کد خبر : 44954       تاریخ : 1394/04/15 11:44:59
پناه بر خدا  طوم همه چی واگشته!

پناه بر خدا طوم همه چی واگشته!

پناه بر خدا اُنگاری همی چی دُنیِیکو واپیچیده،او زمون مهمون می اُومد، می خواسیم سیش مرغ بُکُشیم.به ای قبله قسم،خُدی تو سر شاهدن، از صبح چار پنج نفری دُم مرغ می دُویدیم تا بعد یکساعت بزور مرغکو می گرفتیم...

پناه بر خدا اُنگاری همی چی دُنیِیکو واپیچیده،او زمون مهمون می اُومد، می خواسیم سیش مرغ بُکُشیم.به ای قبله قسم،خُدی تو سر شاهدن، از صبح چار پنج نفری دُم مرغ می دُویدیم تا بعد یکساعت بزور مرغکو می گرفتیم، می کشتیمش سی پُختن، بو خورُش، یا اُوگوشت مرغ تا ده تا کیچه اوهَلتر می رفت، ظهرهم پُی سفره ایقه با لَذَت می خوردیمش که مَزَش تا ده روز زیر دهنمون بید.حالا خو مرغ کارخونه ای با یه هَپی می گیرنش ،خوش تو ترازو کِپ می کنه، می گه بییِن سرُم ببُرین.
پناه بر خدا، شِکِرا هم دیگه شیرینی نداره، نمکا هم دیگه شور نیس.
تماته خو می سونی،سُرخ سُرخِن،اُما قاشش که می کنی، داخلش مث چوب برده، بُیَد همش وِر بیدی دیر.هندونه خو وا مصیبت، می شکونیش سیل می کنی تا سُرخِن اُما نه مزه داره نه بو داره،نه طوم.خربیزه خو واویلا انگار کَلبُنده می خوری.تخم مرغ هم خو اصلن زرده وسفیدش یکییِن،زردش دیر از گوشتون سفید می کنه که بیو بر سیل.میگم پناه بر خدا طوم همی چی واگشته ها.
او روز رفتم خونه سکینه زار خدر اینا.گفت:سیت شربت بیارم؟ گفتم:نه زحمت نکش .یه شربتی اُورد ما خوردیم، گفتم:چه شربت خوشمزه ایین،چه شکر خوبی داشتی.گفت:دی غومضا ،با فلفل دُرُسش کردما،نه با شکرا.گفتم:عامو مخسرمون نکن جونا،مگه با فلفل می شه شربت دُرُس کنی؟ گفت:ها ،برو بازار فلفل سوز بسون ،سیل کن مزه شون دیگه اصلن تیز نیس،شدن مث قند.گفتم:ای خدا ،ای چه وعضِشِن که طوم همه چی واگشته.تا بیده ونبیده فلفل زبون آدم تش می زده ،حالا جوری شده که فلفل جُی شکر می ریزن تو شربت.


 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=44954

نظـــرات شمـــا