کد خبر : 42723       تاریخ : 1394/02/30 14:09
نقش آیین ها در جاودانگی انسان

نقش آیین ها در جاودانگی انسان

از گذشته های دور تا امروز، یکی از بزرگ ترین هراس های انسان، مساله ی گذشت زمان و فرا رسیدن پیری و پایان زندگی و آغاز مرگ بوده است و اگر آیین ها نبودند، روزگارِ انسان عصر ما، بیش از این، تیره و تار می شد.

از گذشته های دور تا امروز، یکی از بزرگ ترین هراس های انسان، مساله ی گذشت زمان و فرا رسیدن پیری و پایان زندگی و آغاز مرگ بوده است و اگر آیین ها نبودند، روزگارِ انسان عصر ما، بیش از این، تیره و تار می شد.
انسانِ امروز، تحت شرایط بسیار پیچده ای، روز به روز مادی تر شده و بنابراین، امیدش به جاودانگی، کمتر گردیده و سلاح و پناهگاهش، در مقابل مرگ، یکی پس از دیگری از دست داده است. یکی از مهمترین عللِ این استیصال، این است که او بسیاری از باورها ی حاکم بر جریان زندگی نیاکانش را یا به فراموشی سپرده و یا به سادگی از کنار آن گذر کرده است. از منظر بسیازی از انسان های امروزی، حتا،  این زندگی نیز بزرگ ترین واقعیت موجود نیست تا چه رسد به رستاخیز و حیاتِ پس از مرگ. او در این دنیای پُر هیاهو،  تقریبا، گم شده است و چون نتوانسته است به حقیقتی متعالی دست یابد، همه چیز را به سخره گرفته است، حتا خودش را  و این است که به سرعت به سمت پوچی پیش رفته است و در نهایت زندگی برایش ملال آور شده است.
در چنین شرایطی آنان که می کوشند تا از فلسفه و کارکردهای آیین ها در زندگی،  به منظور کمک به انسان در مواجهه با مساله گذشتِ زمان، پاسداری کنند قابل ستایشِ فراوانند؛ یکی از این فرزانگان « میرچا اِلیاده» نویسنده معاصر رومانیایی است.
الیاده معتقد است که انسان های باستانی به کمک آیین ها، نمادها و افسانه ها،  موفق شده بودند که زمان را براندازند و یا آن را حداقل، به حالت تعلیق درآورند زیرا آن انسان ها معتقد به دو نوع زمان بود یکی زمان عادی، ملموس و تاریخی که گذران است و خطی و برگشت ناپذیر و سرانجام  به زوال منتهی می شود و همه چیز را به نابودی می کشاند و دیگری زمانِ مقدس که زمان اسطوره ای است و  پایا و کاستی ناپذیر است و بر خلاف زمانِ عادی، دوری است و پیوسته در حال تکرار.  (الیاده، 1365: مقدمه) 
 انسان های باستانی از طریق آیین ها و جشن ها در زمان های مشخصی در هر سال ، زمان گذشته را به پشت سر می نهادند و خود را در اپتدای زمانِ جدید قرار می دادند و با نیرو و توانِ مضاعف و با امیدواری و شادی، زندگی را دوباره آغاز می کردند. مثلا در باورِ ایرانیان باستان، جشن نوروز، در آنِ واحد، هم جشن ویژه ی اهورامزدا بود( که در روز اول اهرمزد فروردین ماه برگزار می شد) و هم روزی که آفرینش گیتی و مردم در آن انجام گرفته بود. در نوروز بود که فرشگرد جهان(نوآیین کردن نهایی آفرینش در رستاخیز) صورت می پذیرفت. در این روز شاه اعلام می کرد: « اینک روزی نو از ماهی نو و سالی نو است، هر چه از زمانه به یاوه گذشته باید تجدید شود.» (الیاده، ص 98 و 99 به نقل از دمشقی)
ایرانیان باستان در شب نوروز آتش های بسیاری را می افروختند و گناهان خود را از این طریق پاک می کردند و تن خود را با آب می شستند و بر همدیگر آب می پاشیدند با این امید که در سالی که در پیش روی دارند، باران بسیار ببارد و در تشتی از هفت نوع دانه می کاشتند به امید باروری بیشتر محصول و زندگی با نشاط تر.
ما در روزگار ما، حداقل از زمان دکارت به بعد، باورمندی انسان متجدد نسبت به آیین ها روز به روز تقلیل یافته است و فقط به زمان تاریخی معتقد گردیده است و خود را در مقابل گذشتِ زمان تنها تر و بی پناه تر کرده است.
همچنین در نتیجه ی چنین نگرشی که: سرنوشت انسان را فقط تاریخ تعیین می کند و زندگی با مرگ پایان می پذیرد و همه چیز به ناگهان نابود می شود این شده است که آینده برای انسان هراسناک گردیده است و زندگی اش دچار یاس و پوچی گردیده است و اضطراب و نگرانی، جانش را تاریک ساخت و روزگارش را تباه.چنین نگرشی واقعا ویرانگر است و زندگی برآمده از این نگرش واقعا رنج آور است و تحمل ناپذیر و راهی را جز خودکشی و یا تحملِ رنجی به مراتب فجیع تر از خودکشی در پیش روی انسان نمی گذارد.
این است که ملت ها و مردمانی که در این زمانه ی پر آشوب و یاس آور، می کوشند آیین های و باورمندی خود را نسبت به آیین ها حفظ کنند از توفیق و خوشبختی فراوانی برخوردارند که نباید آن را با آسانی از دست بدهند.
با عنایت به این حرف و حدیث ها، جای بسی خوشوقتی است که مردمان خطه ی جنوب ایران و به خصوص، بوشهرِ خاطره انگیز، از این موهبت بزرگ برخوردارند و امید است که با فهم عمیق مردم و مدیران فرهنگی از فلسفه و کارکرد آیین ها، این آیین ها همچنان بمانند و بپایند و به زندگی مردمان بیش از پیش، نشاط و معنا دهند.*
.......................................
* الیاده، میرچا(1365):مقدمه ای بر فلسفه ای از تاریخ، ترجمه دکتر بهمن سرکاراتی، تبریز، انتشارات نیما، چاپ اول.

 


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=42723

نظـــرات شمـــا