شعر شاعر بازگو کننده خود شاعر


کالبد شکافی غزل 10 از کتاب «از حسرت لیلی»
امير علي پور
با اجازه از استاد خوبم رضا معتمد به بررسی کلی غزل شماره 10 از کتاب از حسرت لیلی می پردازم:
شعر شاعران ریشه در درون خود شاعر دارد و غالبا بازگو کننده روحیات شاعر در زمان حال و خاطرات گذشته دارد و مخلوطی است از ماهیت وجودی شاعر.
رضا معتمد را می توان در آیینه اشعارش جستجو کرد. از غزل دهم مجموعه کتابش به آسانی می توان به روحیه شیطنت و

  ادامه مطلب

ذكر كرامات مولانا عباس قلي پور در قطع ريشه ي بي سوادي !

مديرکل نهضت سوادآموزي استان بوشهر گفت: براساس برنامه راهبردي تنظيم شده که به تصويب ستاد اجرايي سوادآموزي استان بوشهر براي سال جاري رسيده شهرستانهاي جم، گناوه و دشتي امسال به مرحله کامل باسوادي مي رسند و شهرستان هاي دير، کنگان و دشتستان نيز تا پايان سال 90به مرحله باسوادي خواهند رسيد.قلي پور يادآور شد: همچنين شهرستانهاي ديلم، بوشهر و تنگستان به مرحله کامل باسوادي رسيده اند.وي اضافه کرد: در صورت تاييد

  ادامه مطلب

پروکراستاندیشی / اقتدارطلبی

داود خزايي
پروکراستس (Procrustes) یا همان پروکراست شخصیتی است در اساطیر یونان که قلعه¬ای برای خود دارد و رهگذران را به آنجا فرامی¬خواند و شب¬هنگام آنان را بر تختی ویژه می¬خواباند و به آنها می¬گوید که این تخت برایتان آسوده¬ترین خواهد بود چرا که جادویی است و درست اندازۀ آن کس می¬گردد که بر آن بخوابد. بعد به سراغشان می¬آید و می¬گوید اگر تخت بزرگ¬تر از توست، تو را کش می¬آورم که اندازه¬ات شود و اگر کوچک¬تر سر یا پایت را می¬بُرم تا

  ادامه مطلب

 

