کد خبر : 114488       تاریخ : 1399/02/25 11:25:14
یگانگی فردوسی و شاهنامه
گزارشی از دو دیدگاه در باره‌ی جایگاه ممتاز فردوسی و شاهنامه

یگانگی فردوسی و شاهنامه

هنر بزرگ فردوسی تنها گردآوری یا به‌نظم در آوردن همه یا اغلب اسناد و داستان‌های بازمانده از روزگار باستان نبوده بلکه کوشش و توانایی و توفیق سخنور بزرگ طوس در دمیدن روح واحد در کالبد اجزا و اعضای پراکنده‌ی این اثر بزرگ و ارائه‌ی چنین مجموعه‌ی منظوم متنوع و عظیمی با انسجام کامل و حفظ وحدت موضوع در عالی‌ترین شکل ...بزرگترین ویژگی شاهنامه و آشکارترین دلیل نبوغ فردوسی به‌شمار می‌رود

رضا معتمد

  فردوسی در چند بیت مفاخره آمیز در باره‌ی شاهنامه‌ی خویش گفته است:

بناهای آباد گردد خراب

زباران و از گردش آفتاب

پی افکندم از نظم کاخی بلند

که از باد و باران نیابد گزند

بر این نامه‌بر سال‌ها بگذرد

بخواند همی هر که دارد خرد

از این دست مفاخره‌ها در ادبیات فارسی کم نیست. شاعران بزرگی چون نظامی، سعدی و حافظ هر کدام به‌نوعی به‌سخن خویش فخر ورزیده‌اند و بر جهان‌گیری و ماندگاری آن تأکید کرده‌اند و انصاف را که هیچ‌کدام در این‌باره سخن به‌گزافه نگفته‌اند. حق همین است که سخن هر کدام از این شاعران در جایگاه خویش نمونه‌ی اعلایی از زیبایی و فخامت و متانت است. اما امروز که سخن از فردوسی و شاهنامه‌ی اوست، بر آنیم تا در مجالی اندک، دلایل یگانگی او در نحله‌ای از شاعری و بی‌همتایی اثر او - شاهنامه- را در نوشتاری گزارش‌گونه بیان کنیم. این نوشتار گزارش‌گونه بیان دیدگاه دو نویسنده و پژوهش‌گر گران‌ارج حوزه‌ی ادبیات فارسی و دو تن از برجسته‌ترین استادان ادب فارسی یعنی زنده یاد دکتر منوچهر مرتضوی و دکتر محمد اسلامی ندوشن است.  

اما پیش از آن‌که به مواردی از امتیازات و دلایل بی‌همتایی فردوسی و شاهنامه از دیدگاه این دو نویسنده‌ی نامدار اشاره کنیم، ذکر این نکته را ضروری می‌دانیم که فردوسی شاید بیشتر از آن‌چه برای ما به‌عنوان همزبانان او شناخته شده و ارزشمند است، برای فردوسی‌شناسان و شاهنامه‌پژوهان غیر ایرانی و غیر فارسی زبان شناخته شده و دارای جایگاهی والا است، به‌طوری که می‌توان گفت برجسته‌ترین و ارزشمندترین پژوهش‌ها را در حوزه‌ی شاهنامه شناسی، بیشتر شرق‌شناسان غربی انجام داده‌اند و هم اینان با غور دقیق در همه‌ی زوایای شاهنامه، از عظمت این اثر ماندگار چنان شگفت‌زده شده‌اند و سخنانی گفته‌اند که در نگاه اول ممکن است مبالغه‌آمیز به‌نظر بیاید، اما با دقتی موشکافانه در شاهنامه و عمیق شدن در هنرنمایی‌های استاد طوس می‌توان به حقانیت آن سخنان به‌خوبی پی برد.

دکتر منوچهر مرتضوی در صفحات نخستین کتاب ارزشمند «فردوسی و شاهنامه» و در بیان شأن و جایگاه والای فردوسی در میان دانشمندان و منتقدان غیر ایرانی به‌ویژه پژوهش‌گران غربی، پاره‌ای از دیدگاه‌های این دانشمندان و منتقدان و شرق شناسان را ذکر کرده است که به برخی از مهم ترین آن ها اشاره می شود:

«ارنست رنان» محقق و دانشمند بزرگ فرانسوی، شاهنامه را سند بزرگ نبوغ  قدرت خلاقه‌ی نژاد آریایی دانسته است.

