کد خبر : 1876       تاریخ : 1392/06/06 09:49:40
مرکر

مرکر

یک بگو مگوی محلی و تند شدن این همسایه با آن همسایه گاهی گوشه ای از یک منطقه یا کوچه ای از آن را به تشنج می کشد....

1- یک بگو مگوی محلی و تند شدن این همسایه  با آن همسایه گاهی گوشه ای از یک منطقه یا کوچه ای از آن را به تشنج  می کشد. اغلب دیگران ( همسایه ها) به تماشا می نشینند و زد و خوردها تبدیل به بزن  بزن و آسیب دست و سر و صورت از دو سو و گاهی هم  ... . و طایفه کشی هم که چه بسا  ...

در یکی از این اتفاقات، پلیس با خبر کردن مردم با تأخیر رسید. سربازی با یک با توم و درجه داری ...  غائله فرو ننشست و کتک کاری همچنان ادامه یافت و سیاهی زیر چشم و شکستن  سر و...

 ( نه پلیس گناهی دارد و نه  عصبانی شده ها) چرا؟ پلیس متهم به طرفداری از یک دسته می شود و دسته ی دیگری جری تر و  پرخاشگرتر ، در کلانتری ها هم از این وضعیت پر ازدحام تر و  پرآشوب تر !

 چه باید بشود؟ در روستاها و محلات قبلاً ریش سفیدهایی بودند، اشخاص مورد اعتماد و صالح  که از همان ابتدای بگو مگو وارد ماجرا می شدند و قضیه به هر مقطعی رسیده بود، فیصله می یافت. خیلی که کش می یافت، اکثراً در کلانتری خاتمه  می یافت . ولی حالا ...

دلیل این بی سرانجامی (یا بد سرانجامی):  هنوز نه دادگستری ها و نه نیروی انتظامی و برای این گونه  اتفاق ها چاره ای نیندیشیده اند. کار پلیس جلب توجه به مرکز یک کلانتری و پرونده سازی است و  روانه کردن به دادسرا و  باقی قضایا. لازم است مثل شورای حل اختلاف در محلات هم از وجود مردم به گونه ای کدخدا منشانه استفاده شود و پلیس هم توجیه شود که نه در باز جویی ها و نه گزارش ها، قاضی نشود و اظهار نظر نکند و در تحقیقات هم به حرفی استناد نماید و بهتر است که پلیس مجهزتر و جدی تر در محل حاضر شود نه با ترکیبی از ....

2-  هر ساله میگو قیمت گذاری می شد ( در فصل صید) و سهمیه ای هم برای مردم در نظر گرفته می شد.  اما سال هایی چند است که قبل فرا رسیدن فصل میگو، میگو در کوچه و  بازار آزاد سر و کله اش نمایان  می شود، آزادِ آزاد و قیمتش هم مناسب و اگر چه بازاری ها و دلالان میگو می گویند: اصلی نیست ، اما اصلِ اصل است ، مگر این که در یک وقت  معین یک نوع  میگو از خور موسی می آید که آن هم فصلش با تیر و مرداد یکی نیست آن میگو هم خاصیت خوبی دارد. ظاهرش « لوکس» نیست  فقط.

 شیلات  هر ساله تعداد زیادی « لارو»  به دریاها رها می کند و نسبت به ازدیاد این ملخ دریایی کمک خوبی ارائه می دهد، ولی یک ماهی از این وضعیت  که گذشت و کوچه و برزن ها  که پر از بوی خوش و ناخوش میگو  شد، فصل صید شروع  می شود و قیمت اعلامی شیلات و دیگر نهادهای مرتبط با قیمت گذاری که اعلام شد، قیمتی افزون بر مقداری که آزادش بوده است اعلام می شود و شدت صید و شدت قیمت کاری می کند که به دعوا و مرافعه هم می رسد و اما  امسال به محض روی کار آمدن ترکیب دولت یازدهم به ناگهان قیمت مصوب متولی میگو از هم گسیخت و هر کسی برای خودش ؟ و این درحالی است که والی محترم  سرِ ماندن در این دولت  هم دارد.

نتیجه : چقدر عیان است محرومیت این مردم و این بندر پر سابقه  که برجگرگاه خلیج فارس لمیده است و بی زبان ترین مردم دنیا را دارد مردمی که محافظ وطن و پاسدار مرز و ساکت و صامت تماشاگر تبعیض هایی این چنینند!    

3- گفت: من نگران  «رفوژ»های پر خطر خیایان های شهر نیستم، نگرانِ پی آمد دیگری هستم  ! پرسیدم : نگران  چه چیز دیگری هستی؟ گفت:  نگران که بعد از این حرکت دستور داده  شود که خانه های ما را هم  « دو نیم »  کنند! پرسیده  شد یعنی چه ؟ گفت: یعنی ندارد اگر قرار باشد جمعیت افزون  شود، صدر صد نه تنها در شهر ما که در سرتاسر کشور ، این گونه خواهد شد ، نمی شود ؟!

نتیجه :  شاید در بوشهر شود!


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=1876

نظـــرات شمـــا