کد خبر : 117458       تاریخ : 1399/06/16 12:23:45
نوحه سرایی تکیه بر تاریخ و توصیف شاعرانه ی واقعه با چاشنی خیال پردازی است
گفتگوی "پیغام" با محمود موجی- شاعر و نوحه سرای بوشهری؛

نوحه سرایی تکیه بر تاریخ و توصیف شاعرانه ی واقعه با چاشنی خیال پردازی است

پیغام: محمود موجی- شاعر و نوحه سرای بوشهری- در گفتگو با پیغام بیان می کند؛ عشق و ارادتم به اهل بیت علیهم السلام،همسایگی باحسینیه ی سید محمد کوی بلبلیها،علاقه ام به سبک سینه زنی سنتی بوشهر و اینکه مرحوم پدرم حدود ۳-۴٢سال خادم و پیشخوان حسینیه محل بود ازعوامل موثر در ورودم به عرصه ی نوحه نویسی بود.

پیغام: محمود موجی- شاعر و نوحه سرای بوشهری- در گفتگو با پیغام بیان می کند؛ عشق و ارادتم به اهل بیت علیهم السلام،همسایگی باحسینیه ی سید محمد کوی بلبلیها،علاقه ام به سبک سینه زنی سنتی بوشهر و اینکه مرحوم پدرم حدود ۳-۴٢سال خادم و پیشخوان حسینیه محل بود ازعوامل موثر در ورودم به عرصه ی نوحه نویسی بود.

وی برخورداری از قریحه ی شاعری و طبع و ذوق شعر،داشتن اطلاعات فنی شعر، تسلط بر تاریخ اسلام خصوصاً تاریخ کربلا و ایمان و عشق به اهل بیت علیهم السلام را از مهمترین ابزار کار برای ورود جوانان و مشتاقان به شعر و نوجه سرایی عاشورایی عنوان کرد.

این شاعر و نوحه سرا درخصوص  این که چه ارتباطی بین  موسیقی و شعروجود دارد می گوید؛ موسیقی در متن شعر جاری هست و اصلاً هیچ شعری نیست که فاقد موسیقی ذاتی باشد،شاید شعری فاقد یکی از انواع موسیقی شعری باشد اما همه اشعار دارای موسیقی هستند. خصوصاً اشعار سنتی و کلاسیک که در سینه زنیِ ما مورد استفاده قرار می گیرد.

  

در ادامه ی گفتگو های خبرنگارهنری  ما" حسام حق پرست" به مناسبت سوگواری ایام محرم،این بار گفتگوی مفصلی  را با محمود موجی – شاعر و نوحه سرای عاشورایی در شهر بوشهر انجام داده است که با هم می خوانیم:

 در آغاز از دیرینه و پیشینه ی حضورتان در جان و جهان شعرِ آیینی(سوگواریِ بوشهر) بفرمایید؟

باسلام،ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام حزن آل الله، امیدوارم خداوندهمه ما را از برکات بی بدیل مجالس آقا اباعبدالله (ع) بهره مند بفرماید و هرچه زودتر مردم دنیاخصوصاً هم وطنانم را ازشرّ این ویروس منحوس نجات دهد.

آنچه در ذهن دارم پیشینه ی علاقه و شروع فعالیتم باز می گردد به سالهای ۵۵-۵۴ که فعالیتم را با کار تئاتر،نمایشنامه نویسی،سرودن شعر و نوشتن داستانهای کوتاه آغازکردم.

درهمان دهه که عضو کانون پرورش فکری کودکان بودم عضوگروه تئاتر مدرسه راهنمایی مهران به سرپرستی آقای زنده بودی شدم.

به یاد دارم نمایشنامه ای با ۳ شخصیت به زبان شعر داشتیم که در مسابقات استانی بین مدارس راهنمایی رتبه برتر را کسب کرد و مجوز ورود به اردوی رامسر نصیب ما شد اما با مخالفت مرحوم پدرم از رفتن به رامسر باز ماندم.

علی ایحال از سال۶۳ فقط شعر را ادامه دادم و از سال۷۳یا۷۴ با واحد "عجب هنگامه ای برپاست امشب"وارد عرصه ی نوحه نویسی شدم.

عشق و ارادتم به اهل بیت علیهم السلام،همسایگی باحسینیه ی سید محمد کوی بلبلیها،علاقه ام به سبک سینه زنی سنتی بوشهر و اینکه مرحوم پدرم حدود ۳-۴٢سال خادم و پیشخوان حسینیه محل بود ازعوامل موثر در ورودم به عرصه ی نوحه نویسی بود.

