| |
 |
|
فرمان جهان مطاع همایونی در باب نکاح مدیران عذب اوغلی |
|
|
|
به مجرد وصولِ رایتِ عالی از خراسان شمالی به بلاد بوشهر و نزول اجلالِ همایون فال به عمارت کیوان اشارتِ بلدیه ی بوشهر، به حکمِ کیاست و به یمن هوش و سیاست واقف شده ایم که همه ی معضلات ایرانی بل جهانی از قحط و سیل و غلاء و گرانی همه به علت وجودِ نامسعود صاحب دیوانان و پیشکاران مجرد و عذب اوغلی در این بلدیه بوده چون ابلیس پر تلبیس با وساوس خویش نمی گذارد آنان چنان که بایسته است به خدمت شایسته مشغول باشند. علی ایحال به
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
 |
|
|
 |
|
پروکراستاندیشی / اقتدارطلبی |
|
|
|
داود خزايي
پروکراستس (Procrustes) یا همان پروکراست شخصیتی است در اساطیر یونان که قلعه¬ای برای خود دارد و رهگذران را به آنجا فرامی¬خواند و شب¬هنگام آنان را بر تختی ویژه می¬خواباند و به آنها می¬گوید که این تخت برایتان آسوده¬ترین خواهد بود چرا که جادویی است و درست اندازۀ آن کس می¬گردد که بر آن بخوابد. بعد به سراغشان می¬آید و می¬گوید اگر تخت بزرگ¬تر از توست، تو را کش می¬آورم که اندازه¬ات شود و اگر کوچک¬تر سر یا پایت را می¬بُرم تا
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
کد مطلب : 2643 |
تاریخ : ۱۸/۰۳/۱۳۸۹ |
|
|
|
|
|
ثواب و گناه آقاي استاندار |
|
|
|
|
ثواب و گناه آقاي استاندار
رضا معتمد
ناخوش آوازي به بانگ بلند قرآن همي خواند. صاحبدلي بر او بگذشت و گفت : تو را مشاهره (شهريه) چند است؟ گفت هيچ. گفت: پس زحمت خود چندين چرا همي دهي؟ گفت: از بهر خدا مي خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
گر تو قرآن بدين نمط خواني ببري رونق مسلماني
(گلستان سعدی)
آقای ابوطالب شفقت استاندار محترم بوشهر در هفته های اخیر در پاسخ به نقدهایی که از عملکرد وی در عرصه ی اجرایی به ویژه از سوی چند نشریه ی محلّی بیان شده، به دفعات مطالبی عنوان نموده است که هر کدام به فراخور جایگاه و موقعیت و مقام استاندار محترم قابل تامل و در عین حال باعث تاسف است.
پیش از آن که به مصادیقی از مطالب ایشان اشاره کنیم، این جمله ی آقای شفقت در سمینار «همت مضاعف و کار مضاعف» را که در دشتستان بیان نموده است، سر فصل این نوشته قرار می دهیم و در برخوردی قیاسی با دیگر سخنان آقای شفقت، نکاتی را یاد آور می شویم.
به گزارش برخی سایت های اصول گرا وی در این سمینار هدف از آمدنش به بوشهر را صرفاً خدمت به مردم و با هدف «جمع کردن ثواب» ذکر کرده است.