کد مطلب : 2340

تاریخ : ۰۳/۰۶/۱۳۸۸

نگاهی به مجموعه ی "تمام واژه ها پا برهنه اند" سروده ی مجید عابدی

تعظیمی بلند به غمی بزرگ
نگاهی به مجموعه ی "تمام واژه ها پا برهنه اند" سروده ی مجید عابدی
اسکندر احمدنیا
بسیار شاعرانی بزرگ از هر زبان و ملیت، پس از عبور از سرایش های رمانتیک و تغزلی و بعضاً اجتماعی (که اغلب اشعار اجتماعی آن ها، سیاسی، اعتراضی هم هست) به نقطه ای رسیده اند که یا با همان درون مایه ها یا در رویکردی (در دیدگاه)، به زبان و فرم دیگری دست پیدا نموده اند. سرنوشت آدم هایی که پر از ذوق و هنر شاعری بودند مثل فریدون توللی و دکتر مهدی حمیدی شیرازی و بسیاری دیگر، ایستادن در شکل و فرم و قالبی بود که سهمگینانه و با تفاخر زیاد با آن شروع کردند و بعد، دیگر هیچ ...
شاعرانی که رو به پیش رفته اند و هر روز از دیروزِ خود فاصله گرفته اند، از شمار عددی مشخص فراتر است. فراروی شاملو از چارپاره و مثنوی و از قالب های نیمایی و رسیدن به فرازی که با تأیید حتی هر مخالفی با تکنیک های همیشه تازه ی او نیز مواجه شده است، شاخص ترین نمونه ای است که می توان از آن یاد کرد. این گونه شالوده شکنی ها، اگر چه ساخت ظاهری را در شعر پریشان نشان می دهد، اما در ایجاد رابطه با مخاطب جدید و بعضاً حرفه ای، پذیرشی مطلوب داشته است. این گونه تحول خواهی ها، درهر دوره ای که انجام گرفته، به نوعی رسیدن به مدرنیت و کمی فراتر، پست مدرن تلقی شده است. منوچهر آتشی با تغزلی آهنگین و با مایه های رمانتیک شروع کرد. "آهنگ دیگر" مجموعه ی اول اوست که هنوز مطلوب مخاطب دیروز و امروز می باشد و فروغ فرخزاد از چهار دیواری تقریباً محدود و محصور چند اثر پرشور گذر نمود تا در "تولدی دیگر" و "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" آرام گرفت و شیوایی زبان گفتار گونه اش به گونه ای تأثیرگذار به ثبت رسید. نادر نادر پور می توانست با سرشاری شاعرانه ای که داشت جهش های دیگری داشته باشد. نادرپور هیچ گاه نخواست از «شعر انگور» فراتر برود. هم در غزل، هم در کارهای نیمایی و هم در کارهای بعد از آن (تا همین حالا) حرکت های متحولانه، بیشترشان در اما واگری ابدی باقی مانده اند. در این میان تنها چهره ی ثبت شده، شاملوست که او هم هنوز در پیچ و خم نقدهای بعضاً تند نیمایی سرایان و نیما گرایان، تکلیفی تعلیقی دارد. بعضی از شاعران جوان امروزی، در انتخاب راه و روش یک سبک مانده اند، مدام در حال تغییر و جا عوض کردن هستند، در تب و تاب این که: «تازه چه تحفه ای از راه رسیده است». در گذشته تکلیف حجم گرایان و موج نویی ها مشخص بود. تکلیف موج نویی ها، جیغ کشیدن های شعری، و چه سخت هم با تعصب و اعتقاد، اما امروز...
"مجید عابدی" شاعری است که ضمن آگاهی کامل بر ادبیات پیش از خود (چه نو و چه کلاسیک ) و اشراف بر دو قالب آزاد و کُهن، دارای ذهنی ذاتاً شاعرانه است و تخیلی نسبتاً قوی، جوهره ی درونی او را شعر پرور و ترنم خیز کرده است. سوای انتخاب قالب، فرم شعر او، گویا ساختاری نو و رو به پیش است: نبودی، کومه لبریز شبی سرد، آتش آوردم / نبودی، نی لبک گرمم نمی کرد، آتش آوردم.