اینجا جا داره یاد کنم از استاد عزیزم مرحوم حسین خرمایی که با حمایت ها و دلگرمی هایی که به من می داد مشوقم بودند.

از خداوند مهربان، فردوس برین رو برای ایشان مسئلت می کنم.

همچنین از اساتید بزرگوارم حاج آقا گراشی و حاج آقا دشتی فرد که در اوایل ورودم به این عرصه در راه اندازی جلسات منظم هفتگی مداحان تلاش های زیادی را مبذول داشتند و همراهی شان باعث دلگرمی بیشترم می شد، تشکر داشته باشم. همان نشست ها نقش اساسی در یافتن مسیرصحیح فعالیت در این عرصه برای من داشتند.

یادم هست بعد از دومین کاری که با نام شام دلتنگی(واحدایام رمضان) تقدیم کردم یک شب حاج آقا گراشی وحاج آقا دشتی فرد برای تقدیر از آن واحد به منزل ما تشریف آوردند واین حرکت برای من  بسیار ارزشمندبود.البته مرحوم حاج محمد فتوت هم برای معرفی شام دلتنگی خیلی تلاش نمود،خداغریق رحمت بی انتهاش نماید.

  شعر با کدام ترتیب و روایت از حوادثِ تاریخی می تواند برای علاقه مندان، بیشتر ماندگار و یادگار بماند؟

متوجه منظور شما نشدم چون مشخص نکردید چه انواع و ترتیبی در روایت حوادث تاریخی وجود دارد که بخواهیم بین آنها انتخاب کنیم؟

 تاریخ یا تقریر و توصیف است یا تجزیه وتحلیل.

در بخش اول شرح ماجراست و بخش دوم شرح دلایل ماجرا

اما در مجموع کار سراینده ی نوحه تکیه بر تاریخ و توصیف شاعرانه ی واقعه باچاشنی خیال پردازی است که انواعی دارد؛یا شرح ماجرا و درکنار آن زبان قال است یا زبان حال که البته این هم الزاماتی دارد.

 مشخصه‌های این سبک از اشعار که برای مراسم سوگواری سروده و گفته می شود،به نظر شما کدام است ؟

فکرمی کنم مهمترین؛ همه فهم بودن شعر است. همه فهمی شعر در عین استواری،استفاده ی متناسب از صنایع وآرایه های ادبی،فضاسازی شاعرانه ی منطبق با حقایق تاریخی با لحاظ حفظ شأن اهل بیت علیهم السلام جهت ابلاغ پیام امام(ع)ازمشخصه های این سبک از اشعار است.

البته اشعار روایی توفیقات بیشتری دارد.

 ارتباط شعر و آهنگ چگونه شکل می گیرد؟

باید گفت که موسیقی واقعیتی جاری درحیات است که شاید اگر نبود،حیات نیز جاذبه ای نداشت.

البته باید تفاوت قائل شد بین غنا و موسیقی. کما این که یکی از زیبایی ها و جاذبه های قرآن موسیقی جاری در آیات است.

بدیهی است که در عزاداری سنتی ما خصوصاً سینه زنی سنتی هم موسیقی نقشی اساسی دارد.

اما در زمینه ی نحوه شکل گیری ارتباط شعر و آهنگ با توجه به این که اولاً خودِ شعر دارای آهنگ است وثانیاً همین آهنگ نهفته در شعر نقشی کلیدی در رهبری و هدایت آهنگساز برای ساختن آهنگ متناسب باشعر را ایفامی کند می توان گفت به نوعی مکمل هم هستند.

به قول مرحوم استاد خرمایی که می گفت من باید بگردم آهنگ این شعر را پیداکنم.یعنی این شعر ذاتاً دارای آهنگ است.کار آهنگساز مجاهدت برای دست یابی به آهنگی است که منطبق باشد باموسیقی درونی شعر تا با زیبایی هایش زیبایی های شعر را هم نمایان و تکمیل کند.

در واقع هر چقدر آهنگی سازگارتر با آهنگ جاری در شعر ساخته شود، توفیق در کار بیشتر خواهد بود.

 شاعر چگونه می تواند با جمعیتی از همه ی سطوح و مشاغل جامعه که دوستدار شرکت در این مراسم(سینه) هستند، ارتباط برقرار کند و به عبارتی شعری برای همه ی مردم بسراید؟

شاید بتوان گفت که این پرسش یک سوال اساسی در این عرصه است و پاسخ این سوال درسینه زنی سنتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

از آنجا که مخاطب شناسی و یافتن زبان مشترک درمقوله ی ایجاد ارتباط دو سویه ازجایگاه ویژه ای برخوردار است، یکی از وظایف اصلی سخنران،واعظ،منبری،مداح و...همین مخاطب شناسی است.