«سنت بوو»، نویسنده و منتقد نامدار اهل فرانسه، گفته است: «اگر بدانیم آثاری بدین عظمت در جهان پیدا می‌شود، این‌چنین ساده‌لوحانه به خودمان مغرور نمی‌شویم.»

«ژان ژاک آمپر» ادیب و مورخ مشهور، فردوسی را یکی از بزرگ‌ترین شعرای عالم بشریت نامیده و شاهنامه را از همه‌ی حماسه‌های بزرگ جهان مثل ایلیاد و ادیسه و حماسه‌های معروف هندی و «نبیلونگن » آلمان برتر شمرده است.

«کاول» مستشرق انگلیسی نوشته است : «این حماسه‌ی ادبی با هر چه که در دنیا بزرگ است، برابری می‌کند. ایلیاد در اروپا و شاهنامه در سراسر آسیا بی‌نظیر است.»

«نولدکه» می‌گوید: «این حماسه‌ی ملی چنان با عظمت است که هچ ملتی در روی زمین نظیر آن را ندارد.»

برتلس دانشمند روس می‌گوید: «تراژدی زندگی فردوسی با تراژدی ملت ایران به‌هم آمیخته و از این رو ایران برای تجدید قوای خود همواره دست به دامان این گنجینه‌ی  بی‌قیاس می‌زده است.»

او همچنین  معتقد است : «مادام که در جهان مفهوم ایرانی وجود خواهد داشت، نام پرافتخار این شاعر بزرگ هم جاوید خواهد بود.»

«عبدالوهاب عزّام»، استاد مشهور مصری در ضمن بحث در باره‌ی مقام شاهنامه در ادبیات جهان و مقایسه‌ی آن با حماسه‌های بزرگ جهانی، می‌گوید : «شاهنامه موضوعات تاریخی و حقایق علمی و ادبی تمام ملل آسیایی و بعضی از ملل اروپایی را در بر دارد.»

دلایل یگانگی شاهنامه و فردوسی

در باره‌ی ارزش‌های وجودی شاهنامه و بزرگی کار خالق آن هر دو پژوهش‌گر ایرانی نظرات مشابهی دارند.

دکتر منوچهر مرتضوی در این باره نکات زیر را در باره‌ی ارزش و بعضی ویژگی‌های کلی شاهنامه قابل توجه دانسته است:

 1   شاهنامه به‌طور کلی مجموعه‌ی بی‌نظیری از اساطیر ایرانی و حماسه‌ی پهلوانی و روایات تاریخی و نیمه تاریخی و افسانه‌ها و داستان‌های مستقل بلند و کوتاه حماسی و غنایی و روایی است که با تعادل و توازن فوق‌العاده و دقیق در چهارچوب سرگذشت و تاریخ سنتی و داستانی قوم ایرانی از آغاز آفرینش تا شکست قادسیه با بیان شاعرانه‌ی نبوغ آمیز و منحصر به‌فردی که شایسته‌ی تخلید و تثبیت چنین سند ملی گرانقدری است، به‌نظم کشیده شده است.

 2   هنر بزرگ فردوسی تنها گردآوری یا به‌نظم در آوردن همه یا اغلب اسناد و داستان‌های بازمانده از روزگار باستان نبوده بلکه کوشش و توانایی و توفیق سخنور بزرگ طوس در دمیدن روح واحد در کالبد اجزا و اعضای پراکنده‌ی این اثر بزرگ و ارائه‌ی چنین مجموعه‌ی منظوم متنوع و عظیمی با انسجام کامل و حفظ وحدت موضوع در عالی‌ترین شکل ...بزرگترین ویژگی شاهنامه و آشکارترین دلیل نبوغ فردوسی به‌شمار می‌رود.

 3  ارزش شاعرانه و هنری شاهنامه به‌خصوص نباید دست کم گرفته بشود، زیرا تنها از پرتو چنین ارزش هنری فوق‌العاده‌ای، فردوسی و اثر او می‌توانسته چنین پایگاه والایی در فرهنگ ایران‌زمین احراز بکند و تقریباً کل جریان زبانی و فرهنگی و ادبی و اجتماعی این مرز و بوم را تا این حد زیر تأثیر قرار بدهد و آن را در مسیر حفظ هویت ایرانی تثبیت بکند. 

