کد خبر : 41801       تاریخ : 1394/02/09 12:53:28
دلواپس شما دلواپسا

دلواپس شما دلواپسا

صفیه در اومد گفت:اصلن می فهمی چنن؟مو دلواپسم.سیش گفتم:موام دلواپسم.گفت:توهم دلواپسی؟دلواپس چی؟گفتم:دلواپس شما دلواپسا.

صفیه زار مختار مث خروس جنگی چُلُند تو سرامون.اِسد غاره دادن.گفتم:چتن صفیه؟سی چه شهنه می کشی؟چه شده؟ گفت:ئی آغی ظریف که رفته نشسه با فرنگیا وخوش بریده وخوش دُخته، بعدش امریکام قبول کرده ، سیچه حالا پادشهی اُمریکا نمیاد کارای مو بکنه؟ گفتم:پادشهی اُمریکا کین؟گفت:همی مردک سُنگُرکو آغی اومابا.گفتم:کارای ما چنن؟بید چه بکنه؟گفت:خُماما جمع کنه،اُودریای جفره بیاره با ملاسی بیریزه تو دریای ظلم آباد .ری بوشهر سفق بکشه وکولر دوتکه سیمون بیله،قیمت دلارش بیاره دومن،چال چالِی خیابونا پر کنه،اُوقلیون قهوه خونا خالی کنه،تش ری سر قلیونا بیله،می عرضه نداره قیمت دلار خوش بیاره دومن؟همه بیکارا بِیله سرکار،غِروغُبارای اهواز دُرُس کنه،خو اگه ئی کارا نمی تونه بکنه سی چه توافق کردیم؟
گفتم:صفیه چتن پلورده می کنیا؟مگه ئی کارا کار اُوِن؟گفت:ها می، سی چه باش، توافق کردیم؟گفتم:قربون شکلت برم آغی ظریف نشسه باش مذاکره کرده که خُدی نکرده جنگ نشه خونه ی موو تو بسوزه.گفت:یانی چه؟مگه ما لَحمیم؟بید پدرشون در می اُوردیم.گفتم:یانی ما مث عُراق وسوریه وافغانستان، مفتی مفتی، جوونی مملکت بِیلیم دم تیر بلا ومملکت ویرونه کنیم.برو عزیزم که اگه مملکت دس چار تا مث تو باشه هیچی از ئی اُو وخاک نمی مونه.
صفیه در اومد گفت:اصلن می فهمی چنن؟مو دلواپسم.سیش گفتم:موام دلواپسم.گفت:توهم دلواپسی؟دلواپس چی؟گفتم:دلواپس شما دلواپسا.
جهلش گرفت در سِرا زَد قدِ هم وگفت:مو غاره میدم سی همه می گم.گفتم:غاره بده که اوهلِش هم دَر.مردم  خوشون حساب وکتاب دسشونه.
چُلُند= یورش بردن
غاره= داد وهوار،فریاد
شهنه= شیهه کشیدن
سُنگُر= سیاه
خمام= آشغال،زباله
ملاسی= حلب
سفق= سقف
پلورده= هذیان گویی
لَحم= فلج
جهل= عصبانی


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=41801

نظـــرات شمـــا