مخاطب در هر مجلس وضعیتی متفاوت دارد،در یک شب شعر،مسابقه ی ادبی،مجلس بزرگداشت یا یک مجلس عمومی ...مخاطب ما متفاوت است. این که قرار است با چه گروهی حرف بزنیم، نوع گویش ما را تعیین می کند.

وضعیت مخاطب ما از منظر سطح علمی و آگاهی، در ایجاد ارتباط با اثر ارائه شده،جهت کسب حفظ معنوی و افزایش مشارکت درعزاداری با سایر مجالس متفاوت است.

این که مخاطب شما تاچه اندازه می تواند با مطلب شما ارتباط برقرار کند و از آن استفاده نماید و شما را هم همراهی کند، خیلی مهم است.

یافتن زبان مشترک جهت برقراری ارتباط با مخاطب از ارکان اساسی در انتقال و انتشار موفق یک پیام است.؟

فکرمی کنم همه ی حرف مخاطب شناسی همین هست و اتفاقاً نقطه ی اختلاف دیدگاهها نیز ازهمینجا شروع می شود.

ارائه ی مطلب متناسب با یک مجلس بخصوص به معنای تنزل سطح مطلب و ذبح حقیقت به پای واقعیت نیست.

حقیقت به معنای" آن چیزی که بایدباشد"(پیام ما)و واقعیت به معنای "آن چیزی که هست"(مخاطب ما)

حقیقت آن پیام حقی است که قصد انتقال آن را داریم و واقعیت، مخاطب ما با سطوح مختلف آگاهی است،یعنی آن چیزی است که واقع شده و با آن مواجه هستیم.

حلقه های سینه زنی تشکیل شده از افراد مختلف جامعه با سنین و سطوح معلوماتی متفاوت و همچنین از آنجا که در نوع سینه زنی ما حرکت یکی از ارکان تشکیل دهنده ی آن است و در میزان تمرکز موثراست،سینه زن باید بتواند براحتی حرف ما را دریابد،با کلام ما ارتباط برقرار کند و همزمان به شور مبتنی بر شعور و آگاهی برسد.

بعید می‌دانم این که فکر کنیم چون اکثر مخاطبین ما تحصیل کرده هستند، پس بر زبان شعری هم تسلط دارند و به راحتی می‌توانند با پیچیدگی های زبان شعری هم ارتباط برقرار کنند، درست باشد و ضمناً تکلیف آن بخش از شرکت کنندگان در مجلس که اطلاعات شعری ندارند و یا کمتر از آن مطلع هستند چیست؟لذا باید بپذیریم که اولاً هر تحصیل کرده ای الزاماً متخصص ادبیات نیست و دوماً در بین مستمعین ما از سنین و طیف های مختلف جامعه اعم ازکارگر،پزشک،محصل، صیاد، کارمند، بازاری، مهندس و...حضور دارند و برخی از آنها شاید سالی یکی دو بار فرصت حضور در مجالس عزاداری پیدا کنند.همه ی این عزیزان  برای مشارکت درعزاداری آمده و این وظیفه ی ماست که خواسته ی آنها را تأمین کنیم و این که طوری با مخاطب ارتباط برقرار کنیم که نه مخاطب با سطح معلومات ادبی متوسط به پایین بی نصیب بماند و نه باعث دلزدگی مخاطب با سطح معلوماتی متوسط به بالا شود،از مهمترین وظایف سراینده ی نوحه است.

یافتن زبان مشترک به هیچ وجه به معنای تنزل زبان شعری یا تنزل محتوا نیست.

اینجا یک خلط مبحث اتفاق افتاده و آن هم این که ممکن است سئوال شود با این حساب آیا باید مطابق میل و خواست مخاطب حرکت کنیم؟

یعنی هدف فقط راضی نگاه داشتن مخاطب به هر قیمت باشد؟

پس تکلیف رسالت ما بعنوان شاعر و هنرمند چه می شود؟

یا این که عنوان شود:

قرار بر این نیست که ما دنباله رو مخاطب باشیم،ما وظیفه داریم به جامعه آگاهی داده وجامعه را به سمت تعالی هدایت کنیم،ما به عنوان اهل فرهنگ باید پرچمدار روشنگری و آگاهی بخشی در جامعه باشیم و سوالات ومباحثی از این دست.

