کد خبر : 37607       تاریخ : 1393/12/21 11:18:15
مر کر

مر کر

سخت راه می روم ، زیر پاهایم در حین حرکت گویا چاهی کنده می شود دلم می خواهد آن قدر پر از انرژی شوم که تمام ساحل دوست داشتنی خاطره هایم را دور بزنم، نوروز دارد می آید در گوشه هایی از این ساحل کاسبی عده ای زیادی که جمعه ها ( فقط جمعه) یعنی یک نیم جمعه می آیند و خرت و پرت هایشان را پهن می کنند...

1- سخت راه  می روم ، زیر پاهایم در حین حرکت گویا چاهی کنده می شود دلم می خواهد آن قدر پر از انرژی شوم که تمام ساحل دوست داشتنی خاطره هایم را دور بزنم، نوروز دارد می آید در گوشه هایی از این ساحل کاسبی عده ای زیادی که جمعه ها ( فقط جمعه) یعنی یک نیم جمعه می آیند و خرت و پرت هایشان را پهن می کنند روی خاک ماسه هایی که مثل پودر چسبناکی سرو روی فروشنده و خریدار را  پلاسیده و خاک اندود می کند، باری با ورود نوروز این کاسب ها که بخشی از ضروریات مردم را عرضه می کنند سرگردان و ویلان به خانه هایشان بر می گردند و سینه ی دیوارها می نشینند تا مسئولین بخواب رفته بیست روزی را با نصب چادر و کانکس به گونه ی دیگری به سوادگری بپردازند و در گزارش های تصویری و غیر تصویری و کلامی و نوشتاری اشان، بادی به غغب بیندازند که ماییم مرزداران این سمتِ خلیج فارس و ماییم که جان فدا می کنیم در راه خلق! بر می گردم به خانه و خانم خانه امر می کند برویم نمایشگاه بین المللی ! می رویم ورودی نمایشگاه هزار تومان است که می پردازیم، سراسر نمایشگاه مغازه داران و دست فروشان همیشگی شهر خودمان هستند به تابلو نگاه می کنم و لحظاتی به آن زل می زنم خانم تمرکزم  را به هم می زند کجایی ! مگر کبوتر پرواز داده ای؟ سرم را بر می گردانم و می گویم نه دارم از سایه ای که بر سرمان چتر افکنده لذت می برم! می گوید: کدام سایه؟ اشاره می کنم به تابلو و نمایشگاه  بین المللی ! و قیمت ها بماند که خود شما بهتر به آن واقفید!
2- دوستم که از بهترین هاست، زنگ می زند فردا بیا تا برویم فاکتورهای پزشکی مرا به بیمه ی تکمیلی بدهیم، دوستم که از فرهیخته های این مرز و بوم است مدت هاست  از مهره های کمر در عذاب  است، این انسان بزرگ که منشاء خدمات بزرگی  در زمینه ی فرهنگ و ادب این سامان است در تماسی که برای مراجعه به بیمه ی تکمیلی با ایشان گرفتم فرمود که : بیمه ی تکمیلی می گوید بابت موردی که  شما به آن دچار شده اید دستور پرداخت نداریم! امروز در یکی از روزنامه ها مطلبی خواندم ( روزنامه ی ایران) که اروپایی ها نام بیمه ای را که ( مثلاً تلامین اجتماعی) بر آن است با احترام و کرنش می برند، بعد از خواندن این  مطلب به  بیمارستان تامین اجتماعی فکر می کنم و  به درمانگاه مبعث که وابسته  به آن است و خدماتی  که .......
3-صبح علی الطلوع قبل از هر کاری کلید را بر می دارم و استارتی به  ماشین می زنم  تا گرم شود چشمتان روز بد نبیند به محض این که کلید را چرخاندم  ( حالا سوییچ) ناگهانی صدای جیغ و شیون از موتور ماشین به هوا رفت! خاموش کردم  و بیرون  پریدم  خون زیر ماشین به راه افتاده بود کاپوت را بالا زدم  موش های چاق و چله تکه تکه و موتور در انبوهی از پوست و مو وخون! تسمه ی دینام و تسمه ی کولر هر دو پَر!
از همانجا صدا زدم امان کجایی؟! ( امان الله شجاعی استاد بزرگ خودم) که روزی گفتی: شورا باید هر موش مرده 25 هزار تومان بخرد تا موش ها قطع شوند و کسی به حرفت گوش نکرد که نکرد!    
حالا استاد جان من 52 هزار تومان جریمه خسارت موش شدم! ای کاش حضرت عالی را رئیس بهداشت بوشهر می کردند!


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=37607

نظـــرات شمـــا