 4  شاید بیان این حقیقت به‌نظر مبالغه‌آمیز آید که بگوییم اثر بزرگ و جاودان فردوسی والاترین پایگاه و تعیین کننده‌ترین سهم را در تثبیت صورت پایدار زبان فارسی دری داشته و در توانا ساختن این زبان برای تحول در مسیر تکامل نهایی و احراز ظرفیت و آمادگی برای به‌وجود آوردن شاهکارهای ادبی و عرفانی تقلید ناپذیر چون آثار ناصر خسرو و خاقانی و نظامی و مولانا و سعدی و حافظ موثر بوده است اما این حقیقت بر پایه‌ی سه امتیاز منحصر به‌فرد فردوسی استوار است:

  • نخست ایجاد شاهکاری با همان زبان فارسی که در طول هزار سال پایگاه والای خود را نه به‌عنوان نخستین یا یکی از نخستین آثار مهم ادبی بلکه به‌عنوان برترین اثر ادبی در نوع خود حفظ کرده و در مدت هزارسال همانند مثنوی و گلستان و دیوان حافظ در نوع خود همچنان بی‌نظیر و تقلید ناپذیر مانده است.
  • دوم به‌کار گرفتن چنین زبان ادبی توانایی برای بیان اساسی‌ترین موضوع و مطلب فرهنگی و ملی و آفریدن بزرگ‌ترین و کامل‌ترین منظومه‌ی حماسی تاریخی .
  • سوم برخورداری از اقبال و توجه بی‌سابقه‌ی مردم ایران و همه‌ی مردم فارسی زبان و نفوذ در فرهنگ اقوام مجاور که نه‌تنها از ارزش عینی و ذاتی اثر فردوسی بلکه از بازتاب و پذیرش وجدان اجتماعی مردم ایران سرچشمه گرفته است.

این پژوهش‌گر، همچنین در مقام مقایسه‌ی شاهنامه‌ی فردوسی و برخی از مهم‌ترین و مشهورترین حماسه‌های جهان، ضمن برشمردن برخی از ویژگی‌های آن حماسه‌ها امتیازات حماسه‌ی ملی ایران – شاهنامه – نسبت به آن‌ها را جامع بودن، زنده بودن،  گستردگی قلمرو زمانی و مکانی و دایره‌ی نفوذ آن می‌داند و در توضیح دیدگاه خود می‌گوید:

«حماسه‌های دیگر اولاً داستان دوره‌ای کوتاه از وقایع و حوادث است؛ ثانیاً غالباً حماسه‌ای قدیمی است که امروز فقط طبقه‌ی خاصی از مردم یک سرزمین به‌میزانی محدود با آن‌ها آشنایی دارند.»او در این باره به «مهاباراتا» حماسه‌ی معروف هند اشاره می‌کند که در چند قرن به‌تدریج و به تفاریق سروده و تدوین شده و همچنین «ایلیاد» و سرود «رولان» و «نیبلونگن» که هر یک شامل افسانه‌ای محدود است، در حالی که داستان‌های شاهنامه از لحاظ وسعت قلمرو تأثیر، بی‌نظیر است. کانون اصلی داستان‌های شاهنامه تمام قلمرو زبان فارسی شامل ایران و تاجیکستان و افغانستان است و تابش اشعه‌ی آن تا شبه قاره‌ی هند و قفقاز و ماوراء قفقاز و ترکستان و اغلب سرزمین‌های ترک زبان را در بر می‌گیرد.

به‌اعتقاد دکتر مرتضوی «شاهنامه» حماسه‌ای است که ادوار پیوسته‌ی اساطیری و پهلوانی و تاریخی ملت ایران را با وحدت روح حماسی و داستانی و ناظر به سرنوشت و نشیب و فراز اقوام ایرانی گزارش می‌کند و از این لحاظ بی‌نظیر است.