در پاسخ باید گفت این حرف کاملا درست و این خواسته ای کاملاً به جاست اما به هیچ وجه منظور این نیست که مابخاطر واقعیت پیش رو،رسالت پیام رسانی خود را رها کنیم.

این اعتقاد بدان معنا نیست که فکر کنیم حالا که مخاطب ما  عام است پس ما دنباله رومخاطب باشیم وحقایق قیام ماندگار عاشورا را بخاطر مخاطب آن طو رکه او می خواهد تعریف کنیم و در این بین اگر یک اشتباهی در جامعه ی هدف شکل گرفته هم بخاطر رضایت مخاطب آن اشتباه را دنبال کنیم.اصلاً منظور آن نیست که یافتن زبان مشترک با مخاطب به معنای پیروی ازمخاطب باشد.

پیروی از باور غلطی که احیاناً در ذهن مخاطب وجود دارد باجلب رضایت مخاطب از طریق یافتن زبان مشترک دو مقوله ی کاملاً مجزا ازهم  هستند.

فکر کنم با یک مثال موضوع روشن ترخواهد شد؛

حجله ی عروسی و بر پا کردن عروسی حضرت قاسم(س) در بحبوحه ی نبرد کربلا یکی از موضوعاتی بود که وارد قصه ی کربلا شد و تا چند سال پیش هم باورمندان بسیار سرسختی داشت وشاید  هنوز هم برخی براین باور باشند.

حالا شما می خواهید از حضرت قاسم سلام الله علیه بگویید؛دو راه پیش روی شماست:

راه اول این که "بازبانی که برای مخاطب آشنا باشد" عروسی و ناکام ماندن حضرت قاسم(س)و مصائب پیرامون این ماجرا را شرح بدهید و با این باور غلط همراه شوید.

راه دوم این که "با زبانی که برای مخاطب آشنا باشد"بدون اعتراض علنی به این باور غلط،با شرح فهم والای حضرت قاسم(ع)و همراهی عاشقانه ایشان با امام،اشتیاق ایشان به شهد شیرین شهادت،یاری رساندن به دین و ذکر مصائب آن حضرت "با زبان نوحه" حضرت معرفی شوند تا هم با نوحه گری  اطلاعات مخاطب پیرامون شخصیت و هدف والای حضرت قاسم(ع) را ارتقاء بخشیده و هم آن باورهای غلط رنگ باخته و حذف شوند.

انجام راه دوم کار،علاوه براینکه هیچ تضادی با تلاش جهت ارتقاء و اعتلای سطح آگاهی جامعه ی هدف ندارد،دقیقاً در راستای نیل به همان هدف هم هست و اتفاقاً با این روش می توان به مرور به حذف باورهای غلط در ذهن مخاطب هم رسید.

البته مباحث تخصصی آسیب شناسی و آسیب زدایی خصوصاً درمقوله ی فرهنگی کاری بسیار حساس است که گاهی یک برخورد غیرتخصصی باعث شده تا نتیجه ی عکس داده و زمینه ی ماندگاری آن آسیب هم فراهم شود. چون همانطورکه مستحضر هستید آسیب ها به مرور زمان رنگ و لعاب دینی به خود گرفته و تقابل با آنها،به مثابه ایستادن در مقابل باورهای اعتقادی محسوب خواهد شد.

بحث در زمینه ی آسیب شناسی و آسیب زدایی که دو مقوله ی تخصصی و مجزا از هم هستند در قیام ماندگار کربلا بحثی بسیار گسترده است که زمان و زمینه ی خودش را طلب می کند و فعلاً از آن می گذریم. اما

می خواهم بگویم با این روشی که عرض کردم به این هدف هم نزدیک تر خواهیم شد.

با این تعاریف در پاسخ به سئوال شمامی توان گفت: هرچه نوحه دارای فاکتورهای اشاره شده در بالا وهمچنین خیال پردازی های شاعرانه ی همه فهم بر پایه ی واقعیات تاریخی باشد ماندگاری بیشتری خواهد داد.

البته شروط دیگری هم برای ماندگاری یک نوحه وجود دارد که موسیقی استفاده شده برای نوحه و میزان قوت و قدرت معرفی کار توسط نوحه خوان نیز از جمله ی آنهاست.

اما من بر این باورم که در کنار همه ی این شروط آنچه اساس است و مثل نخ تسبیح در عین ارتباط با این عوامل به آنها هویت می بخشد،اخلاص در کار است.