نمی خواهیم خدای نخواسته در این هدف ونیت آقای شفقت تردید کنیم و با همان صراحت و شجاعتی که ایشان نسبت به دیگران قضاوت می کند، در باره ی قصد خیر ایشان و در طلب ثواب بودنشان تردیدی روا بداریم. اما نمی توان از طرح این پرسش گریزی داشت که آیا آن چه آقای استاندار به ویژه در هفته های اخیر گفته و آن چه که در برخورد با مخالفانش امر کرده است، متضمن «ثواب اخروی» برای ایشان خواهد بود؟
به عنوان نمونه آقای استاندار در همین سمینار مذکور در ادامه ی حملاتش به چند نشریه ی محلی مجددا بهانه ای جسته و غبار کینه از دل شسته و با خطاب قرار دادن صدا و سیمای استان بوشهر، از آن چه پخش مطالب نشریات «ضد نظام» و «ضد دین» و «فتنه گر» در صدا و سیما نامیده به شدت انتقاد کرده است. هر چند شدت و حدت سخنان استاندار محترم آن چنان زیاد بوده که بعدها سایت منعکس کننده ی این سخنان آن را از خروجی اش حذف کرد، اما بخشی از این سخنان در نشریه ی دریای جنوب متعلّق به مدیر کل ارشاد بوشهر به چاپ رسید.
«ترویج بی دینی»، «فتنه گری»، «ضدیت با نظام و دولت اسلامی» از جمله نسبت هایی بود که آقای استاندارِ جویای «ثواب» اخروی نثار چند نشریه ی با سابقه ی محلی کرد که صرف نظر از سوابق روشن مذهبی، انقلابی مدیران آن ها:
1-همگی در چارچوب قوانین و مقررات جمهوری اسلامی و با مجوز همین نظام منتشر می شوند
2- این مطبوعات تحت نظارت دقیق و مستمر مراکز و نهادهای نظارتی منتشر می شوند.
3- برای بررسی تخلفات مطبوعات و جرایم آنان و برخورد با آن قوانین و اهرم های خاص قانونی پیش بینی شده است
4- اکثر این مطبوعات به دلیل ماهیت وجودی شان به ندرت وارد حوزه های فرامنطقه ای می شوند.
5- اکثر این مطبوعات به دلیل آگاهی از آسیب پذیری شان و حساسیت های منطقه ای به ویژه در چند سال اخیر از ورود به مناقشات سیاسی پرهیز دارند.
6- همگی مطبوعات محلی بوشهر به دلیل اعتقادات دینی مدیرانشان،پای بندی و توجه ویژه ای به ترویج مسایل مذهبی و دینی داشته اند و آرشیو بیش از ده ساله ی این نشریات گواه این پای بندی و توجه و حتی وجود صفحات مخصوص «دین» در آن هاست.
بنابر این می توان گفت که آقای استاندار این سخنان و نسبت ها را نه بر مبنای واقعیت و صحت بلکه به دلیل عصبانیت از نقد عملکرد خود توسط این نشریات بیان می کند. در این صورت باید پرسید آیا چنین رفتار از یک والی مسلمان که خود را از سلسله ی عادلان و از پیروان (و احتمالا) امیر مومنان علی (ع) می داند، زیبنده است؟
آیا روش و منش آن حضرت و سردارانش چون مالک اشتر با مخالفان و منتقدانشان همچون آقای شفقت است؟
فرض کنیم که همه ی ادعاهای میران مسئول مطبوعات در باره ی آقای استاندار نادرست است و ایشان عملکردی بسیار مثبت داشته و در همین دو سال، وجودش مایه ی برکات فراوان برای بوشهر بوده است؛ آیا بازهم آقای استاندار این حق شرعی را دارد که در پاسخ به گفته ی «شما در کارتان ضعیف اید» بگوید: «شما بی دین اید»، «شما ضد نظام اسلامی و فتنه گر هستید» و بعد هم به یمن قدرت چند روزه ای که در اختیار دارد حساب مخالفان را برسد؟
ایشان در جایی دیگر مطبوعات منتقد خود را به امتیاز خواهی متهم کرده است و گفته است که به آنان امتیاز نمی دهد؟ باید به ایشان گفت چه امتیازی آقای استاندار؟ اگر این مطبوعات و مدیران شان اهل امتیاز گرفتن بودند که از استانداران قبلی کسب امتیاز می کردند و آن چنان بارشان را می بستند که شما امروز نتوانید با قطع چند آگهی گلویشان را بفشارید. نه این مطبوعات اهل امتیاز خواستن بودند نه آن استانداران نیازمند به امتیاز دادن. استانداران کارشان را می کردند و مطبوعات نیز نقد و نظارتشان را اعمال می نمودند. استانداران سلف شما یا این نقد و نظارت را به گوش جان می شنیدند یا اصلاً نمی شنیدند و حتی اگر از نقد و نظری بر افروخته و شاکی می شدند بر اساس حقوق قانونی شان شکایت می کردند اما هرگز خود را «اصول دین و عین نظام» فرض نمی کردند و چون جناب عالی مطبوعات را به ترویج بی دینی و ضدیت با اسلام و نظام متهم نمی نمودند.