او معتقد است که «شاید اثر فردوسی با توجه به عظمت و شمول آن به مجموعه‌ی متصل روایات ملی، بزرگ‌ترین اثری باشد که جامع سه مزیت یعنی مزیت اهمیت و ارزش والای شاعرانه و حماسی و امتیاز مستند بودن و وحدت روح کلی منظومه است.»

دکتراسلامی ندوشن نویسنده و پژوهش‌گر معاصر نیز در کتاب ارزشمند «چهار سخنگوی وجدان ایران» فردوسی را «یک پدیده‌ی استثنایی در جهان» می‌داند که «توانسته است طی پنجاه و چند هزار بیت، زندگی فرهنگی و تاریخی یک قوم را به بیان آورد.» او حتی از بیان این ادعا باک ندارد که بگوید «در دنیا کتاب دیگری نیست که  - همچون شاهنامه - یک چنین گستردگی مفهوم را در خود جای داده باشد.» اسلامی ندوشن در مقام مقایسه‌ی شاهنامه و ایلیاد و ادیسه از لحاظ گستردگی مفهوم با تأکید بر گستردگی ابعاد شاهنامه و جهان شمولی موضوعات آن می‌گوید: «کتاب هومر شرح جنگ ده ساله‌ی یونانی‌ها با مردم «تروا» است و اوج کتاب در ده روز خلاصه می‌شود که بحبوحه‌ی جنگ در همان ده روز است. ولی ابعاد شاهنامه تقریباً همه‌ی مسائل نه تنها ایران بلکه مسائلی را که مورد ابتلای بشریت است در بر می‌گیرد.»

 از نگاه او «فردوسی کسی است که بیشترین حق را بر گردن ملت ایران دارد زیرا بدون او و بدون کتاب او این کشور آنچه را که در طی این هزارسال بوده، نمی‌بود.»  اسلامی ندوشن دلیل این ادعا را در آن می‌داند که «شخصیت و قومیت ایرانی بر اساس آن‌چه که در شاهنامه آمده است، تکوین پیدا کرد.» به‌اعتقاد او «شاهنامه گذشته‌ی ملت ایران را به دوران بعد وصل کرد. گذشته‌ای که این ملت دارای کارنامه‌ی تاریخی و تمدنی درخشانی بوده است.» هم از این لحاظ او بر آن است که: «فردوسی به مردم شخصیت و حافظه‌ی تاریخی داد.»

او سپس در بیان امتیازات و ویژگی‌های شاهنامه که آن را نسبت به متون مشابه ممتاز و منحصر به‌فرد و یگانه ساخته است به هفت خصوصیت شاهنامه اشاره می‌کند و در باره‌ی هر کدام از آن خصوصیات هفت‌گانه تقریباً به تفصیل توضیح می‌دهد. او معتقد است که «شاهنامه چند خصوصیت دارد که هیچ کتاب دیگری در زبان فارسی ندارد» و می‌افزاید: «اگر بر من خرده نگیرند، خواهم گفت که هیچ کتاب دیگری هم در دنیا این جامعیت را ندارد.»

اسلامی ندوشن در بیان دلیل ناشناختگی شاهنامه در جهان با وجود این خصوصیت‌ها، معتقد است که : «اگر شاهنامه در دایره‌ی وسیع شناخت جهانی قرار ندارد و فقط خواص، آن را می‌شناسند، به‌سبب زبان ما است و گرنه کتاب در حدی است که بالاتر از آن نمی‌شود. بدان‌گونه که «نولدکه» ایران‌شناس آلمانی گفته شاهنامه حماسه‌ای ملی است که هیچ ملتی نظیر آن را ندارد.»

این نویسنده اولین خصوصیت شاهنامه را در آن می‌داند که شاعر در آن «سرنوشت بشریت یعنی کل آن‌چه که زندگی را شکل می‌دهد سروده است و همه‌ی مردمان جهان صرف نظر از ملیت‌شان در آن مشترک هستند. از این‌رو شاهنامه کتاب یک قوم معین و یک ملت خاص نیست؛ کتابی است جهانی.»