این که چقدر به کاری که انجام می دهی اعتقاد قلبی داری و چقدر عشق عامل محرکه ی  توست.

لازمه و ابزار کارِ شاعران جوان و مشتاق به حضور دراین عرصه به نظر شما چه می تواند باشد؟

در پاسخ به این سوال بصورت خلاصه باید گفت:

۱)برخورداری از قریحه ی شاعری و طبع و ذوق شعر

۲)داشتن اطلاعات فنی شعر(شناخت فنی شعر،مطالعه ی دیوان اشعار متقدمین و متاخرین و ارتباط باشعر روز)

۳)تسلط بر تاریخ اسلام خصوصاً تاریخ کربلا(مطالعه تاریخ توصیفی وتحلیلی)و مطالعه ی سیره و روش زندگی ائمه علیهم السلام

۴)ارتباط مداوم با ادعیه،قرآن همراه با ترجمه و تفاسیر قرآن

۵)مداومت در تزکیه ی نفس،مطالعه شرح حال و زندگی علماء و عرفا شیعی و ارتباط مداوم با مسجد و فضای حاکم بر آن

۶)اصلی ترین شرط، ایمان و عشق به اهل بیت علیهم السلام و تمرین اخلاص،اخلاص و اخلاص.

جوانان عزیزی که قصد ورود به این میدان مقدس را دارند از منِ کمترین این سفارش رو به یادگار داشته باشند که وسوسه های شیطانی در این میدان خیلی قوی وارد می شوند،این که فکر کنی به به چه آماده کردم،یا من بهتر از همه می خوانم،یا با این کار می توانم روی فلانی رو کم کنم،ببینم حالا کسی هست مثل من کار ارائه بدهد،من چقدر در این میدان موثرم و از این قبیل دام شیطانی از موانع خطرناک در این عرصه هست،خیلی باید مواظب بود و این نفس متعفن،سرکش و بیچاره کننده را در نطفه خفه کرد.انجام کار فقط برای رضای خدا خیلی سخت هست.واقعاً سخت!

قصد شعار دادن ندارم اما قابل دستیابی و تمرین آن بسیار شیرین است.نکند روز حساب با انبانی سوراخ وخالی از هر گونه ذخیره مواجه شویم که آنگاه و آنجا افسوس و پشیمانی هیچ سودی نخواهد داشت.

این نکته را هم عرض کنم که هر کدام از این شروط که برای خدمت در کسوت نوحه سرا دراین آستان مقدس و پر برکت شمرده شد،شرح مفصلی دارند و بر سراینده است که آنان را قویاً دنبال کند.

 موسیقیِ شعر در بیان واقعه و حوادثی مانند عاشورا واربعین بسیار کاربردی می باشد.گاهی این عنصر یعنی موسیقیِ شعر در بعضی اشعار،وجود ندارد! به نظر شما علّت چیست؟

من عرض کردم که موسیقی در متن شعر جاری هست و اصلاً هیچ شعری نیست که فاقد موسیقی ذاتی باشد،شاید شعری فاقد یکی از انواع موسیقی شعری باشد اما همه اشعار دارای موسیقی هستند. خصوصاً اشعار سنتی و کلاسیک که در سینه زنیِ ما مورد استفاده قرار می گیرد.

لذا شعری را ندیدم که بدون موسیقی ذاتی باشد خصوصاً که اشعار واحد معمولًا در قالب های غزل،مثنوی و قصیده آماده می شوند.

 یادی داشته باشیم از پیشکسوتان و شاعرانی که با اشعارشان همواره نقش بسزا و شایسته ای در تعالی این آیین و سنّت داشتند؟

خدا رحمت کند همه ی درگذشتگان این وادی مقدس که امروز اگر مدعی هستیم در کشور حرفی برای گفتن داریم و از جایگاه ویژه ای برخوردار هستیم، ثمره ی تلاش ها و مجاهدات آن بزرگواران است.

اجازه می خواهم با احترام به همه ی عزیزانم دو نکته را در همین زمینه عرض کنم.