آیا بهتر نبود آقای شفقت به جای این که از همان ابتدا شمشیر را برای مطبوعات از رو ببندد و با نیت «کشتن گربه در همان دم حجله» به خبرنگاران و مدیران نشریات تشر بزند، همانند استانداران سلف خود ابتدا با فضای مطبوعاتی استان اندک آشنایی کسب می کرد و به جای پیش داوری و ذهن خوانی، یکی دو بار با اهل قلم و روزنامه نگاران با سابقه به گفت و گو می نشست؟
متاسفانه ایشان این کار را نکرد و امروز که عملکرد ایشان از همه سو در معرض نقد قرار گرفته و مطبوعات نیز به ناگذیر آیینه ی انعکاس این نقدها واقع شده اند، آتش قهر و انتقام ایشان بر مطبوعات منتقد مشتعل شده است. غافل از این که حرف ها و نسبت ها و اعمال ایشان نسبت به مخالفان خود که صرفا زاییده ی خشم و عصبانیت از یک نقد ساده است، جز «تهمت و افترا و ستم» نام دیگری ندارد و در بوجار اتهام و افترا و ستم نمی توان «ثواب اخروی» جمع کرد.
نسبت هایی که آقای شفقت به مدیران مطبوعات بوشهر داده است و دستورهایی که ایشان در باره ی قطع سهمیه ی آگهی این مطبوعات به مدیران زیر دستش داده است و همه ی کارهایی که برای قطع حیات مطبوعات با سابقه ی استان کرده است، نادرست، غیر شرعی و فراتر از اختیارات قانونی ایشان و مصداق بارز «ظلم» است. ممکن است در وانفسای قدرت ایشان و نارسایی فریاد چند مطبوعه ی محلی نتوان با اقدامات وی برخورد قانونی کرد اما می توان به استاندارِمحترمِ مسلمانِ جویای ثواب اخروی گفت که بر قدرت و شوکت ایشان نیز خط پایانی ست و ایشان اگر نه در دنیا در آخرت پاسخ گوی آن چه می گوید و می کند خواهد بود. چه ما باشیم و چه نباشیم:
دوران جفا چو باد صحرا بگذشت خوبی و بدی و زشت و زیبا بگذشت
پنداشت ستمگر که ستم بر ما کرد در گردن او بماند و ازما بگذشت
|
|
|
|
 |
| |
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
در بیان سبب عطایای دولت علّیه ! |
|
|
|
به میمنت و مبارکی دوام دولت همایون و مهر و عطا و بخشش و گشاده دستی روز افزون، از اکناف و اطراف ولایات و دهات ممالک محروسه خبرهای خوش یکی پس از دیگری واصل می شود از جمله این که چاکران و گماشتگان بلاد و ولایات در تمام صفحات ممالک محروسه سخت مشغول رساندن عطایا و هدایای دولت علِّیه از برنج و روغن و گوشت و علی الخصوص سیب زمینی که این یکی دو سال کمبودش غلغله در سفره ی رعیت انداخته بود، هستند و عالیجاه همایونی خود
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
 |
|
 |
|
تعداد مطالب : 1861
تعداد پيغامها : 139
آمار بازدید : 176841
افراد آنلاين : 1
|
|
|
 |
|
|
|