این بیت از کتاب شعری است که او به تازگی به نام «تمام واژه ها پا برهنه اند» چاپ و منتشر کرده است. ناشر آن مؤسسه ی فرهنگی، هنری ضریح آفتاب و مرکز پخش آن شهر مشهد مقدس است. عابدی که از چهره های مطرح شعر امروز می باشد و از شاعران پیشرو جنوب (استان بوشهر) در این مجموعه 58 شعر آزاد و کلاسیک خود را گنجانده است. از ویژگی های برجسته ی این شاعر، نگاه بومی گرایانه ی اوست. پایبندی به نوعی تعهد، دلبستگی به جهانی که اقلیم و زادبوم اوست: تابه حال، این دهاتی خسته / دل به تنها شدن نمی بسته / پشت درهای آغل دل من/ یک بغل غصه می شود بسته (صفحات 51 و 52). در ابراز این دل بستگی و تعلق خاطر نجیب، تشبیه غم های پنهانی دل را به «آغل» کردن، اگر چه مقدار زیادی شعر را زمخت کرده است، اما اشاره به جایگاهی دارد که در زندگی و معیشت مردم سرزمین او، زمانی نقش بسزایی داشته است. اشاره به تمثیل ها و ادبیات عامیانه ویژگی دیگری است که شاعر آن ها را، در سبد تعهدات شعری خود جای داده است: ... جز همان شب که گاومان می مرد، / دیگر این دل ـ مدام ـ نشکسته، (همان) و در پایان، یعنی فرود کار و در گیومه: «حسنک ها مگر کجا هستند / که گرسنه است، این زبان بسته ... ».
چند سالی است که نوحه سرایی و آهنگ گذاری روی بعضی از اشعار مذهبی (آهنگ گذاری در نوع ادا و ایجاد یک لحن و تُن در خوانش) به شکلی افراطی و بسیار هم تکراری در جنوب و به خصوص در مرکز استان بوشهر باب شده است. رواج این پدیده که اصالت آن توسط افرادی همچون محمود موجی ـ که شعر هم می سراید ـ و حسین خرمایی پور ـ که خود از نوحه خوان های خوب بوشهری بوده ـ به خوبی حفظ شده است، اما ظهور بسیاری دیگر که در میان آن ها افراد ضعیفی کارهایی نامأنوس ارائه می دهند، سستی و ضعف مشهودی را وارد این عرصه نموده است. در صفحه ی 57 کتاب «تمام واژه ها پا برهنه اند» غزلی است به نام «سپاه کوچک» که عجیب می شود روی آن آهنگ نهاد و یک نوحه ی «واحد » نو و دلنشین ساخت. این غزل که در وصف سرباز کوچک کربلا، حضرت علی اصغر (ع) می باشد، ابیات ماندگاری دارد: بساز ای تیره شب با خیمه گاه کوچکش امشب/ به سر برای عطش با سوزِ آهِ کوچکش امشب / بساز ای سردی گهواره با چشمان بی خوابش / که طرح دیگری دارد، نگاه کوچکش امشب.
ویژگی دیگر شعر «عابدی» برخورداری وی از تخیل شاعرانه است، وجود این مهم ضرباهنگ شعر او را مخاطب پذیر کرده است. در شعرهای کلاسیک او، حفظ این مهم و تمایز بین قالب اصلی کلاسیک و غیر آن، خصیصه ای است که در شعر آزاد او هم بنا به اقتضای وجودی شکل و فرم آن شعر حفظ شده است. در شعر سپید به گونه ای دیگری است، یعنی حفظ، یا داشتن تخیل و لحاظ کردن تمایز، و تمایز از این جهت وارد وادی نثر شود. در غزل، مثنوی و ... عابدی اگر چه شباهت و تکرار در کارهایش هست، اما این مرز را نشکسته است. تکراری های او بیشتر در زمینه ی شعر های مذهبی است. همه ی شاعران مذهبی، بدون استثنا، این تکرار را در تجربه های خود دارند. بعضی مثل مرحوم سید حسن حسینی و مرحوم قیصر امین پور، نوآوری های شگفتی دارند.
در شعرهای آزاد عابدی، خروج از تخیل و عدم حفظ تمایز به گونه ی دیگری رُخ نموده است: جهنمی بود/ تابستان کنار سکوی بانک / که ساق خانم / خورد به چرخ گاری من / آقا، / پول هایش را/ داد به جیغ ساک خانم .../ ... و مشتی حواله کرد/ برای دهان من. عدم رعایت ایجاز، توضیحات اضافه و بسیار در سطح، و ادامه ی ماجرا، به سادگی یک تعریف ساده از شروع تا فرود شعر و استفاده از کلماتی همچون جیغ، ساق، ساک، مشت، دهان، سکوی بانک، یخ در بهشت. این شعر که در صفحات 61 و 62 آمده است، ضعیف ترین کاری است که شاید این شاعر سروده باشد. هیچ کدام از واژه هایی که یاد شد در ترکیب و ساختار شعر جنبه ی هنری به آن نبخشیده اند. یا شعر «کولیانه» که بعد از این شعر و در صفحات بعد آمده است: مزد خواب های طولانی من! / سکه / سکه ی خورشید بود. و سطرهای ادامه ی آن تا پایان چنین است: بازار سیاه شب/ کجاست؟ / با سکه ی طلایی خورشید/ خریدار تمام/ خواب های جهانم. تکرار چندباره ی سکه و مأموریت یافتن خورشید (که به شکل طلا درآمده است) نه یک هایکوی دلنشین و مطلوب شعری را شکل داده و نه خرید خواب های جهان، چیز تازه ای را چه از نظر تولید اندیشه و نه تولید چند بند شعر جدید به مخاطب ارائه داده است. در بند آخر، پلکانی نوشتن شعر هم دچار اشکال گردیده است که: اگر "خریدار تمام خواب های جهانم ..." در یک ردیف نوشته می شد، بهتر بود. اکثر اشعار آزاد کتاب دارای چنین وضعیتی هستند.