نکته اول این که صحیح نیست اگر امروز،در دهکده جهانی،در عصر انفجار و سرعت بالای انتقال اطلاعات و همچنین با بهره مندی از نتیجه ی صدها تحقیق و پژوهش در عرصه ی تاریخ کربلا خصوصاً در۴-٣ دهه ی گذشته به سرمی بریم، به آن بزرگواران که با کمترین امکانات ومحدودیت های بسیار، از مشکلِ دسترسی به منابع گرفته تا محروم بودن از تحقیقات و پژوهش ها،توانستند با هزاران زحمت ضمن روشن نگاه داشتن چراغ این نوع عزاداری درجهت ارتقاء سطوح مختلف این سنت حرکت کنند، خرده بگیریم و خدای ناکرده به گونه ای نظر دهیم که انگار تمام زحمات ایشان بی ثمر بوده و آثارشان ناقص است.

در تمام افعال آدمی کم و بیش اشکالاتی وجود دارد که تحقیق پیرامون آنها جهت شناسایی و رفع آن اشکالات در ارائه کارهای آینده لازم است،همانطور که آیندگان هم ما را به قضاوت خواهند نشست و اشکالات فنی کارهای ما را خواهند شمرد. اما باید با رعایت انصاف ولحاظ محدودیت های زمان ومکان باشد یعنی نباید ازدایره ی انصاف خارج شد.

سرتعظیم فرو می آوریم در مقابل همه ی درگذشتگان این وادی پر برکت.

نکته دوم باز هم با احترام به همه ی فعالان دلسوز این عرصه باید عرض کنم که نوحه ها و واحدهای به جا مانده ازگذشتگان(چه آنها که هنوز استفاده می شوند و چه آنها که درخاطره ها و کتب ثبت وضبط هستند) باید بعنوان دارایی و آثار معنوی به جا مانده همچون میراثی گرانبها حفظ شوند.نه این که با ایجاد تغییرات در شعر یا آهنگ آنها زمینه ی بروز خدشه و خدایی ناکرده نابودی آنها را فراهم کنیم.

مکتوبات گذشتگان(چه درست،وچه دارای نقص)جزیی از دارایی های فرهنگی یک جامعه محسوب می شوند و صحیح نیست به این دلیل که مثلاً چون بر اساس فلان پژوهش برخی ابیات فلان نوحه با واقعیت سازگاری ندارد دستکاری شود.

بااین عمل،سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و دقیقاً اجازه می دهیم هر کس که از شعر یا آهنگ یک نوحه خوشش نیامد و یا به نظرش دارای اشکال بود به تشخیص خودش دست به تغییرات درشعر یا آهنگ آن نوحه بزند.

ما که الحمدلله در زمانه ای زندگی می کنیم که نه از نظر شاعر درمضیقه هستیم و نه آهنگساز

آثارگذشتگان اماناتی است که به ما سپرده شده،و گنجینه ی گرانبهای سینه زنی سنتی ماست.

لذا من بعنوان کوچکترین عضو این خانواده از عزیزانِ بزرگواری که در صداقتِ شان هیچ شکی ندارم و یقین دارم که بخاطر دلسوزی و بلا استفاده نماندن فلان نوحه و یا استفاده از آهنگهای برخی نوحه ها قدم دراین راه گذاشته اند تمنامی کنم این رویه ی غلط را انجام نداده واجازه دهند تا آثاری که دارای مالکیت معنوی است دست نخورده بماند،حداقل منفعتش این است که این اجازه را به علاقمندان و پژوهشگران سیر تحول دراین عرصه را خواهیم داد تا کارهای پژوهشی انجام بدهند و نهایتش این است که آن ابیاتی که به نظر ما مشکل داره را نخوانیم ولی اخلاقاً مجاز به ایجاد تغییرات در آثار گذشتگان نخواهیم بود.

 به کدام یک از سروده هایتان علاقه مند هستید تا بیشتر خوانده شود؟

 فکر می کنم هر کدام، کم و بیش به نسبت تاثیرگذاری، جایگاهی متفاوت دارند،باید دید تاچه اندازه توانسته اند به غنای سنت دیرپای این دیار کهن کمک کنند.

 واحدی که به آن علاقه مند هستید؟(منظورم این که همیشه به یادش هستید و زمزمه می کنید)

شهزاده اکبر

 تعریف صدای جاودان یاد جهانبخش کردی زاده‌ از نظر شما؟

اگر بخواهم دریک جمله عرض کنم بایدبگم "نوای داوودی مرحوم کردی زاده یک استثناء بود درعالم موسیقی"

 سخن پایانی را اگر موافق هستید با یک بیت از سروده هایتان برای ما بیان بفرمایید.

ضمن تشکر از شما بابت وقتی که دراختیارم قرار دادید:

موجی ار مدعی شیعگی داری کن ساز

که همه ذکر حسین بن علی بود نماز


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=117458

نظـــرات شمـــا