دومین خصوصیت شاهنامه از دیدگاه این پژوهش‌گر «روح پهلوانی و آزادگی است که در سرتاسر کتاب جریان دارد.» وی در این‌باره می‌افزاید: «شاهنامه در حقیقت، انعکاس جنگ بین دو جبهه است: جبهه‌ی نیک و جبهه‌ی بد و میان دو قهرمان خوب و بد. قهرمانان بد آنهایی هستند که در جبهه‌ی مقابل در جبهه‌ی تعرضی جای دارند و قهرمان‌های خوب آنهایی هستند که در جبهه‌ی خوبی به‌سر می‌برند. قهرمان خوب مواظب است که اصول اولیه‌ی انسانی محترم و مصون بماند و تا حد ممکن بشود به یک زندگی تکامل یافته دست یافت.»

«روح عرفانی در شاهنامه» خصوصیت دیگری است که به‌نظر دکتر اسلامی «مخصوص  شاهنامه و متفاوت با آن چیزی است که بعدها به وسیله‌ی شعرای عارف‌منش ایران مانند سنایی، عطار و مولوی و تا حدی سعدی و حافظ گسترش پیدا می‌کند.»این نویسنده بر آن است که «عرفان شاهنامه یک نوع عرفان زمینی است. یعنی عرفانی که با خصوصیات واقعی زندگی انسان سازگاری دارد و توصیه‌اش آن است که آدمی‌زاد نباید تا آن اندازه خود را پای‌بند تعیّنات و تعلقات زندگی کند که انسانیت خود را فراموش نماید. بلکه نوعی لطافت و نوع‌دوستی و به‌فکر دیگران بودن و به‌پایان زندگی اندیشیدن و دنیای دیگر را منظور داشتن باید در کار بیاید.»

«دستورنامه‌ی زندگی و آموختن رسم و راه زندگی که در شاهنامه مطرح است» دیگر خصوصیت منحصر به فرد شاهنامه از نگاه اسلامی ندوشن است. او «اندرزهایی را که از زبان کسانی چون بزرگمهر حکیم یا پادشاهان یا از زبان فردوسی می‌آیند»، جلوه‌ای از این دستورنامه زندگی می‌داند و در باره‌ی کارکرد همیشگی این دستورنامه، معتقد است که :«اگر این‌ها در کنار هم قرار بگیرند، به‌صورت مجموعه‌ای در می‌آیند که همین امروز هم با این‌که زندگی ابعاد افزون‌تری به‌خود گرفته، به‌عنوان دستورالعمل یک زندگی بایسته به‌کار خواهند آمد و در همین دوران زندگی صنعتی هم می‌شود از آنها آموخت.»

 «وجود روح خیامی که بر این تأکید دارد که زندگی و شادی‌ها و خوشی‌های خلق شده برای بشر را خوار نشماریم»، از دیگر خصوصیات شاهنامه است و ناظر بدین معنی که از شادی ها و خوشی‌ها «آن‌چه جنبه‌ی منفی پیدا نکند و جنبه‌ی زیان‌آور برای سلامت شخص یا جامعه نداشته باشد، مشروع است و قابل استفاده.» همچنین «اغتنام وقت چیزی است که بارها در شاهنامه از آن یاد شده و تقریباً می‌شود گفت که سرمشق اندیشه‌ی خیامی است.»

«خصوصیت عشق که به‌صورت بسیار لطیف و کامروا در شاهنامه مطرح است» و نیز «مسأله‌ِی تراژدی در شاهنامه» از دیگر خصوصیات امتیازبخش شاهکار فردوسی نسبت به همه‌ی آثار مشابه از منظر دکتر اسلامی ندوشن است. او در باره‌ی تراژدی در شاهنامه معتقد است که «شاهنامه کتابی است که در عین این که دائماً به شاد زندگی کردن و سرشار زندگی کردن توصیه می‌کند، جنبه‌های تراژیک در آن فراموش نمی‌شود. زیرا تراژدی، جزو طبیعت زندگی است و در همه‌ی دوران‌ها بوده و نمی‌توان آن را از یاد برد.»

پی نوشت :

- مرتضوی، منوچهر (1372): فردوسی و شاهنامه، تهران: انتشارات موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول،صص 28-11

- اسلامی ندوشن، محمد (1381): چهار سخنگوی وجدان ایران، تهران: نشر قطره، چاپ اول صص24-11


  منبع: پایگاه خبری تحلیلی پیغام
       لینک مستقیم   :   http://peigham.ir/shownews.aspx?id=114488

نظـــرات شمـــا