شعر سپید شاملو، قدرتش در رعایت ایجاز و ارتباط موسیقیایی آن است (در غیاب وزن ). چنین وضعی در شعر دکتر شفیعی کدکنی (با وجود رعایت وزن) وجود ندارد، در بعضی از کارهای یدا... رویایی وجود ندارد (اگر چه او هیچ گاه از وزن خارج نشده است. مؤلفه ی شعر آزاد (حتی نیمایی ) به نظر نگارنده، داشتن تخیل شاعرانگی است و حفظ تمایزی که به آن اشاره شد. در کنار و زیر مجموعه ی این دو ویژگی، ایجاد ایجاز و انسجام بین بند بند شعر و حتی کلمه به کلمه ی آن است. اما در شعر تاریخ (ص 89) نمایه ای مطلوب در شروع آن وجود دارد که روانی دلنشینی را ایجاد می کند: شاید/ نبوده ایم و نباشیم / اما همیشه/ خاطر یک گل شکسته است/ باور؟ / شاید بلاغت سبزی است/ از شعر ناسروده ی سنگی به قعر رود/ تاریخ را دنبال می کنیم/ در دست های من/ غمنامه ای به حجم مه آلوده ی زمین/ آن را / برای باور دنیا/ سروده ام. شعری خوب، با همه ی ابعاد و مؤلفه های شعری مخاطب پسند چه عام و چه خاص و ای کاش بند آخر هم "سروده ایم" می بود. بلاغت سبز و شعر ناسروده ی سنگ و غمنامه ی حجم مه آلود زمین و دنبال کردن تاریخ، شاعر را بر بلندای یک قله نشانده که تمام جهان را مخاطب قرار داده است. شاعر در شعر موضوعی صفحه ی 91 (عذوبت طعنه) هم قدرتمندی ماندگاری از خود نشان داده است: در شیب دوشیزگی / واژه های مغرورت را/ می خواهد: / جهان/ این مادیان صبور.... تشبیه جهان به مادیان صبور نشان از خلاقیت ذهن و اندیشه شاعر است که به خوبی سطرهای ترکیبی شعر را به هم چفت کرده است. یا در صفحه ی 93 کتاب، شاعر شروع خوبی دارد: من خواب دیده ام ... / حالا که آب برده روی تماشا را.
در صفحه ی 95 شعری است بلند برای سید حسن نصراله و بانوان یا قربانی یا داغدار «قانا». این شعر پر از فرازهای شعری ناب و مانایی است، مثلاً: برادران تو نیستند.../ و محاسن تو/ سپید شاعر شده اند. یا در چند بند دیگر: بازوان افراشته از خالی شیرخوارگان را / بانوان قانا/ به آوار بخشیده اند/ و تو سید حسن/ سپید می آوری / تمام شعرهای هجا برده را. (ص97).
و چه زیبا می شد (نظر من است) اگر به جای "سپید می آوری" سپید می سرودی، لحاظ می شد، و فراز پر از معنا و پر از حقیقت دیگری که تاریخ را در ادبیات شعری امروز به ثبت رسانده است: در خرمشهر / دختران هم کلاسیم / به دست برادران تو/ زنده زنده شاعر شدند/ و در بیت ا... الحرام / پدرانم به دست برادران تو/ اسماعیل را زمزمه آوردند/ و ذبح شدند، و بند آخر هم به نظر می رسد توضیح اضافه است و هم به سطر زیبای شعری «اسماعیل را زمزمه آوردند» لطمه وارد ساخته است. قسمت آخر کتاب بیشتر چارپاره هایی است مرثیه وار برای شهدای کربلا و تعدادی هم با زبان محلی که فکر می کنم پرداخت به شعرهای محلی این شاعر مجالی بیش از این می خواهد. شعری را که برای حُر بن یزید ریاحی، آزاده ی جاوید کربلا سروده است، به عنوان حسن ختام این نوشته تقدیم خوانندگان عزیز می نمایم: آزاده شویم ای دل و چون حر امشب / خود را به سپاه عشق تسلیم کنیم. (ص 103) با آرزوی موفقیت برای مجید عابدی عزیز، که به آستان مقدس امام رضا (ع) هجرت نموده است.


