

"در حین نوشتن این نمایشنامه  یا ضد نمایشنامه ( زیرا به صورت یک نمایشنامه در آمده بود) یک حالت تنفر و سرگیجه و تهوع به من دست داده بود .مدام می ترسیدم صندلی زیرم را در نیستی غرق کنم و خود نیز با آن نابود شوم. "

با این حس و حال اولین نمایشنامه ی یونسکو نوشته شد: "آوازه خوان تاس"!

از آثار وی می توان به صندلی ها ،کرگدن ،یعقوب،آینده در میان تخم مرغ ها قرار دارد ، قربانی وظیفه،آوازه خوان تاس، شاه می میرد ، مستأجر جدید ،مکبث و دختر دم بخت اشاره کرد.

خلاصه نمایش نامه ی مستأجر جدید:

ماجرای نمایشنامه "مستأجر جدید" از اتاقی شروع می شود که خالی است و با آمدن مستأجر جدید مملو از اسباب و اثاثیه می شود تا حدی که از اتاق سرازیر خیابان می شود و راه بندانی را شکل می دهد که به تمام خیابان های پاریس می کشد . مستأجر جدید، لرد موقری است که به لحاظ مالی نیز مرفه است . در آغاز تصور می رود که او ثروت مادی دنیا میانه خوبی داشته باشد اما به مرور که اتاق پر از اسباب و اثاثیه می شود و توسط دو باربر این اشباع شدگی او را مدفون می کند . این تراژدی ساده در وهله نخست نشان می دهد که اشیا چگونه  با حرکت خود بر انسان چیره می شوند .این لرد به نوعی نماینده مردم پاریس و هراس زندگی مدرن است.

در این نمایشنامه اشیا چون شبحی از دل مدرنیته بر دل آدم های مدرن می افتد و هراس و ترس رخنه می کند  و در نهایت آزادی آنها سلب و با اسارت باعث نابودی شان می شود.

نگاهی به نمایشنامه :

یونسکو در این نمایشنامه، مفهوم بی هویتی را به نمایش می گذارد .دنیای مدرن انسان هایی که آن چنان به پوچی رسیده اند که تحمل یکدیگر و حتی تحمل خودشان  را هم ندارند . یونسکو با ظرافت تمام این گفتمان پوچی را از ابتدای نمایشنامه و با نشان دادن اتاق خالی و سرایداری که مدام در حال حرف زدن با خودش است نشان می دهد . این یاوه گویی ها و به نوعی کش دادن زمان با آمدن لرد( مستأجر جدید)  همچنان ادامه دارد و سرایدار بی آن که منتظر هم صحبتی لرد باشد جملات خود را پشت سر هم ردیف می کند و اطلاعات خواسته و نا خواسته ی لرد را به وی تزریق می کند. حرف هایی که گاه آن قدر بی سر و ته  است که مخاطب را هم از حوصله ی هم صحبتی با او منزجر می کند . او مدام از خودش ، مستأجر های قبلی ، لرد ، آینده و  حتی عمل و عکس العمل های آدم های پیرامون و کوچه و خیابان می گوید و اطلاعات را به لرد تحمیل می کند.

مستأجر جدید با رفتاری سرد و بی اعتنایی هایی که خاص افراد متمول است به سرایدار پاسخ می دهد. جملات کوتاه و گاه بریده بریده در قبال جملات بلند ، بی وقفه و کاملاً احساسی سرایدار موقعیت خاصی را خلق می کند .نوعی تراژدی بیان که هم با گفتار شکل می گیرد و هم با خلق موقعیت های خاص نمایشی که در نهایت و اوج آن مدفون شدن مستاجر در میان اشیاء است.

یونسکو در این نمایشنامه مفهوم بی هویتی انسان مدرن را که ناشی از دیدگاه های ماتریالیستی اش می باشد به نقد می کشد ؛ خطری که گم گشتگی انسان را در پی دارد .

کابوس خلق شده توسط یونسکو با اشیا و هویت بخشی به آنها به اوج می رسد؛ اشیایی که با هجوم به زندگی انسان و روایت خود حرکتی بنیادی و نمادین را شکل می دهند ، حرکتی که پیش روندگی آن باعث مختل شدن زندگی روز مره انسان ها می شود.

در این نمایشنامه ما با نزاع بین انسان و اشیا روبرو هستیم. نزاعی که باعث می شود شی ء وارگی اجتماع آن قدر گسترده شود و تا جایی پیش رود که انسان را دچار استحاله کند و او را کم کم در میان خود مدفون نماید.

از نظر یونسکو درماندگی و بیگانگی به بیزاری آدم ها مربوط می شود و در نتیجه فرم های تشکیلات اجتماعی از خود آنها نشأت می گیرد. نظم و قدرت ظاهراً دروغین هستند .او اعتقادش را بر این اصل استوار کرده که این عوامل به تصور غلطی جزو شاخص های اجتماعی در زندگی مردم استوار گشته اند .یونسکو این نگاه خود را در نمایشنامه " کرگدن " به شکل فاشیسم و نزاع بین ذهن و تجلیل از طبیعت در قالب دگردیسی آدمی به مطرح می کند و در نمایشنامه "مستأجر جدید" این نزاع بین اشیا و انسان شکل می گیرد و در قالب  استحاله اجتماع وشیء وارگی رخ می دهد.

مخاطب این اثر در طول نمایشنامه با سؤالات زیادی روبرو می شود و می بیند در عین سادگی متن ،فضایی وجود دارد که او را با سؤالات زیاد و چالش های فکری عمیقی روبرو می کند که در آخر هم مخاطب را در اوج بی جوابی رها می کند.

نمایش از جایی شروع می شود که اتاق خالی است و سرایداری در حال آواز خواندن است  .مردی وارد می شود و اطلاعات به تدریج در ذهن او جا می گیرد . این خانه خالی به نوعی نمادی از ذهن خالی این انسان مدرن است .ذهنی بی هدف و خالی! اشیا همه بی نظم و بی هدف قرار می گیرند جز صندلی مخصوص مستأجر که دقیقا وسط دایره ای گذاشته می شود که او با گچ روی زمین کشیده است.

او بر روی صندلی خود می نشیند و نظاره گر پر شدن اتاقش از اشیاء می شود .

وقتی باربرها از فراوانی اشیا و راهبندان  خبر می دهند، تراژدی شکل می گیرد و هجویه محاصره انسان آغاز می شود و تا جایی پیش می رود که پنجره ها هم توسط اشیا پوشیده می شوند و نمایش رو به خاموشی می رود.

این نمایشنامه از آن جهت اهمیت دارد که از دیالوگ جهت دراماتیزه کردن کم استفاده شده است اما دلهره ، ترس و درد همواره مانند یک بختک روح مخاطب را تسخیر و ذهن او را دچار چالشی می کند که به دنیای مادی خود عمیق تر بنگرد.

*کارشناس ارشد ادبیات نمایشی

 

 

 

    

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=5350

نظـــرات شمـــا