ارسال مطلب به دوستان نسخه قابل چاپ
 

  نام:
  آدرس ایمیل:
  محل اقامت:
  وب سایت :

  متن نظرات شما :
نمایش ایمیل    مرا با خبر کن

 

ثواب و گناه آقاي استاندار


رضا معتمد
آقای ابوطالب شفقت استاندار محترم بوشهر در هفته های اخیر در پاسخ به نقدهایی که از عملکرد وی در عرصه ی اجرایی به ویژه از سوی چند نشریه ی محلّی بیان شده، به دفعات مطالبی عنوان نموده است که هر کدام به فراخور جایگاه و موقعیت و مقام استاندار محترم قابل تامل و در عین حال باعث تاسف است.
پیش از آن که به مصادیقی از مطالب ایشان اشاره کنیم، این جمله ی آقای شفقت در سمینار «همت مضاعف و کار مضاعف» را که در دشتستان بیان نموده است، سر فصل این نوشته قرار می دهیم و در برخوردی قیاسی با دیگر سخنان

  ادامه مطلب

آه ای خدا!


مهدي جهانبخشان
دیروز صبح که رفتم سر دکون میوه فروشی، دیدُم زن خداکرم نِشسه تو میوه ی چلقیده ها و آلو و پیاز گند کرده ها، هاسی می گرده که بَلکم دو تا دونه ی پیازی، آلونی، سیبی پیدا کنه دکون دارم اینا ارزون تر حساب می کنه. گُی وختی دلش می سوزه از زنا پیل نمی سونه، سرقضا یکی دو تا هم نیسن، بعضیا صبح گَه میان بعضیا هم روشون نمی شه آخرِ شو میان میوه و پیاز جمع می کنن.

  ادامه مطلب

در بیان سبب عطایای دولت علّیه !


به میمنت و مبارکی دوام دولت همایون و مهر و عطا و بخشش و گشاده دستی روز افزون، از اکناف و اطراف ولایات و دهات ممالک محروسه خبرهای خوش یکی پس از دیگری واصل می شود از جمله این که چاکران و گماشتگان بلاد و ولایات در تمام صفحات ممالک محروسه سخت مشغول رساندن عطایا و هدایای دولت علِّیه از برنج و روغن و گوشت و علی الخصوص سیب زمینی که این یکی دو سال کمبودش غلغله در سفره ی رعیت انداخته بود، هستند و عالیجاه همایونی خود

  ادامه مطلب

رنگین کمان


عباس عاشوري نژاد
افسوس که ما در زمین و زمانه ای زندگی می کنیم که گوش آدم ها به کلام های زیبا و مقدس توجه نمی کند. هر روز به یک زبان، شیوه و ادبیات، گاه با زبان ادبیاتِ استبداد، گاه دموکراسی، گاه با بیان کفر و گاه دین و ... بر طبل جنگ و خصومت و دشمنی کوبیده می شود. نفس امّاره بر ناخودآگاه ما مستولی شده است و به اشکال مختلف تحت تاثیر این ناخودآگاه به جنگ با همنوعان خویش برخاسته ایم. دیگر کلام های مهر و محبت در زندگی ما کمترین حضور را دارند و این

  ادامه مطلب

تاکسی!


راضيه عقيلي مهر
ناوگان تاکسیرانی شهر بوشهر خود دارای شخصیت حقوقی مستقلی ست اما بنابر قوانین و آئین نامه های نظارتی در نظام اداری سلسله مراتبی، وابسته به شهرداری بوشهر می باشد. ساماندهی وسایل حمل و نقل عمومی در شهر خصوصاً تاکسی ها از سوی سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی شهرداری بوشهر انجام می گیرد و تاکسی در حمل و نقل درون شهری، نقش مؤثری را در پیشبرد وضعیت اقتصادی شهر ایفا می کند.

  ادامه مطلب

 تعداد مطالب : 1799
 تعداد پيغامها : 139
 آمار بازدید : 
165928
 افراد آنلاين :  1

 

::  هفته نامه    خبرهای جدید    جوانه    پیرزن دات کمپه    اعلانات    یادداشت هفته    فانوس    انسانم آرزوست    سفر به دیگر سو    تذکره الرجال  ::

از 86 تا کنون © کلیه حقوق این سایت متعلق به هفته نامه پیغام (Peigham.ir ) می باشد. استفاده از مطالب با ذكر منبع و لینک به سایت بلامانع است.

طراحی و برنامه نویسی شده توسط گروه نرم افزاری گسار : www.GassarIT.ir